تبليغاتX
فرش وثوق vosuq carpets
طلوع دوباره فرش اردبیل
فرش دستباف به عنوان هنري کاملا ايراني از ديرباز در اين خطه از کشورمان با دست هنرمند پيشينيانمان توليد مي شده و اسناد تاريخي و باستاني از جمله کشف قديمي ترين فرش منقوش جهان با علامت صليب شکسته در شهرستان گرمي گواه محکمي بر جايگاه فرش در استان اردبيل است. در گرمی مغان آذربایجان گورهای خمره ای از دوره اشکانی به دست آمده که میان آنها پارچه ای بسیار زیبا بافت شده است که دارای این نقش می باشد.

با اين حال آثار ماندگار فرش دستباف در استان اردبيل از حدود 400 سال قبل و با طرحهاي قفقازي، قيچي، شيخ محمد، اوچ گل و انواع طرحهاي شکسته و هندي با رنگهاي سير و زنده توليد شده است که برخي از اين آثار به جاي مانده هنوز هم زيبايي خاصي دارند.

نقشه شکسته و اسلیمی ، زمینه فرش‌های تولیدی فرشبافان اردبیلی را تشکیل می‌دهد. از مهمترین طرح‌های این نقشه‌ها می‌توان به طرح قیچی، تک گل ، ستاره ، ریز ماهی ، وان ، هریس، زیرخاکی ، کله قوچ ، زرین قلم، طرح قره باغ ، لچک ترنج و مانند این‌ها اشارهکرد.

بافت فرش در اردبیل سابقه طولانی دارد. در دوران صفویه بمانند بسیاری از مراکز بافندگی، قالیبافی در اردبیل نیز در اوج کمال بوده، نام اردبیل همواره به همراه نام قالی ذی قیمت اردبیل متعلق به قرن شانزدهم که فعلاً در موزه ویکتوریا- آلبرت نگهداری می شود ذکر گردیده است.
در دوران قاجاریه قالیبافی اردبیل دچار رکود فاحشی گردیده است. بافندگان اردبیلی در هنگام جنگ جهانی دوم که فرشبافی در شیروان و سایر مناطق بافندگی قفقاز در حال توقف بود با اقتباس از طرحهای بسیار موفق قفقازی و همچنین نقشهای زیبای تبریز از جمله طرح هراتی مشایخی، گلدانی، ظل السلطانی و ترنجدار شیخ صفی و نیز با متابعت از روشهای متداول بافت در آذربایجان از قبیل استفاده از گره ترکی، تار و پود پنبه ای به فرشبافی خود سر و سامان دادند.

● قالی بافی

قالی بافی در استان اردبیل دارای سابقه طولانی است. قالی هایی با گره ترکی و طرحهائی چون هراتی، مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی در این منطقه بافته می شود.
● فرش اردبیل

در مجموعه فرش‌های نفیس آذربایجان قالیبافی مهم‌ترین صنعتی است که تعداد بسیاری از هنرمندان استان اردبیل به آن می‌پردازند.
آمارهای رسمی حاکی است بیش از ده هزار نفر از اهالی استان اردبیل در صنعت فرشبافی اشتغال دارند. اما صدای دفی که از بیشتر خانه‌‌های روستایی و شهری به گوش می‌رسد، درستی این رقم را مورد تردید قرارمی‌دهد.
کارشناسان معتقدند،تعداد فرشبافان در استان اردبیل چندین برابر این است و در بیشتر خانه‌ها، به ویژه در روستا‌ها در هر خانه‌ای دار فرشی برپاست.
صنعت فرشباقی در استان اردبیل از آن رو پر رونق است که یکی از مهم‌ترین منابع درآمد خانوارها است و مردان و زنان این استان را برای رهایی از بی‌کاری یا به عنوان منبع درآمد به این صنعت روی آورده‌اند.
بیشتر فرشبافان اردبیلی ، فرش‌هایی ارزان قیمت تولید می‌کنند و این باعث شده است فرش اردبیلی مشتریان مناسبی در کشور و جهان داشته باشد.
به گفته کارشناسان ، ۸۰ درصد فرش تولیدی در استان اردبیل ، به خارج از کشور و بیشتر به کشورهای آلمان ، ایتالیا ، فرانسه و ژاپن صادر می‌شود.

● ساختار

از نخ پنبه برای تار و پود استفاده میشود.
ـ گره: گره درشت تا نسبتاً ظریف ترکی.
ـ پرز: پشم مرغوب و براق اما کمی ضخیم بیشتر بکار می رود و بلند چیده می شود
ـ کیفیت: نمونه های قدیمی قالیچه های عشایری کم نظیر و با دوام و با ارزش که کیفیتی بیش از متوسط دارند. بندرت یافت می شوند.
نوع بافت قالی در حوزه شهری اردبیل بصورت تمام لول و نیم لول می باشد با این حال تعدادی از عشایر که به اردبیل کوچ کرده اند بصورت تخت فرشبافی می کنند. چرا که نوع بافت حوزه عشایری اردبیل، بصورت تخت می باشد. این در حالیست که قالیهای روستایی اردبیل در گذشته بیشتر بصورت نیم لول بافته می شدند ولی امروزه با توجه به تقاضای بازار بصورت تمام لول هم تولید می شوند.
 
طرحهای رایج فرش اردبیل

طرحها و نقشه هایی که در اردبیل مورد استفاده قرار می گیرند به دو گروه عمده تقسیم می شود.
الف) طرحهای قدیمی که خود نیز شامل طرحهای زیر می شود.
۱) طرحهای اقتباسی قفقاز
۲) طرحهای اقتباسی هریس
۳) طرحهای هندسی
۴) طرحهای شکسته
ب) طرحهای جدید: که شامل طرحهای ذیل می باشد.
۱) انواع ماهی هراتی
۲) طرحهای گردان اسلیمی و ختائی
۳) طرحهای شکسته لچک و ترنج دار
که به موارد فوق می توان کارهای تابلوئی با رجشمار پائین ۲۵ الی ۳۵ را نیز اضافه کرد.
از آنجائیکه طرحهای اقتباس شده از قفقاز بیشترین حجم طرح قالی اردبیل را تشکیل می دهد لذا در ادامه به معرفی تعدادی از این طرحها اشاره خواهیم کرد. با وجود این اقتباس، قالیهای اردبیل بخاطر داشتن حواشی پر کارتر و نیز پرزهای بلند تر و کم ظرافت تر، از قالی های قفقاز براحتی قابل تشخیص اند.

▪ قیچی

یکی از مهم ترین طرحهایی که در اردبیل بافته می شود طرح قیچی قوبا می باشد این طرح که اقتباسی از طرحهای قفقاز و شیروان است و در آنجا به نام نقشه پیربدیل معروف است تقریباً در ایران بغیر از اردبیل جایی دیگر بافته نمی شود. به همین دلیل این طرح را با نام اردبیل می شناسند.
طرح قیچی از اجزای مشخص تشکیل شده است که این اجزاء در همه قالیهای قیچی، بکار گرفته می شوند. اصلی ترین جزء این طرح، همان طرح قیچی است که اساساً بخاطر شباهت ظاهریش به شکل قیچی به این عنوان موسوم شده است.
جزء دوم این طرح، گل می باشد.
مکمل طرح گل، طرح آئینه می باشد که بصورت یک در میان در کل متن می آید تعداد آئینه طرح سه تا می باشد که مابین این دو جزء، طرح پرنده قرار دارد.
از اجزای دیگری که در کل طرح برای پرکردن فضا استفاده می کنند جزء اردک می باشد که اکثراً دارای ۶ پا و یا بیشتر می باشد. قاب قیچی نیز که بصورت عدد هشت می باشد از اجزای دیگر تشکیل دهنده این طرح می باشد.
طرح "توسباغا" نیز از طرحهای اقتباسی قفقاز می باشد و چنانکه معلوم است از شکل لاک پشت اقتباس شده است این طرح بصورت تکی و بجای ترنج در داخل فرش اجرا می شود. طرح تشکیل شده از سر و نصف بدن لاک پشت است، که در قسمت وسط این طرحها قرینه می شوند.
 
▪ شمشیر

طرح شمشیر که اقتباسی از دسته و قسمت کوچکی از بدنه شمشیر است بصورت قرینه بافته می شود. این طرح بجای لچک فرش اجرا می شود و جزو طرحهایی است که لچک نیز دارد لچک این طرح، همان شمشیر است که بصورت نصف از وسط بافته می شود در اکثر این فرشها رنگ لچک و ترنج نیز بحالت معکوس بافته می شود. یعنی رنگی که در قسمت داخلی شمشیر در ترنج بافته شده در قسمت بیرونی لچک بکار گرفته می شود.

▪ قولتوق
 
طرح قولتوق نیز از طرحهای قدیمی منطقه است که ریشه در طرحهای قفقاز دارد. این طرح که از تداخل دو طرح ضربدر و جمع تشکیل شده است نماد بازو و شمشیر می باشد که علامت جمع بصورت چهار دسته شمشیر می باشد و ضربدرها نماد بازوی انسان می باشد. داخل طرح ضربدر با گلهای ریز تزئین شده، قسمت متن فرش نیز از اشکال و تصاویر انسانی و اشیاء پر شده است.
تعداد این قولتوقها در داخل متن با توجه به کوچکی و بزرگی بین ۱ الی ۴ عدد می باشد که در یک یا دو ردیف بافته می شود.
▪ اولدوز
طرح اولدوز از طرحهای مشترک بین گلیم و فرش است. و تقریباً در همه مناطق از آن استفاده می شود درمنطقه اردبیل از این طرح در متن نیز استفاده می کنند که بصورت سه تایی در طول و یا دو ردیف سه تائی می باشد. نوع دیگر این طرح در فرشهای اردبیل بیشتر در جاهایی که خالی هستند بکار برده می شود.

▪ بوته

نگاره ای کهن و بسیار آشنا و زیبا در طرحهای قالی و نقشهای تزئینی ایران که شکل آن به آتش زرتشت، درخت سرو سرخمیده، بادام، گلابی، کیسه چرمی و مشت بسته مانند شده است. ولی در معمولیترین شکل خود به برگ دندانه دار با سری کج شده به یک سو شبیه می باشد.
نگاره های گوناگون بوته را کوچک یا بزرگ، با خطهای شکسته یا دندانه دار، با کناره های آراسته به گل یا برگ و درون پرگل ختائی و ساده یا در ترکیب با نگاره های دیگر به صورت گل و مرغ که سر در سینه فرو کرده نقش می کنند.
طرح بوته یکی از طرحهای قدیمی است که در اردبیل بصورت گسترده بافته می شده و در حال حاضر نیز بافته می شود این طرح بنام طرح درویش بورکی نیز (کلاه  درویشی) معروف است. این طرح اکثراً بصورت نیم لول بافته می شود که اخیراً بصورت تمام لول نیز بافته شده است.
طرح بوته بصورت شکسته اجرا می شود که مابین دو بوته در ردیف بالا یک بوته دیگر قرار می دهند که بوته ردیف بالائی بصورت عکس جهت حرکت بوته پائینی می باشد. رنگ بندی این بوته یا بصورت یک رنگ یکنواحت در همه بوته هاست و یا بصورت هر ردیف در یک رنگ خاص بافته می شود و یا اینکه هر بوته برای خود رنگ جداگانه ای دارد. این بوته ها گر چه تفاوتهایی با همدیگر دارند ولی در کل همه آنها شکسته می باشد. که بعضی از آنها پر کار و بعضی دیگر ساده می باشند.

▪ گول

طرح گول یکی دیگر از طرحهایی است که در منطقه اردبیل به فراوانی بافته می شود گولی یا گول همان ترنج داخل متن فرش را می گویند که بصورت یک ترنج یا بیر گول، یا دو ترنج، (ایکی گول) و یا بصورت سه ترنج (اوچ گول) و بیشتر بافته می شود که درصد طرحهای اوچ گول بیشتر از همه میباشد.
در مجموع می توان گولها را به صورت زیر تقسیم بندی کرد:
۱) طرحهای گول مربعی
۲) طرحهای گول لوزی
۳) طرحهای گول صلیبی
۴) طرحهای گول شش ضلعی
۵) طرحهای گول هشت ضلعی
۶) طرحهای گول شمسه
۷) طرحهای گول منتظم و غیر منتظم دیگر
در این نوع طرحها اکثراً رنگ گل وسط با رنگ دو تا گل دیگر تفاوت دارد.

▪ طرح ماهی

نقشه ایلی و بومی و ذهنی بافت، از جمله ظریفترین طرحهای ریز نقش و مکرر، ماهیهای ریز که یا در سراسر متن و یا به دور نگاره ها هندسی نقش شده است. این نگاره ها یا ترنج هندسی هستند و یا گلی مانند الماسی و یا شکل لوزی مانند که ماهیهایی به صورت برگ و گل تزئین شده در دو سوی آن نقش شده است این ماهیها یا روبروی هم هستند و یا در کنار هم.
با توجه به اینکه فرشهای اردبیل با رجشمار پائین بافته می شوند لذا ماهیهای بافته شده دارای ظرافت و زیبائی نیستند بهمین خاطر بعضی از بافندگان، اقدام به خلاصه کردن طرح کرده اند که در ابعاد کوچکتر دیده بشود.

▪ طرح هریس

یکی از طرحهای که اخیراً در اردبیل مقبولیت و بازار فروش خوب پیدا کرده است طرحهای هریس می باشد. که اکثراً این طرحها بصورت طرح لچک و ترنج می باشد. متاسفانه در سالهای اخیر این اقتباس بدون شناخت از طرحهای هریس صورت می گیرد و تعدادی از طراحان با ادغام طرحها، یک طرح جدیدی را که دارای خیلی از اشکالات اساسی می باشد به بازار عرضه می کنند. تعداد بسیار کمی از این فرشها با استفاده از رنگهای طبیعی و گیاهی بافته می شوند و درصد بسیار بالایی از این فرشها با رنگهای شیمیائی رنگ می شوند.
یکی دیگر ازعمده معرفهای فرش اردبیل علاوه بر بافت تعداد زیاد حاشیه ها می باشد تعداد این حاشیه در فرشها از پنج، الی دوازده حاشیه کوچک و بزرگ می باشد. گاهی تعداد این حاشیه ها بیشتر از دوازده مورد نیز می باشد.
نوع حاشیه های مورد استفاده در فرشهای اردبیل به سه گروه عمده تقسیم می شود.
الف) حاشیه بزرگ
ب) حاشیه کوچک
ج) زنجیره
الف) حاشیه بزرگ یا حاشیه اصلی، پهن ترین حاشیه که بطور معمول دو یا چهار حاشیه باریک در دو سوی آن نقش می شود. طرحهای حاشیه بزرگ به سه گروه عمده تقسیم می شود.
۱) حاشیه هندسی (شکسته) طرحهای گردان
۲) طرحها و تزئینات خط کوفی که بصورت شکسته درآمده است.
۳) طرحهای هندسی و شکسته

▪ چایدان

معروفترین و مهمترین طرح حاشیه ای که در حال حاضر در بسیاری از فرشهای اردبیل مورد استفاده قرار می گیرد طرح حاشیه چایدان می باشد. این طرح تقریباً در همه نواحی فرشبافی آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد. این طرح از دو قاب که یکی بصورت وارونه قرار دارد تشکیل شده است که به وسیله دو خط بهم وصل شده اند در قسمت میانی این طرح یک گل هشت پر قرار دارد که در اطراف آن دو برگ قرار دارد. این طرح اکثراً برای طرحهای هریس و ماهی مورد استفاده قرار می گیرد.
ب) حاشیه کوچک یا حاشیه فرعی که به تعداد دو یا چهار و یا شش تایی در دو سوی حاشیه اصلی قرار دارد و دو نوع طرح و از آنها در فرش اردبیل مورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از:
۱) طرحهای شکسته شده طرحهای گردان
۲) طرحهای هندسی
ج) زنجیره: بین حاشیه های کوچک و بزرگ قرار می گیرد و به طور عمده از طرحهای ساده و هندسی برای بافت آن استفاده می کنند.

● رنگ بندی

فرشهای منطقه اردبیل در زمینه های مسی کرمی فیروزه ای، سفید، نخودی، کرم سرنجی، سرمه ای و سبز روشن به بازار عرضه می شود. همچنین رنگها در قالیهای اردبیل روشن تر و زنده ترند.

● توزیع جغرافیایی

قالیبافی یکی از صنایع دستی مهم شهرستان اردبیل است که علاوه بر ارزش افزوده، از نظر اشتغال زایی نیز دارای اهمیت خاصی می باشد. مناطق قالیبافی اردبیل را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد.
۱) حوزه شهری باف: مانند اردبیل و بخشهای تابعه
۲) حوزه روستایی باف: مانند اکثر روستاهای تابعه اردبیل
۳) حوزه عشایری باف: (شاهسونها)
▪ حوزه شهری باف:
این حوزه عمدتاً شهر اردبیل را شامل می شود و اکثر بافندگان آن از مناطق دیگربدانجا کوچ کرده اند درصد بسیار بالای تولید فرش اردبیل متعلق به این حوزه است. در نقاط بسیاری از این حوزه بعضی از ارگانها و یا سازمانها فعالیت دارند. از مناطق مهم قالیبافی می توان به سلمان آباد، میر اشرف و بهشت زهرا اشاره کرد که در آنها بیشتر طرحهای شکسته و هندسی بافته می شود.
▪ حوزه روستایی باف:
تولید فرش در اغلب روستاهای اردبیل رایج می باشد. فعالیت عمده این حوزه مربوط به فصل های کم کار کشاورزی یعنی اول پاییز تا آخر زمستان است. با گرم شدن هوا و اشتغال مردم به کار کشاورزی میزان تولید فرش کاهش می یابد. اکثر بافندگان مناطق روستایی را زنان و دختران تشکیل می دهند طرح قالیهای این حوزه بسیار ساده و هندسی می باشد.
▪ حوزه عشایری باف:
این حوزه شامل عشایری می شود که در تابستان برای ییلاق به منطقه اردبیل می آیند. بافندگان این حوزه را نیز زنان و دختران تشکیل می دهند. فرش در این حوزه نه جهت کسب درآمد بلکه برای کاربرد خود خانوار صورت می گیرد. نه تنها مرحله بافت بلکه کلیه مراحل تولیدی فرش اعم ازپشم ریسی و رنگرزی توسط زنان انجام می پذیرد در این حوزه از دارهای کوچک افقی استفاده می شود و فرشهای بافته شده رج شمار پایینی دارند. چله کشی با نخهای پشمی صورت می گیرد و اصطلاحاً به آنها فرش تمام پشم می گویند.
فرشهای به اصطلاح بازاری اردبیل که به سنه بافت مشهورند فرشهایی یک پوده و با کیفیت نازلی از نظر بافت هستند. گره ها در روی شبکه تار و پود بسیار نرم کوبیده می شود. هر چند این نرم کوبیدگی باعث زود بالا آمدن فرش در روی دستگاه می شود ولی در عوض از تراکم و دوام آن تا حد قابل توجهی کاسته می شود.
▪ شاهسونها
با بقدرت رسیدن ترکان قزلباش در دستگاه صفویان و دخالت بی جای آنها در امور کشور، شاه عباس دستور داد تا ایل جدیدی با شرکت ایلات مختلف به نام شاهسِوَن به معنی دوست دار شاه به وجود آید.
متشکل ترین دسته شاهسونها در غرب دریای مازندران زندگی می کنند. اقامتگاه تابستانی آنها دامنه های پر آب و علف سبلان است، و با شروع سرما دراوایل پاییز به دشت مغان که هوایی معتدل دارند باز می گردند. علاوه بر شاهسونهای دشت مغان دسته های زیادی از شاهسونها در مناطق مختلفی که در فاصله تبریز و تهران قرار گرفته به سر می برند. از مهم ترین آنها باید از دسته هایی که در اطراف هشترود و میانه و بیجار، قزوین، ساوه، ورامین و همدان و قم بسر می برند نام برد.
قالیچه های شاهسون همچون قالیچه های بلوچ های خراسان که از همسایگان خود تأثیرپذیری داشته اند، رنگ و لعابی کردی دارند بنحوی که تولیدات دو پودی آنها با بافتی بسیار سفت و فشرده و نه چندان ظریف، بافته های کولیایی را در ذهن تداعی می کند.
نقشه های رایج درقالی های شاهسون در اصطلاح محلی عبارتند از لاکی نیمه، شبیری ناری و دوقوز بورونی.
▪ مشکین شهر:
فرشهای مشکین شهر شباهت زیادی به فرشهای سراب دارند در مراکز بافندگی آن، فرشها وکناره های بادوام و ضخیم بافت با طرحهای هندسی بافته می شوند. در متن سرمه ای فرشهای آن اغلب یک ردیف ترنج شش ضلعی با محیط اره مانند در رنگ قرمز لاکی بافته می شوند. حاشیه فرش مشتمل بر چهار ردیف نوار هم عرض باریک و مملو از موتیفها و اشکال کوچک هندسی است.
در اطراف مشکین شهر قالیچه ها و کناره های مخصوص با الیاف بلند و قطعهای غیر متعارف تولید می شوند اینگونه تولیدات بیشتر دستبافهای قفقاز را در ذهن تداعی می کنند. سه ترنج زاویه دار بر روی زمینه ای سرمه ای بسیار ساده ولی دلچسب. حاشیه آن از سه بخش مساوی و ساده تشکیل شده و معمولاً مورد پسند اروپائیان میباشد..

بافندگان اردبیلی تقریباً در تمام اندازه ها فرش  می بافند. ولی بیشترین تمایل را به ذرع و نیم و پرده ای و کناره های معمولی نشان می دهند. .فرشهای قالیچه ای اردبیل که اکثراً در ابعاد کوچک بافته می شود در محل اصطلاحاً به کلگی معروفند. در اطراف اردبیل قطع کناره بیشتر متداول و رایج است.




منابع و مآخذ

آشنبرنر، اریک، ترجمه جمشید تولایی، محمد رضا نصیری، قالیها و قالیچه های شهری و روستایی، انتشارات یساولی، چاپ اول، ۱۳۷۴
هنر قالی بافی ایران، مؤسسه اتکا، شرکت افست، تهران، ۱۳۵۷
شناختی بر قالی ". دوره۱۲، ش۱۴۲و۱۴۳ (مرداد و شهریور۵۳).
فرهنگ جامع فرش یادواره ( دانشنامه ایران)احمد دانشگر،سازمان چاپ گلشهر،تهران چاپ اول ۱۳۷۶
مجتبی وحیددوست
مقالات ارسالی به آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 9:9  توسط حسین وثوق  | 

شاید معروف ترین فرش جهان، فرش اردبیل، باشد که در موزه ویکتوریا و آلبرت در شهر لندن نگاهداری می شود.

قالی اردبیل یک جفت قالی ایرانی معروف است که در زمان شاه تهماسب صفوی  یافته شده است.

این قالی از نظر طرح و بافت یکی از نفیس‌ترین و مشهورترین قالی‌های جهان است. این قالی هسته مرکزی گروه قالی‌های ترنجدان است.

این فرش ازاین جهت بسیار مشهوراست که از روی آن نسخه برداری های بسیار متعددی انجام شده است، به طوری که امروزه در بسیاری از منازل، فرش هایی با طرح فرش اردبیل دیده می شود. به طور مثال نمونه ی نسخه برداری شده از این فرش در منزل نخست وزیر انگلیس (10 Downing street ) وجود دارد و آدولف هیتلر نیز نمونه ای از آن را در دفتر کار خود در برلین داشت.فرش اردبيل دو قطعه است كه يك قطعه آن در موزه "پل‌گتي" شهر لس آنجلس  واقع در كاليفرنياي آمريكا و يك قطعه آن در موزه "ويكتوريا آلبرت" لندن نگهداري مي‌شود. این فرش و جفت آن که در موزه ای در لس آنجلس نگهداری می شود، در دوران شاه طهماسب صفوی، 919هجری(حدود سال 1540 میلادی).یعنی در سیزدهمین سال سلطنت پنجاه و دوساله شاه طهماسب بافته شده است.این فرش را هنرمندی بنام مقصود کاشانی، برای پوشش رواق قندیل خانه آرامگاه شیخ صفی الدین در شهر اردبیل بافته استمقصود کاشانی این فرش را با 33 میلیون گره بافت که بعد از گستردن بر زمین ، نقش آن را بر سقف گهواره ای قندیل خانه به صورت مطلاّ تصویر کردند.
بيت " جز آستان توام در جهان پناهي نيست - سر مرا جز اين حواله گاهي نيست "از دیوان حافظ شیرازی و عبارت " عمل بنده درگاه مقصود کاشاني 946 ه ق " که بر روي فرش نقش بسته مشخص مي کند که بافنده آن استاد مقصود کاشاني بوده است.

البته بررسی هه نشان می دهد قالی اردبیل دقیقا هم اندازه تالار قندیل خانه نیست بگونه ای که اگر فرش را در تالار پهن کنیم اول آن روی دیوار می رود و حدود نیم متر بزرگتر از مساحت تالار است.و چون می دانیم یک جفت از آن بافته شده است احتمال می رود از اول برای گستردن در تالار سفارش داده نشده باشد. بلکه بعد از بافت به بقعه شیخ هدیه شده است.

.قالی اردبیل یک سند تاریخی نیز محسوب می‌شود زیرا دارای تاریخ و امضا است و در سال ۹۱۸ خورشیدی (۹۴۶ ه.ق / ۱۵۳۹ میلادی) در سیزدهمین سال پادشاهی شاه تهماسب بافته شده‌است. تار و پود آن ابریشمی است و گره‌های فارسی دارد. برخلاف دیگر قالی‌های مشهور آن زمان، این قالی طرحی آرام دارد و نگاره‌های جانوران و انسان بر آن نقش نشده‌است زیرا برای استفاده در مکانی مقدس بافته شده بود[۱]. از قطعات یکی از این فرش ها برای مرمت دیگری استفاده شده است و بیشتر از حاشیه فرش موجود در لس آنجلس برای جفت کردن به فرش موجود در لندن استفاده شده است. به همین جهت، نسخه موجود در شهر لندن نمونه کامل تری می باشد. این فرش دارای تقارن مرکزی بوده و دقّت به کار رفته در بافت، آن را در زمره ی یکی از بی نظیرترین آثار هنری در آورده است. این اثر منحصر به فرد دارای حدود 50رج (50 گره در هر سانتی متر مربع) است و در زمره فرش هایی است که به نام ترنجی خوانده می شوند. در هر طرف قسمت میانی این فرش یک چراغ(قندیل) بافته شده، که یک چراغ کوچک تر از دیگری است. بافنده این فرش در نظر داشته، که فرش اردبیل در صحن یک آرامگاه استفاده می شود، به همین جهت چراغی را که در طرفی که عموم مردم در آن می نشسته اند کوچکتر بافته است و کسی که بر روی این فرش نشسته است، ابعاد دو چراغ را هماهنگ می بیند این فرش تا سال 1312 در کف رواق دارالحُفاظ (قندیل خانه) قرار داشته است.

  این فرش ها از آرامگاه شیخ صفی الدّین اردبیلی و شاه اسماعیل صفوی به موزه ویکتوریا آلبرت لندن انتقال داده شده اند. فرش اردبیل دارای ابعاد 11.52x5.34 متر مربع بوده و از ریز بافت ترین فرشهای به جا مانده از دوره ی صفوی به شمار می روند. (مجله آفتاب)

کارشناسان آثار هنري، اين فرش را با نقش و نگاره‌هاي زيباي آن، يک اثر هنري انتزاعي منحصربه‌فرد مي‌دانند که از نظر سطح هنري با نقاشي‌هاي انتزاعي قرن حاضر برابري مي‌کند.

به گفته اين کارشناسان، سند مشخصي دردست نيست که اصل اين فرش به دستور چه شخصي بافته شده اما گفته ها از آن حکايت دارد که شاه طهماسب اول فرش بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي را براي تالار قنديل خانه سفارش داده است.

نوشته هاي برخي منابع اين احتمال را تقويت مي کند که شاه طهماسب اول به محض به دست گرفتن سلطنت درسال 930 ه ق دستور بافت فرش را صادر کرده و اين فرش به تنهايي توسط استاد مقصود کاشاني درمدت 16 سال بافته شده است.

نقشه اين فرش براساس تصوير سقف قنديل خانه طراحي شده و افرادي که وارد اين مکان مي شده اند، کف و سقف تالار را به يک نقش مي ديدند که تداعي کننده ذهنيت عارفان دوران صفويه مبني بر وحدت وجود يعني از فرش تا عرش به يک نقش مي باشد.

در طراحي نقشه فرش اصلي، دريايي از حرکتهاي لطيف ساق و برگ گياهي که در آن از گل هاي شاه عباسي استفاده شده نگاه ها را خيره مي کند.

در رنگها و نقش های فرش ازجمله رنگ سرمه اي متن آن يک سري حالات روحي و رواني احساس مي شود که حالت تقدس به مجموعه بقعه مي داده است.

   ترنج فرش شامل 16 کلاله بيضي شکل نشانه اي از آفتاب محسوب مي شود.

در حاشيه فرش يک سري قاب هايي که در کاشي کاري سقف بقعه شيخ صفي نيز اکنون وجود دارد، نقش بسته است.

 قالي اردبيل که حتي امروز به عنوان يکي از ذخاير ارزي کشور انگلستان محسوب مي شود در سال 1312 ه . ق بنابر برخی نظرات به دليل کمبود بودجه شاهان قاجار و براي ساخت راه آهن در ازاي آهن فروخته شد.  بعضي هم بر اين عقيده اند که براي تعمير بقعه فرش فروخته شده این فرش که کی . ابوت انگلیسی در دوره قاجار آن را ازاردبیل خارج کرده  بنابه توصیه "ویلیام موریس" از شرکت "ونیست رابینسون" خریداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت "زیگلر" واقع در تبریز خریده بود.

معاون صنايع دستي سازمان ميرات فرهنگي و گردشگري استان اردبيل در خصوص چگونگي خروج و انتقال اين فرش به خارج ازکشور به خبرنگار ايرنا گفت: گفته مي شود درسال 1893 ميلادي 1272شمسی بقعه شيخ صفي به تعميراتي نيازپيدا مي کند و به همين بهانه فرش مزبور به مبلغ 80 تومان توسط افرادي فروخته شده و ازطريق شهر تبريز به لندن انتقال مي يابد.


جليل جباري افزود: در لندن برادران رابينسن فرش بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي را خريداري و بعدبه گنجينه ويکتوريا آلبرت هال اين شهر مي فروشندکه تا زمان حاضر در آن مکان نگهداري مي شود.

به گفته او مبلغ 80 تومان حاصل از فروش قالي صرف تعمير بقعه و سقف قنديل خانه شده و بر اثر آن نقش سقف اين تالار نيز از بين مي رود.

وقتی دو انگلیسی در سال ۱۸۴۳ از زیارتگاه شیخ صفی الدین اردبیلی دیدار کردند دو قالی در آن محل قرار داشت. سه سال و اندی بعد از آن در اثر زلزله این مکان آسیب دید و احتمالا برای تهیه وجه لازم برای تعمیر، فرشها فروخته شدند.

قالی‌های آسیب دیده در ایران توسط کمپانی «زیگلر» (Ziegler & Co) که در کار خرید فروش فرش بود خریداری شد. تکه‌های آن که هنوز قابل استفاده بود به هم متصل و نتیجه آن شد که یک قالی کامل و سالم به دست آمد و یک قالی بدون حاشیه با ابعاد کوچکتر در لس آنجلس باقی ماند.

در سال ۱۸۹۲ قالی بزرگتر توسط کمپانی «رابینسون» (Vincent Robinson & Co) در معرض فروش گذاشته شد. «ویلیام موریس» (William Morris) که از جانب موزه در مورد آثار هنری تحقیق می‌کرد طی گزارشی این فرش را فوق العاده و منحصر به فرد و بسیار زیبا توصیف و اصرار به خرید آن کرد. در ماه مارس ۱۸۹۳ با پرداخت ۲۰۰۰ پوند٬ «موزهٔ ویکتوریا و آلبرت» صاحب این قالی شد.

موزه ویکتوریاآلبرت

استفاده از گره هاي ترکي و پشم آذربايجان در بافت فرش و نيز لزوم نظارت بر آن توسط پادشاه وقت که در تبريز حکومت مي کرد، امکان بافت فرش در اين شهر را به يقين نزديک مي کند.البته باید در نظر داشت شاه تهماسب در آن ایام قزوین را پایتخت سلسله صفویه قرار داده بود.
البته برخی نیز با توجه به نام بافنده فرش مقصود کاشانی محل بافت آن را کاشان می دانند.

رنگ متن آن سرمه ای  است که ترنج زرد طلایی زیبایی را در بر گرفته است اطراف ترنج 16 کلاله قرار دارد.

  بدليل اين که اين فرش مخصوص مجموعه بافته شده و نيز در طراحي آن نوعي نوآوري به کار رفته است، نقطه عطفي در تاريخ صنعت قاليبافي ايران محسوب مي شود.

 هر وجهي از وجوه فرش اردبيل شاهكاري از هنر قالي بافي است.اين فرش از آن دسته فرش هاي سنتي است كه ترنجي در وسط دارند و در ترنج سه رشته طرح دنبال هم و سه گونه ي متفاوت حركت و رنگ با قوام و تناسب كامل بافته شده اند. در وسط فرش حوض سبز كوچكي قرار دارد كه با گل احاطه شده و روي آن شكوفه هاي نيلوفر شناورند. نقوش متقارن اسليمي به شكل لچكي هاي بزرگ،اين نگاره ي مركزي را توسعه داده و به چيزي كه در واقع حاشيه ي لچك ترنج است،بدل مي كنند و آن را به سر ترنج هاي خارجي پيوند مي دهند. در همان فضا و با حركتي در جهت مخالف،نوارهاي ابري شكل تجريد يافته قرار دارند كه با همان ترتيب و با طول همان محور بافته شده اند. رنگ اين نوارهاي ابري كه آبي و سفيد روشن تر مي باشد،به قدري به رنگ زمينه نزديك است كه وضوحشان از نقوش اسليمي بسيار كمتر است و با تناسب كامل جاي خود را در حاشيه ي مركز پر مي كنند.
نقش سوم مشتمل است بر شاخه ي پيچك و شكوفه هاي كوچك. نماي طرح فراسوي تمجيد و ستايش است. زمينه به رنگ لاجوردي براق پرمايه اي است كه تموج آن درخشش فريبنده اي برروي كل طرح مي افكند. تعدادي شاخه پيچك كه هر كدام مسير خويش را دنبال مي كند،به دفعات يكديگر را قطع مي كنند و داخل هم مي شوند. به واسطه ي پيچيدگي و وابستگي متقابل شبكه ي شاخه ها به نظر مي آيد كه شكوفه ها با گشاده دستي به اطراف پراكنده شده و همه جا را پر كرده اند؛اما در واقع تعداد شكوفه ها به نحو حيرت آوري محدود است و وابستگي مكان آنها به ترتيب منطقي شاخه ها از هر گونه بي نظمي جلوگيري مي كند.

 نقشه فرش به دليل استفاده نکردن از شکلهاي هندسي که در آن زمان در اکثر قالي ها و زيراندازهاي ايران مرسوم بود، بطور کامل ابتکاري است بطوري که پس از گذشت سالها اکنون نيز هر فرش که به اين نقش بافته شودبه نام نقشه شيخ صفي خوانده مي شود.

جلیل جباری معاون  سابق صنايع دستي سازمان ميرات فرهنگي و گردشگري می گوید: در سال 1375 کارشناسان اين سازمان تصميم به بازبافت قالي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي گرفتند که کار مطالعه فرش اصلي در لندن توسط متخصصان ايراني و خارجي شروع و شناسنامه علمي آن شامل مشخصات فني، تعداد و نوع گره ها، نوع چله، ابعاد و رنگها به دقت بررسي و تهيه شد.

وي اظهارداشت: طراحي اين فرش توسط استاد قره باغي انجام گرفت و بازبافت آن توسط بافنده هاي معتبر ايران و تحت نظارت شوراي عالي نظارت شروع و در سال 82 به اتمام رسيد.

به گفته وي، بافت اين قالي همراه با بهسازي و بهبافي انجام و ايرادات و نقص هاي احتمالي که درآن زمان در بافت فرش اصلي وجود داشته است، اصلاح و اين فرش در52 رج و به ابعاد 11.52 در 5.34 متر با استفاده از 18 رنگ که اغلب گياهي هستند، بازبافت شد .

جباري تاکيد کرد: فرش بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي که در بعضي از کتابهاي معتبر ايراني و خارجي به نام قالي مسجد اردبيل از آن ياد شده همان اثر روحاني فرش اصلي را به ديدار کنندگان و گردشگران مي بخشد.

این فرش زيبای بافته‌شده در اردبيل از سوی روزنامه ساندی تایمز در فهرست ۵۰ شاهكار هنری برگزيده جهان، در مكان بيست‌ونهم است.

مجموعه تاريخي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي عمارت حکومتي شاهان صفويه درمرکز شهر اردبيل در ميدان عالي قاپوي اين شهر که بخشهاي مختلفي از جمله چيني خانه، شربت خانه، گنبد الله الله، جنت سرا و مقابر خاندان صفويه را شامل است يکي از ده اثر ارزشمند تاريخي ايران محسوب مي شود.

هم اکنون مقدمات ثبت اين مجموعه ارزشمند تاريخي در فهرست آثار جهاني در يونسکو درحال انجام است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 9:46  توسط حسین وثوق  | 

قاليبافي در دوران خلفاي سه گانه

پس از سقوط ساسانيان در عهد خليفه دوم قالي بافي تا حدودي دچار ركود مي‌گردد. دليل اين امر را مي‌بايست در دو عامل مهم دانست.
اول آنكه اعراب داراي زندگي بدوي بودند و حتي با ظهور اسلام نيز در اين نوع رندگي خود تغييري ايجاد نكردند آنان برعكسِ سفال و سفالگري كه جهت آشاميدن، خوردن و يا نگهداري لوازم غذايي خود به آن محتاج بودند، احتياجي به زير انداز و يا فرش نداشتند چه آنكه آنها مي‌بايست  همواره در بيابان زيسته و كمتر اسكان مي‌يافتند. از طريق ديگر در دين مبين اسلام ساده زيستن از توصيه‌هاي پيغمبر اكرم (ص) بوده است و در اين امر به خصوص خليفه دوم تعصب مي‌ورزيده است. لذا اين خود بزرگترين دليل بود تا اعراب نسبت به فرش متمايل نباشند.
از سوي ديگر دين مبين اسلام به تصوير كشيدن حيوان و انسان را مكروه دانسته و آنرا نشانه شرك و بت پرستي مي‌داند لذا بسياري از بافندگان دست از كار كشيده و به اموري ديگر پرداختند.با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بی نمودی آشکار به بقای خود ادامه داد.
دليل دوم، وضعيت نابسمان اقتصادي برجاي مانده از اواخر دوران ساسانيان بود، كه بسياري از مردم ايران را به سوي حرفه های ديگر رهنمود ساخت. به هر حال از اواخر دوران خليفه سوم و از عهد اموي كه در بين خلفا تجمل و تجمل گرايي رواج داشت، قالي‌بافي مجدداً توسعه يافت.
 
قاليبافي در دوران امويه

با روي كار آمدن امويان مجدداً فرشبافي رونق يافت. در واقع شيوه‌هاي توليدي زمان ساسانيان آرام آرام و بدون اينكه تغيير نمايد مجدداً راه‌اندازي گرديد. چرا كه اعراب از زير اندازها تنها با گليم بافها آشنا بودند و اصولاً آگاهي نسبت به علم و سبك و شيوه قاليبافي نداشتند كه بتوانند در آن تغييري ايجاد كنند.
از سوي ديگر اعراب به اين تعالي فرهنگي ايرانيان و خلاقيت آنان اگر چه در ظاهر بيان نميداشتند، ليكن يقين داشتند، لذا به هيچ وجه در اين دوران نمي‌خواستند تا تمدن ايران را حذف كرده و تمدني ديگر جايگزين آن نمايند. از اين رو با بيم و هراس آن را محفوظ داشتند و همان سلطنت طلبي ساسانيان را به سبك عربي براي خود بازسازي نمودند.
مورخان و جغرافي‌دانان عرب آن دوره از طرحهاي زيبا و بي‌نظير قاليهاي ابريشمين بسيار سخن رانده‌اند از آن جمله مي‌توان به روايتي اشاره كرد. به دستور هشام ابن عبدالملك (120 ه.ق) قالي‌اي به درازاي 90 متر در 32 متر از جنس ابريشم  و با استفاده از نخهاي ريز بافته شد تا در دربار خلافت پهن گردد.
از ديگر اين روايات توصيف هوان تسانگ  سياح معروف چيني، كه در دوران خلافت امويه به ايران آمد و در خاطرات خود قاليبافي ايران را صنعتي بي‌نظير خواند، مي‌توان نام برد.

با ظهور اسلام  و با صرف نظر از تجمل گرایی تا دوره  خلفای عباسی  اطلاعات دقیق یا نمونه ای در دست نیست  امّا  در دوره خلفای عباسی  که به تجملات علاقه داشته اند این هنر جان دوباره ای گرفت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمده است (به نقل از کتاب آموزش هنر قالیبافی-خانم پوراندخت نیرومند)

"المستنصر خلیفه عباسی  قالی مصور به صور انسانی با کتیبه های پارسی داشته است و در کتاب حدود العالم از بافته های سیستان و بخارا  و قالیچه های فارسی یاد شده است."

مؤلف كتاب «حدودالعالم» در تاريخ 812 ميلادي به هنر قاليبافي در فارس اشاره نموده و يك قرن بعد «مقدسي» به قاليچه‌هاي سجاده‌اي در اراضي مرتفع قائنات اشاره كرده و ياقوت حموي در سال 1179 ميلادي از وجود قاليبافي در منطقة آذربايجان ايران خبر داده است.

ابن بطوطه جهانگرد عرب در سالهاي 1304 – 1378 ميلادي از فرش سبز رنگي كه هنگام بازديد از ايذة بختياري جلو او پهن كرده‌اند، سخن گفته است.لیکن این روند دیری نپایید و خلفای بنی امیه و بنی عباس بر خلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی بن عیسی برای هارون الرشید، خود آگاهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این آن در کتب خود درج کرده اند خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.
یاقوت حموی در قرن ششم هجری از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می دهد، و ابن بطوطه جهانگرد عرب در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان،هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی که در جلوی وی گسترانیدند یاد می کند.
ادبیات فارسی نیز از این نشانه ها خالی نیست. خاقانی شیروانی به شهرت قالیهای مرندی در اشعار خود اشاره می کند.
 

قاليبافي در عهد تيموريان
تهاجم قوم مغول آنچه را که دست آورد سلاطین گذشته بود، منهدم ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نمی بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههای کوچک بافت قالی نیز به کلی مضمحل شود و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهای دور افتاده بگریزند. این امر که ناخودآگاهانه صورت می گرفت، صرف نظر از ایجاد هسته های مرکزی فرشبافی در روستاها، سبب شد تا روستائیان نیز با تحولات و پدیده های شهری آشنا شده و طرحها از ویژگی و غنای بیشتری برخوردار شوند. لیکن روستائیان به لحاظ مهاجرتهای اجباری و به واسطه سهولت در حمل و نقل، و از همه مهمتر به خاطر دستیابی هرچه سریعتر به درآمدی ناچیز، از بافت فرشهایی در اندازه بزرگ خودداری می کردند، و تنها به بافت قالیچه هایی در اندازه های بسیار کوچک اهتمام  می ورزیدند.
مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، لیکن به زودی مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و در آن مستحیل شدند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته رفته، به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پیشرفت زمینه های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلام گروید و قالیهایی برای مقبره خالدبن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت وی برای تزیین صحن قصور خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد و این خود می تواند دلیلی روشن بر برتری و پیشرفت هنر فرشبافی فارس نسبت به سایر شهرستانهای ایران در زمان این ایلخان مغول باشد.
جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنردوست و هنرپرور بودند و بعضی شان در برخی از رشته های هنر دست داشتند. بایسنقر میرزا خود خطاطی قابل بود. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد کانونهای هنری در اعتلای این هنر گامهای مؤثری برداشتند. نقاشیهایی که از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه سلاطین تیموری به هنر فرشبافی است.
حلقه مفقوده روند تکاملی هنر فرشبافی ایران تا ظهور سلسله صفوی ادامه می یابد و متأسفانه هیچ گونه نمونه قابل استنادی که بتوان با تکیه برآن پیشرفت این هنر را در طی این دوران مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم در اختیار نداریم.

در اواخر قرن هفتم هلاكوخان مغول كه در عين بي‌رحمي و خونريزي‌هاي فراوان حامي عالماني همچون خواجه نصرالدين طوسي بود در گذشت. قيام سربداران نيز در سال 730 و در قرن هشتم به وقوع پيوست. در اواسط همين قرن بود كه تيمور از نوادگان گوركان بر ايلخانان پراكنده و اتابكان ايران چيره شد و آرام آرام بر تمامي سرزمين ايران تسلط يافت.
تيمور لنگ اگر چه در روايات بسيار ذكر شده است كه اهل علم و ادب بوده است ليكن تمامي وقت خود را صرف جنگ و مبارزه كرد و كمتر فرصت يافت تا به هنر و قاليبافي توجه داشته باشد.
با اين حال شايد يكي از بزرگترين خدمات او به ابناء بشر تربيت فرزندان هنر دوست و هنر پرور بود كه تا ساليان سال فرهنگ شرق از آنها در تاريخ به نيكي ياد خواهد كرد. پس از تيمور فرزند او شاهرخ به سلطنت رسيد.
شاهرخ به قاليبافي توجه بسيار نشان داد و دستور داد تا قاليهاي فاخر و گرانبهاي تهيه نمايند. طرح اكثر اين قاليها شكسته بوده و چنين برمي‌آيد كه بافندگان آنان هنوز به استادي نرسيده بودند.
با اين حال تصاوير اين قالي‌ها اكثراً در مينياتورهاي باقي مانده از آن عهد نقاشي شده است كه از مهمترين مستندات جهت اثبات قاليبافي در آن دوره مي‌باشد.
از اين قالي‌ها بعدها در كاخ اوزون حسن يكي از نوادگان سلسله آق‌قره قويونلو استفاده شده است اين قاليها ضخيم و بسيار سنگين بوده است.
شاهرخ و همسر گرانقدرش (گوهر شاد خاتون) به تربيت فرزندان هنر پرور و ادب دوست همت گمارند، چرا كه بنا به فرهنگ مغولي تربيت و پرورش شاهزاده بر هر امري اولاتر است از ايشان دو فرزند با نامهاي باي سنقر والغ بيك به يادگار ماند الغ بيك خط بسيار نيكويي داشت و قرآن را خطاطي كرد. ضمن اينكه به ساخت رصدخانه مراغه نيز همت گمارد با يسنقر نيز در اعتلاي معماري، نقاشي، خطاطي و قالي‌بافي بسيار كوشيد. او استاد خط ثلث بود و كتيبه مسجد گوهرشاد را با كمال استادي شخصاً خطاطي كرد اين شاه خلاق و با ايمان به تشويق هنرمندان دوره‌ خود علاقه و اشتياق خاصي نشان داد. آورده‌اند كه ثروت افسانه‌اي تيمور گوركان توسط فرزندان نوادگانش در راه اعتلاي هنرهاي زيباي ايراني مصروف شد. در دوره تيموريان شهرهاي سمرقند، بخارا، شيراز و هرات از مراكز مهم قالي بافي ايران شدند.
در اين دوره نفوذ فرهنگ چيني در قاليبافي ايران سبب شد تا طرحهاي هندسي به صورت طرحهايي با خطوط دوار و منحني گرايش يافته و نقشمايه‌هايي مانند پيچك و گلها، سيمرغ،‌آهو و... در طرحهاي نقش قالي ايران بوجود آمد. اين تغييرات در نقشه اثر شگرفي نيز بر تكنيكهاي بافت گذاشت. دو پود بافي كه لزوم بافت نقشه‌هاي گردان است جايگزين تك پودبافي شد ضخامت دو پودها نيز تغيير كرده و به صورت يك پود ضخيم و يك پود نازك درآمد.
با اين حال اطلاعات در اين زمينه بسيار اندك است چرا كه هيچ گونه قطعه بافتي از قرن نهم باقي نمانده است تا بتوان به بررسي ساختار آن پرداخت معدود قالي بافي مانده نيز متعلق به اواخر دوره تيموريان است كه نقشه‌هاي گردان پيشرفت كرده و الزاماً فنون بافت نيز بايستي تغييرات خود راپيدا كرده باشد.
پس از دو فرزند شاهرخ ميرزا، سلطان حسين بايقرا به حكومت رسيد. او نيز به مانند ساير اجداد خود سرمايه تيمور را صرف اعتلاي هنرهاي ايراني ساخت. در زمان بايقرا بزرگاني همچون بهزاد نقاش پا به عرصه هنر نهادند. مينياتورهاي بهزاد نقاشي در بوستان سعدي و ظفرنامه نيز از دگرگوني‌هاي طرحهاي قالي ايران حكايت دارد.
در اين دوران نسخه خطي ديوان خواجوي كرماني، كه در موزه بريتانيا است با نقش‌هاي قالي آنقدر دقيق تزئين شده است كه در حقيقت وجودي آن ترديد نيست.
 
قاليبافي در دوران هجوم ازبكها و سلسله‌هاي قوه قويونلو و آق قويونلو

سلطان حسين بايقرا در هجوم ازبك‌هاي خونخوار كشته شد و مجدداً مملكت ايران در بسياري از مناطق دستخوش هرج  مرج و بي‌ثباتي گرديد كه اين مساله برروي كيفيت و كميت توليد فرش دستباف بي‌اثر نبود. در اين ميان دو طايفه قره قويونلو(صاحبان گوسفندهاي سياه) و آق قويونلو (صاحبان گوسفندان سفيد) بر عليه ازبك‌ها شوريدند و قره قويونلوها شكستي سنگين بر لشگريان ازبك وارد آورند ليكن پس از مدتي خود نيز توسط آق قويونلوها و به واسطه حيله و نيرنگ شكت خورده و تار و مار گرديدند.
قره‌قويونلوها و آق‌قويونلوها غرب ايران را تصرف كرده و مركزيت پايتخت خود را تبريز قرار دادند. در دوره اول يعني قره‌قويونلو‌ها اوضاع بيشتر به جنگ گذشت و آنان كمتر فرصت يافتند به فرهنگ و ادب بپردازند. ليكن در دوره دوم يعني آق‌قويونلوها وضعيت به گونه ديگري شد.
 در اين دوره در تبريز فرشهاي بسيار زيبايي بافته‌شد. به گونه‌اي كه بسياري از محققين براين عقيده‌اند كه فرشهاي بسيار زيباي اوايل دوره صفويه احتمالاً در زمان آق‌قويونلوها در تبريز بافته شده است.
از اين خاندان حكايت كرده‌اند كه در زمان اوزون حسن كه گفته مي‌شود مردي روشنفكر از سلسله‌ آق‌قويونلوها بوده و پس از ديدار ژوزف باربارو، سفير جمهوري ونيز، در سفرنامه خود از زيبايي و كمال قاليهاي موجود در كاخ حكومتي بسيار سخن مي‌‌گويد و يا آمده است كه در تالار داوينچي شهر فلورانس ايتاليا صدها پرده نقاشي مربوط به اين خاندان‌ها ديده مي‌شود كه در آنها قالي‌ها و قاليچه‌هاي ايراني نمايش داده شده است. بيشتر اين آثار پرده‌هاي مذهبي هستند كه مقدسين را در اطاق‌ها و كليساهايي كه با قالي ايران مفروش است نشان مي‌دهد. در بسياري از پرده‌هاي كه از شاهكارهاي نقاشي «روبنس» مي‌باشد تصاوير مقدسين همچون «آرال آروندل» و همسرش و يا «هلن فورمالت» نقش قالي‌هاي ايراني به نحو زيبا و پسنديده‌اي كشيده شده است.
با اين حال امروزه هيچ گونه اثري از اين گونه فرشها وجود ندارد.
 
دوران سلجوقیان

مدارك و دلايل آشكاري براي وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقيان است. سلجوق ها در تركستان غربي ساكن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب ، درسال 417 شمسی (1038 ميلادي) بر ايران حاكم شدند. دراين دوره بود كه قبايل ترك مهاجرت خود را به سمت ايران آغاز كردند و در نواحي آذربايجان و همدان سكني گزيدند وبه همراه خود نقش و نگار فرش هاي خود را آوردند. اما اينكه گفته شود، نوع گره هاي فرش را هم درهمين زمان با خود به همراه آورده اند، مي توان گفت كه اين سخن خلاف واقع است. زيرا گره Ghiord ( تركيه) دراين منطقه از سيصد سال پيش ازميلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقيان فرش بافي يا توليد فرش در تمامي آسياي صغير گسترش يافت. در فرش هاي سلجوقيان موتيف هاي تركمني با شرق دور يكي مي شوند. درقرن دوازدهم ميلادي نخستين فرش سلجوق از تركيه به شهر ونيز ايتاليا وارد مي شود. اين فرش در اصل داراي طرح و نقش گوً ل Göl تركمني بود. بعدا به اين طرح و نقش موتيف حيوانات نيز وارد مي شوند. مي توان گفت كه درموزه هاي كنوني اروپا تاريخ فرش نخست از قرن سيزده است، مانندفرش هاي سلجوق قرن سيزده از قونيه يا بیگ شهر Beyshehr تركيه يا فرش هايي كه ازقرن چهارده شناخته شده اند.

باتشكيل امپراطوري عثماني درسال 832 هجری (1453 ميلادي) تصرف كنستانتينپول بيزانس (استانبول)و  فتح مملوك قاهره،در896 هجری (1517 ميلادي) فرش تركي با توليد در اندازه هاي بزرگ ظاهر مي شود.تركيه داراي يك سنت فرش به ارث رسيده از دوران سلجوق ها ، ازقرن يازده تا سيزده میلادی است كه تا امروز نيز محسوس است.

            از سوي ديگر در تركيه درفرش منطقه برگاماBergama كه در موزه لندن قراردارد، مي توان تاثير موتيف هاي فرش تركمن را به ويژه در فرش Kiz- Bergama از سده هيجده  میلادی مشاهده كرد. فرش ديگري از اين منطقه از قرن نوزده میلادی در موزه شهر مونيخ وجود دارد، كه مي توان آن را نوعي اثر ترك- تركمني ناميد. فرش مشهور ابريشمي مملوك هاي قاهره ،كه مربوط به نيمه اول قرن شانزده میلادی با گره ايراني و به رنگ قرمز، سبز و آبي است ، در موزه وين قراردارد. در اين فرش طرح اشكال هندسي فرش تركمن را مي توان ديد.

           در خصوص قاليهاي دوره سلجوقيان بويژه سلاجقه ايران كمتر مطلبي تاكنون به رشته تحرير درآمده كه با قطعيت فرش بافي ايران در زمان تسلط سلاجقه را به اثبات رساند اما از آنجايي كه تعداد هشت قطعه قالي از دوران حكومت سلاجقه در آسياي صغير به دست آمده استنباط جهان غرب بويژه دانشمندان ترك بر آن است كه در اين دوره قاليبافي ايران در اضمحلال كامل به سر مي برده است. در اين ارتباط دكتر علي حصوري دلايلي در خصوص وجود سنت قاليبافي در اين دوره و حتي ايراني بودن تكه هاي پيدا شده در تركيه ارائه داده كه در اين جا به نقل آن مي پردازيم. علي حصوري معتقد است:

«در تاريخ قالي خاورميانه مسئله اي وجود دارد كه چندان مورد بحث قرار نگرفته و همين امر باعث شده است كه مطالب مطرح شده واقعي تلقي و پذيرفته شود. در آسياي صغير فرشهاي متعلق به قرن هشتم هجري از مساجد و بقاع معروف (بويژه مسجد علاء الدين در قونيه) به دست آمده است.

از آنجايي كه بخشي از اين دوره مقارن با پادشاهي سلاجقه روم مي شود، فرش هاي اين دوره با نام سلجوقي شهرت يافته است. ضمناً گرايش هاي قوي پژوهشگران تركية امروز و محدوديت دانش  بي توجهي محققان غربي باعث شده كه قالي هاي آن عهد كه بافندگانشان ترك نبوده اند و ربطي با تركان نداشته اند (جز داشتن حكومتي سلجوقي) قالي ترك قلمداد شود و به سابقه و تاريخ قالي ترك فصل مهمي بيفزايد خوشبختانه مينياتورها و آثار ديگري كه از آن قرن ها باقي مانده به ما اين امكان را مي دهد كه به بررسي اين قالي ها بپردازيم.»

وي در ادامه استدلالهاي خود مبني بر منشأ غير ترك بودن قالي سلجوقي و ويژگيهاي فني و صوري (نقش) آن مي پردازد و معتقد است مشخصه فني قاليهاي سلجوقي داشتن گره تركي است. امروزه ديگر كاملاً مشخص شده است كه اين گره ربطي به تركان ندارد زيرا تركان در سرزمين اصلي خويش گره فارسي به كار مي برند و تنها تركاني گره تركي دارند كه يا به غرب ايران مهاجرت كرده باشند يا قالي بافي را از اهالي غرب ايران ياد گرفته باشند. اين خود بدان معني است كه گره تركي از ويژگيهاي فني سنت قاليبافي شمال غربي ايران است به طوري كه در تمام شمال غرب ايران تا اران در قفقاز، در آسياي صغير و غرب ايران (كردها و لرها) به جز اقليتي در سنه قديم و سنندج كنوني، حتي كردهاي مقيم عراق كه بندرت قالي بافته اند گره تركي به كار برده اند و مي برند. در واقع گره تركي گره سكاها است كه در حيطه زندگي آنان رواج يافته است. اگر اين گره از آن تركان باشد بايد در شرق و شمال ايران نيز رواج باشد كه نيست. از طرف ديگر مي دانيم كه سلجوقيان مخصوصاً از زمان خواجه نظام الملك به بعد گرايش بيشتري به زبان فارسي پيدا كردند و حتي آخرين شاهان اين سلسله به فارسي شعر مي گفتند. مدارك زيادي مبني بر علاقه سلاجقه به فرهنگ ايراني در دست است. از جمله سلاجقه روم نه تنها زبان فارسي را زبان رسمي دربار خود كردند بلكه وزراي خويش را از ايرانيان برگزيدند و آيين كشورداري آنان كاملاً ايراني بود. سلاجقه روم حتي نام شاهان اساطيري و تاريخي ايران پيش از اسلام مانند كيخسرو، كيكاووس، كيقباد، و... را بر خود مي نهادند در دوره سلاجقه روم فرهنگ ايراني اسلامي در آسياي صغير شدت گرفت و پايه اي شد براي حكومت تركان عثماني . آنان حتي كاخهاي خود را با تصاوير شاهنامه مي آراستند و زبان فارسي تا قرن هشتم هجري مهمترين زبان متداول در آسياي صغير بود و تا قرن هشتم كه موج جديدي از تركان به آسياي صغير رسيد، كتابهاي فراواني به فارسي نوشته شد. در اين جا اين سوال مطرح است كه پادشاهاني كه در تمام جنبه هاي زندگي خود و حتي نام فرزندانش از ايرانيان الگو مي گرفته اند و پشتيبان فرهنگ ايراني بوده اند چگونه ممكن است از قالي تركي استفاده كرده باشند؟ اگر سلجوقيان نخستين تركاني بودند كه بر آسياي صغير تسلط يافتند قالي بافي را چگونه به آنجا بردند؟ سلجوقيان اصلي كه در ايران حكومت كرده اند چرا قالي سلجوقي نداشتند و حتي در يك نوشته تاريخي نامي از قالي سلجوقي- چه در آسياي صغير چه در ايران ديده نمي شود؟ آنگاه يكي از شاخه هاي اين سلسله به نام سلاجقه روم آن هم دور از خاستگاه خود و دور از ايران كه وطن دوم شان بود قالي سلجوقي داشته اند؟ واقعيت اين است كه اين قالي ها نه تنها سلجوقي نيست بلكه اصلاً ترك نيست. در آن روزگاران در تمام ايران و از جمله در قفقاز و اران قالي ايراني بافته مي شد همچنين نكته اي كه از آن معمولاً غفلت مي شود اين است كه بيشتر ساكنان قديم آسياي صغير در دورة سلجوقيان روم، ترك نبوده اند بلكه در آن منطقه ارمنيان و مليت هاي ديگري قالي مي بافتند.

از طرفي همگي اين قالي هاي به اصطلاح سلجوقي داراي طرحهايي بوده است كه در قاليهايي كه در اطراف ايران بافته مي شود، مثلا در قاليهاي تركمن، سيستان، قفقاز و اران بيشتر باقي مانده است تا در قاليهاي مركز اين حوزة فرهنگي و شايد يكي از دلايل آن تحولات و بلوغ هنري است كه به علت غناي فرهنگي و شكل گيري مكاتب بزرگ باعث گرديده كه حتي در دورافتاده ترين مناطق روستايي ايران نيز نقوشي همچون اسليمي و لچك و ترنج بافته شود. از اين مسايل كه بگذريم علي حصوري به قدمت نقش هاي قاليهاي سلجوقي اشاره مي كند كه نمونه هاي فراوان و مشابه آن ها را مي توان در ادوار قبل از سلجوقيان مشاهده كرد اگر چه تاكنون قالي دوره سلجوقي در ايران به دست نيامده است اما نقش قالي آنها را مي توان در ديگر آثار ايراني رديابي كرد. در بررسي آثار تاريخي ايران متوجه مي شويم كه اشتراك طرح در بسياري از هنرهاي ايراني وجود داشته مثلا در صد سال گذشته طراحان فرش طراحي كاشي هم مي كرده اند و تعداد زيادي از آنها استادان مينياتوريست يا مذهب و حتي استادان تشعير هم بوده اند مانند بهزاد، سلطان محمد و ... بعلاوه حتي پيش از دوره مغول نقشه هاي مشترك پارچه و فرش هم داشته ايم كه نمونه هايي از آنها همچون محرمات وجود دارد كه در نقاشيهاي پيش از مغول روي لباسها و پارچه ها فراوان ديده مي شود. به همين منظور اگر نقش هايي روي پارچه ها يا بناها و ديگر آثار و و سايل زندگي ديده شود كه بر روي قاليهاي معروف به سلجوقي هم وجود داشته مي توان به سر منشأ مشترك اين نقشها در ميان قومي كه آنها را داشته پي برد. خوشبختانه از اين قسم، آثار باستانشناسي زيادي در دست است تا حدي كه از دوره آل بويه (قرن چهارم هجري) به بعد مي توانيم آثار اين نقشه ها را پيگيري كنيم . در آن زمان هنوز عنصر تركي در ايران مخصوصاً در حيطه حكومت آل بويه وجود نداشته است كه بتواند بر قالي، پارچه و ديگر وسايل كاربردي اثر بگذارد. در مطالب بعدي خواهيم ديد كه همين نقشه ها تا دوره تيموري هم بر روي قالي فراوان به كار مي رفته و از آن دوره به بعد رايج شده است.

منبع : ژوله ، تورج _ پژوهشي در فرش ايران _ انتشارات يساولي

            نمونه های نفیس فرش

فرش عجایب، بزرگ ترین فرش جهان

کارشناسان عقیده دارند که تعداد شش یا هفت فرش دست بافت موجود در جهان، از دید هنری و تکنیکی دارای ارزش بسیار زیادی هستند. از جمله ی این فرش ها می توان به فرشی که زینت بخش کاخ پادشاهی دانمارک است اشاره کرد، که مراسم تاج گذاری پادشاهان دانمارک، بر روی آن انجام می شود. تمام نقش های این فرش بر روی تار و پودی از طلا بافته شده اند. فرش بسیار نفیس دیگری که در موزه ی وین نگاهداری می شود، فرش شکار نامیده می شود. این فرش ریز بافت ترین قالی موجود است که دارای 80رج حدود 125 گره در هر سانتی متر مربع است.

در حمله افغان و بعد در دوران نادر، قالی بافی دوباره مورد آسیب قرار گرفت و تا دوران قاجار بهبودی در وضع آن پدید نیامد.

دوره شكفتگي و عظمت (قاليبافي در عهد صفويان)

پس از هفت قرن حكومت بيگانگان برايران زمين صفويان به پشتوانه تشيع و با همدلي مردم بر ايران تسلط يافتند و دست اجنبي را از اين مملكت كوتاه كردند.
صفويه بعد از حمله اعراب به ايران اولين خاندان ايراني بودند كه حكومت را در اختيار گرفتند. از اين رو توانستند با توجه به همياري مردم در اعتلا و رشد هر چه بيشتر فرهنگ ايرانيان بكوشند. سرسلسله اين خاندان شاه اسماعيل بود و پس از او فرزندانش طهماسب و عباس برايران حكم‌ راندند. از آنجاييكه در زمان هر يك از اين پادشاهان پيشرفتهاي گراني براي هنر قاليبافي ايران بوجود آمده لذا هر يك به طور جداگانه‌مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
 
قاليبافي در عهد شاه اسماعيل صفوي

شاه اسماعيل موسس سلسله صفويه بود. او به ظاهر شيعه‌اي متعصب بود و اين مذهب را به عنوان مذهب ملي ايران معرفي كرد. مردم ايران در آن زمان او را پادشاهي احيا كننده، آزادي بخش و با ايمان مي‌شناختند.
سه پادشاه اول اين سلسله شاهاني بودند لايق و كاردان كه ديد وسيع وسعه صدر داشتند. در واقع در طول تاريخ به ندرت مشاهده شده كه سه پادشاه يكي پس از ديگري از لحاظ داشتن خصوصيات و صفات نيك پادشاهي چنين هم سطح باشند. اولين اين پادشاهان شاه اسماعيل صفوي بود.
مدارك و مستنداتي وجود دارد كه شاه اسماعيل صفوي در پايتخت خود، «تبريز» كارگاههاي قاليبافي تاسيس كرد. اگر چه سیسیل ادواردز اين مساله را كاملاً رد مي‌كند و معتقد است شاه اسماعيل وقت خود را صرف تحكيم و يكپارچه ساختن رژيم حكومت خود و مبارزه با تركها و ازبكها كرد.
با اين حال تبريز از دوران غازان خان يكي از ايلخانان مغول به عنوان يكي از پايگاههاي بافت قالي ايران شناخته شد. ليكن با اين وصف «اردمن» تحليگر هنر مشرق زمين در برخورد با جايگاه تبريز در بافت كمي محتاط عمل مي‌كند.
او معتقد است حمله عثماني‌ها به اين شهر، اشغال آن براي 12 بار و عدم ثبات در اين شهر امكان رشد و توسعه قاليبافي را در اين شهر محدود مي‌سازد. همچنين زماني كه 14 سال پس از به قدرت رسيدن شاه اسماعيل براي اولين بار اين شهر توسط سلطان سليم اول فتح شد و كليه صنعتگران آن به استانبول منتقل گشتند نام هيچ بافنده‌اي ذكر نشده است(به نقل از Tashinoz) از اين رو به نظر مي‌رسد تبريز يك مركز داد و ستد قالي به جاي توليد فرش بوده است.

ليكن در اين ميان هستند معدود افرادي همچون نيكلامانوچي، طبيب حاذق ايتاليايي كه مدعي است فرشهاي بيشماري در اين دوره در تبريز توليد مي‌گشته است.

قاليبافي در عهد شاه طهماسب اول

شاه طهماسب پسر شاه اسماعيل صفوي بود. اكثر محققين و تحليل گران فرش ايران معتقد هستند در زمان حكومت شاه طهماسب هنر قاليبافي به عاليترين مدارج ترقي و پيشرفت نايل شد و شاه عباس پسر او بود كه توانست برپايه‌هاي مستحكم و قوي اين جنبش نسبت به رساندن نام فرش ايران به حد اعلاي جهاني كوشش نمايد.
شاه طهماسب سياستمداري محافظه كار و صلح جو بوداو با ازبكها و تركهاي عثماني پيمان صلح بست و از اين رو توانست بيش از 50 سال حكومت كند. او پايتخت را از تبريز به قزوين انتقال داد تا از گزند حمله تركها عثماني در امان باشد و از آنجاييكه خود فردي هنرمند وعلاقمند به قالي‌بافي بود اين شهر نيز در آن زمان به عنوان يكي از پايگاههاي عمده بافت ايران درآمد.
شاه طهماسب خود دستي را طراحي داشت و گفته شده است كه چندين طرح براي قالي تهيه كرده است و هنرـ صنعت فرش‌بافي را كه در پادشاهي‌هاي پيشين يك حرفه و روستايي و حتي در پاره‌اي از مواد يك هنر عشايري ـ ايلياتي بود را به شهر‌ها كشاند و به نوعي سبك شهري باف را پايه‌نهاد.
در زمان او علاوه بر تبريز كه در كار بافت شهره خاص و عام گشته بود كارگاههايي در قزوين، كاشان، همدان، شوشترو هرات تاسيس كرد.
همچنين سه تن از بزرگترين نقشان و طراحان ايراني را به امر طراحي قالي وا داشت. كمال الدين بهزاد، سلطان محمد و مير سيد علي طرحها و نقاشي‌هاي بي‌نظيري را به ياد كار گذارند كه در ادوار بعدي پيوسته مورد استفاده قرار مي‌گرفت.
همچنين او در بسياري از اين شهرها كارگاههاي درباري و سلطنتي را برپا ساخت و در آنها به بافت فرشهاي ظريف و بي‌نظير درباري پرداخت كليه اين امور سبب گرديد تا امروزه از براي او سبكي بنام «مكتب شاه طهماسب» در نظر گرفته شود.
از دوره‌50 ساله حكومت  او نامه اي برجاي مانده كه از براي سلطان سليمان عثماني نگاشته است و طي آن پيشنهاد كرده است كه براي مسجد جامع سليمانيه قالی بافته شود و مصراً خواسته است تا اندازه‌هاي لازم قالي‌ها را در جواب فراموش نكند اين قالي‌ها در موعد مقرر بافته و فرستاده شدند.
سفير مجارستان در ايران آورده است كه در بين اين قالي‌ها چند تخته قالي ابريشمي نيز وجود داشته است.
از جمله طرحهاي مكتب شاه طهماسب ميتوان به جايگزيني‌ قالي‌ها ترنج دار به جاي طرحهاي تيموري و مغولي اشاره كرد. علاوه بر اين طرحها، نقش شكارگاه كه در آن عده‌اي اسب سواري در حالي مسابقه و شكار را نشان مي‌دهد نيز مرسوم گرديد. در اين دوره اقتباس از طرحهاي تذهيبكاران در نقش‌هاي قالي قوت گرفت.
از جمله شاهكارهايي كه در عهد شاه طهماسب بافته شده است شاهكاري به نام قالي شيخ صفي الدين يا قالي اردبيل است اين شاهكار با تا و پود ابريشمين و پرز پشمين و در سال 946 هجري قمري بافته شده است گره آن فارسي و در ابعاد 1152×534 سانتي‌متر تهيه شده است بافنده آن نيز مقصود كاشاني بوده و در همين شهر نيز تهيه گرديده است اين فرش امروزه در موزه ويكتوريا و آلبرت انگلستان مورد بازديد هزاران بازديد كننده قرار مي‌گيرد.
تحت حكومت صفويان بود كه كارگاه هاي سلطنتي توليد فرش در شهرهاي تبريز، كاشان، كرمان، اصفهان، شيراز و هرات به وجود آمدند.كمي ديرتر نخستين فرش مناطق چند خلقي قفقاز ظاهرمي شود،كه درآن تاثير فرهنگ فرش جنوب ايران، شرق دور وترك آشكار و اين سبك شناسي قالب است.

لکن با توجه به  نمونه های عالی باقی مانده از دوران صفویه  باید گفت که اوج هنر در ایران  خصوصا هنرهایی مثل کاشیکاری، قالیبافی ، منبت کاری، منقش کاری در این دوران بوده و در این دوران به اوج  شکوفایی خود رسیده است بطور مثال شاه طهماسب که خود علاقه به هنر داشته و از طراحان فرش در زمان خود بوده هنرمندان بزرگ را در تبریز  گرد آورد  و کمک قابل ملاحظه ای به آنها کرد  و در زمان شاه عباس این هنر به اعلا درجه ی خود رسید.


شاه عباس در اصفهان یک کارگاه دایر کرد  و در این کارگاه  فرشهای نفیسی برای دربار تولید نمود و پیشرفت قالی به آنجا رسید که یکی از منابع  اقتصادی  آن دوران گردید  به دستور وی کارگاههایی در مشهد ،کاشان،شیروان،قره باغ،استر آباد، و گیلان دایر  گردید و فرشهای نفیسی همچون فرش اردبیل،چلسی و فرشهای زیبای دیگری  زینت بخش موزه های دنیا گردید .

در زمان صفویان مرکز قالی بافی در تبریز ،قزوین ،اصفهان و سایر شهرهای ایران به وجود آمده و کارگاه های مخصوص قالی بافی با تجهیزات لازم وبا تمرکز تولید در این زمان شکل گرفت .

کارگاه های منتسب به دربار نه تنها فرشهای مخصوص دربار را می بافتند بلکه به جهت تجارت و صادرات نیز همواره مشغول به فرشبافی بودند و مامورین سلطنتی نیز موظف به بازرسی فرشها دراین کارگاهها بودن تا اصالت آنها حفظ شود.

کم کم تجارت قالی به صورت امر عادی و رایج درآمد و باصدور قالی از اصفهان و تبریز به کشورهای همجوار نظیر ترکیه در اروپا به فرش ترکی موسوم شدند.صدور فرش بوسیله پرتغالیها از طریق خلیج فارس و یا از هند به اروپا نیز رایج بود.

در قرن شانزدهم میلادی قالی ایران در اروپا کالایی پر شکوه و اعجاب انگیز به نظر می رسد از همین دوران دربارهای اروپایی و به دنبال آنها خانواده های اشرافی اروپا شروع به  سفارش قالی ایرانی کردند . شاهزادگان هندی نیز از سفارش دهندگان فرش ایرانی بودند.

از قرن هفدهم فرش های کاشان به دلیل مرغوبیت و ظرافت مشهور شد. در این قرن با انباشته شدن ثروت در کشورهای اروپایی تقاضا برای فرشهای بافته شده با نخهای طلا و نقره افزایش یافت . از آنجمله می توان سفارشات دربار لهستان به کارگاههای کاشان و بعضاً اصفهان را برای اینگونه فرشها نام برد. بعد ها اینگونه فرشهای زرین ابریشمی از آنجایکه به عنوان فرشهای ایرانی در اروپا شناخته شده نبوده به عنوان فرش لهستانی معروف شد.

قاليبافي در دوره زمامداري شاه عباس كبير

پس از شاه طهماسب پسر ارشد او شاه عباس براريكه سلطنت تكيه مي‌زند. او برخلاف پدر كليه صلح نامه را يك به يك لغو كرده و تمامي معترضين و همسايگان مزاحم را خلع يد ساخت او پس از سالها فتنه ازبكها را سركوب كرده و به طور كلي آنها را از بين برد و تار ومار كرد. سپس در چند جنگ متوالي بر عثماني‌ها غلبه كرد و دست آنها را براي هميشه جهت تعرض به ايران كوتاه ساخت.
شاه عباس پايتخت خود را به اصفهان انتقال داده و در آنجا بزرگترين كارگاه سلطنتي و درباري بافت قالي را پايه‌ نهاد. چه آنكه بسياري از نويسندگان در زمانهاي مكرر به اين كارگاه اشاره داشته‌اند كه از جمله آنها مي‌توان به دو سياح فرانسوي يعني تاورنيه و شاردن، سررابرت شرلي انگليس، كشيش و مبلغ مذهب مسيحيت از لهستان و همچنين منشي شاه عباس را كه تاريخ مفصل ايران در زمان حكومت او را به رشته تحرير درآورده است، اشاره كرد.
در كليه يادداشتهاي اين سياحان و مورخين آمده است كه اين كارگاه در نزديكي چهلستون و ميدان نقش جهان احداث گرديده بود. «تاورنيه» در اين باره مي‌گويد.«اين كارگاه به طور مداوم مشغول تهيه قالي براي دربار بود» بسياري از اين قالي‌ها علاوه بر مفروش ساختن كاخهاي سلطنتي جهت هديه به سلاطين و امراي خارجي به كار مي‌رفت و سبب مي‌شد تا علاوه بر اشتهار نام ايران در اين صنعت، اثري نيز از آنها در موزه‌هاي سلطنتي خارجي باقي مانده تا امروزه بتوان نسبت به بررسي وضعيت قاليبافي در آن عهد نظر دارد.
در هر حال شاه عباس نيز به مانند پدر در راه اعتلاي اين هنر بسيار كوشيد و او نيز مكتبي تحت عنوان «مكتب شاه عباس» براي خود در قاليبافي برجاي گذاشت در مكتب او قاليهايي با طرح، گلداني، اسليمي، درخت و باغ (بوته) و سجاده‌اي طراحي و توليد گشت.
در مورد طرح گلداني «سرريچارد ارتور پورپ» عقيده دارد كه از جوشقان مي‌آيد و بينانگذار آن نعمت ا.... جوشقاني است از اين نوع طرح امروزه فرشي وجود دارد كه بر مزار شاه عباس كبير در قم گسترانده شده است.
از مشهورترين فرشهاي با طرحهاي گلداني فرشي است كه امروزه در موزه متروپولتين نيويورك قرار دارد.
از قاليهاي با طرح اسليمي امروزه به تعداد انگشتان دست باقي مانده است برخي آن را طرح شاه عباسي نيز مي‌خوانند از اين قالي‌ها در قفقاز و تركيه عثماني سالها تقليد گشته و نمونه‌هاي بسياري بافته شده است.
در مكتب شاه عباس با استفاده از نقش ترنج و تصاوير حيوانات و اشكال درختان و بوته طرح جديدي پايه‌ريزي شد كه به آن درخت و بوته اطلاق گرديد بهترين نمونه از اين نوع قالي در موزه هنر فيلادلفيا نگهداري مي‌شود كه در كردستان بافته شده است نمونه ديگري از آن نيز در متروپوليتن نيويورك وجود دارد.
جمله كارشناسان منشاء اين طرح را غرب ايران و بلاخص كردستان دانسته و رنگ غالب آنها آبي و سرمه‌اي است.
ديگر طرح مكتب شاه عباسي طرح باغي است كه ابداع آن را به اواخر سلطنت صفويه در كرمان نسبت مي‌دهند اين طرح از ابداعاتي است كه در طراحي قالي و در اوايل صفويه و در مكتب شاه عباسي مرسوم گرديد. معروفترين اين فرشها قطعه فرشي است كه امروزه در موزه متروپوليتن قرار دارد.
از جمله فرشهايي كه امروزه از آن به عنوان يكي از شاهكارهاي قالي ايران در عهد شاه عباس ذكر مي‌شود قالي‌هاي موسوم به قالي‌هاي لهستاني است.
در بهار سال 1601 ميلادي زيگموند سوم فرمانرواي لهستان به يك بازرگان ارمني به نام موراتوتيس ماموريت داد تا به ايران سفر كرده و چند تخته فرش براي كاخ‌هاي سلطنتي لهستان خريداري نمايد. بازرگان نامبرده نيز بافت اين فرشها را به بافندگان كاشاني سفارش داد كه در آن زمان حدود 300 تخته بافته شده است كه از آنها 8 قطعه در موزه رزيدنتش مونيخ 4قطعه در مرقد آقا اميرالمومنين علي(ع) در نجف و تعدادي ديگر در قلعه روزنبرگ گپنهاك دانمارك وجود دارد.
رنگ غالب اين فرشها صورتي، سبز و زرد كمرنگ است و يادآور آثار بزرگاني همچون كمال الدين بهزاد، عليرضا عباسي، سلطان محمد نقاش مي‌باشد.(مرکز تحقیقات فرش)
از اين دوران حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده كه در موزه هاي بزرگ دنيا و يا در مجموعه هاي شخصي نگهداري مي شوند.

در اين دوران در كنار قصر هاي پادشاهان كارگاههاي قالي بافي بنا شدو مراكز گوناگون كه قبلاً در تبريز، اصفهان، كاشان، مشهد، كرمان، جوشقان، يزد، استرآباد، هرات و ايالات شمالي نظير شيروان، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتري گرفتند. 

فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق  به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شكارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .منبع:سایت تبیان

دوران صفوی عصر مشعشع احیای هنر در تمام زمینه هاست. نمونه های ارزنده موجود در موزه های مشهور جهان نظیر قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت مضبوط است، اکثراًَ حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت سلاطین با کفایت صفوی، و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت قالیبافی از حد یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقاء یابد. شاه عباس از این مهم سهم بسزائی داشت، زیرا وی با تأسیس کارگاه قالیبافی در جوار قصور سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را مستقیماً زیر نظر  داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشتهای سیاحانی چون تاورنیه، شاردن، رابرت شرلی تأییدی براین گفتار است.
ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود چهانگردان و سیاحان و سفرا به ایران زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر کشورها فراهم ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافی و رونق سفارشات افزود.
از این زمان کاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعداً به فرشهای لهستانی یا پولونز Polonaisa معروف شدند یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه های مالک آنند.
شاه عباس با گردآوری بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصی نقاط کشور و تجمع آنها در کارگاههای سلطنتی شاهکارهای بی نظری را در هنر فرشبافی سبب شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش مینیاتور تذهیب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز گردید. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد.

از اين دوران حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در اين دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبريز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، يزد ، استرآباد ، هرات و ايالات شمالی نظير شيروان ، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپايه طرحهای خلاصه شده و ترکيبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. يعنی همان طرحی که قبلا به زيباترين وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.


  با اشغال كشور بوسيله افغانها(1722-1721 ميلادي) اين صنعت رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قاليهاي ايراني، به ويژه فرشهاي نفيس ناحيه تبريز به اروپا راه يافتند. از سوي كشورهاي اروپايي نمايندگاني به تمام كشورهاي مشرق زمين گسيل شدند و با رقابت بسيار فشرده كليه فرشهاي كهنه و عتيقه را گردآوري كرده به قسطنطنيه(استانبول) كه هنوز هم مهمترين بازار قالي مشرق زمين بود فرستادند.
 با به پايان رسيدن منابع فرشهاي كهنه، شركتهاي انگليسي(زيگلر 1883م) آمريكايي و آلماني به طور نامحدود اقدام به تأسيس كارگاههايي در تبريز، سلطان آباد(اراك)، كرمان كردند. اين روال تا جنگ جهاني اول كه توليد قالي به طور قابل توجهي افزايش يافته بود ادامه داشت.

نادرشاه جهت حفظ انسجام و یک پارچگی کشور فرصت آن را نیافت تابه مسائل هنری بپردازد لیکن رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان، هنری که در خفا به حیاتش ادامه می داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.

در دوره قاجاریه با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی اوج و حضیض فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاههای فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می یافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ایران تجار خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی نظیر کاشان، اراک، کرمان، هدایت این فن را به عهده گرفتند و با اعمال سلیقه و دگرگونی طرحها اصالت آنها را نادیده انگاشتند.
طرحهای امریکایی که خواسته های امریکاییان را دربرداشت و تحت عنوان باب امریکا مورد استفاده قرار می گرفت و کپی از طرحهای فرانسوی  ابوسون و ساونری  حاصل این دوران در دگرگونی طرحهای اصیل فرشبافی است. وجود جنگهای بین المللی اول و دوم بازار پر رونق فرش ایران را با رکود ناگهانی روبروساخت و کارگاههای بسیاری را كه از این طریق ارتزاق می کردند به تعطیل کشاند.
استفاده از رنگهای مصنوعی که با پیشرفت صنایع رنگ کشورهای اروپایی به ایران راه یافته بود و کاربرد گره جفتی از ارزش فرش ایران به نحوه محسوسی کاست و رکود اقتصادی در کشورهای اروپایی برای چند دهه روند عادی تولید فرش سبب شد. در حال حاضر بازگشت به اصالتهای گذشته و خلاقیت در طرحها با همت هنرمندان متعهد می تواند جایگاه اولیه فرش ایران را در بازارهای جهانی تداوم بخشد و هنر جاویدان فرش را چون همیشه اعتلا بخشد.

 گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ.
از قرن هجدهم فرشهای ایلات و عشایر ایران نیز در خارج مورد توجه قرار گرفت . در قرن نوزدهم مهم ترین مراکز تولید تبریز،جوشقان، کرمان و مشهد بودند.فرشهای سنه ،ساروق و فراهان نیز به خاطر طرح های زیبا معروف شدند. در این قرن تجارت و صادرات بالا گرفت.

مهمترین کارگاهها در این دوره درتبریز،مشهد،کرمان،سلطان آباد(اراک) و کاشان بوجود آمده ودر تاسیس اکثر کارگاهها تجار آذربایجانی دست داشتند،زیرا عمده صادرات فرش نیز از طریق ترکیه توسط آنها انجام می گرفت. در این زمان استامبول پایتخت آنروز ترکیه به صورت مرکزی جهانی برای فرش ایران درآمده بود و اکثر تجار آمریکایی و اروپایی قالیهای ایرانی را از آنجا می خریدند.

تجار خارجی کم کم شروع به سرمایه گذاری در تجارت و تولید این کالا  کردند وبا عرضه نقشه به تولید کنندگان نوعی تحمیل سلیقه غربی کردند که باعث تخریب برخی از طرحهای محلی شد.تکیه بر تولید بیشتر نیز باعث کاهش جنبه های هنری و افزایش جنبه های تجارتی فرش ایران گردید.

دولت موقت ایران در ابتدای قرن اخیر برای حفظ اصالت فرشهای ایرانی و جلوگیری از صرفاً تجاری شدن آن اقدماتی انجام داد که از آن جمله می توان ایجاد شرکت های سهامی فرش ایران ،به عنوان حافظ وناظر براصالت فرشهای ایرانی ،در سال 1314 نام برد.ازآنجا که در عمل ضابطه دقیقی بر نظارت وجود نداشت و اقدامی برای بهبود شرایط کار قالیبافی صورت نپذیرفت با حاکم بودن قوانین زور، تغییر و تحولی اساسی در بهبود این صنعت پدید نیامد وحتی با باز بودن دست عده ای که در تجارت فرش به دنبال سود زیاد و آنی بودند،تقلب در بافت و رنگ این هنر ایرانی رواج یافت که در بعضی موارد لطمات جبران نا پذیری به شهرت و اعتبار فرش ایرانی در بازارهای خارجی وارد آورد.همینطور با عدم وجود ضوابطی برای حفظ حقوق قالیبافان و حاکم بودن ضوابط ارباب رعیتی وضع اسف باری به قالیبافان محروم وبه خصوص کودکانی که در کارهای زراعی شرکت نداشتند تحمیل شد.

نکته ایی که در بررسی تاریخچه فرش در ایران باید اضافه کرد این است که اگرچه اکثر فرشهای مرغوب برای دربار تولید می شد ولی فرش حداقل در ایران و در کشورهای خاور نزدیک بر خلاف بسیاری از کشور های تولید کننده دیگر از زمانهای دور مصرفی عمومی پیدا کرده بود. این عمومیت مصرف در میان مردم به احتمال زیاد عامل اصلی اعتلای صنعت فرش در ایران است وفرشهایی که برای مصارف عمومی بافته می شد، معمولاً محکمتر بود (نظیر فرشهای مساجد با تار چند لا) و نقش هایی مایه گرفته از فرهنگ عامه داشت.بسیاری از این نقوش تجسم عوامل طبیعی چون خورشید و ستارگان ویا علائمی برای حفظ جان از گزند حوادث بود.(بازرگانی تهران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 8:46  توسط حسین وثوق  | 

بشر همواره برای آسایش در زندگی در تلاش بوده است. و می توان گفت همه مظاهر تمدن جهت رفاه حال انسان به وجود آمده است. او در این مسیر بهترین استفاده ها را از طبیعت و منابع موجود درآن برده است.

برای داشتن مکان مناسب و گرم و نرم با توجه به منابع موجود و در دسترس انسان از زندگی پرندگان الهام گرفته و روش او را در ساختن لانه برای حصیربافی استفاده کرده است. و از پوست حیوانات شکار شده بعنوان زیر انداز استفاده کرده است.حفاریهای باستان شناسی نشان می دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی در منطقه بین النهرین از هزاره چهارم و پنجم قبل از میلاد متداول بوده است.

مرتضي‌ راوندي‌ در كتاب‌تاریخ اجتماعي ایران‌ به‌ نقل‌ از تاريخ‌ تمدن‌ ويل‌ دورانت‌ مي‌نويسد(ج‌ 7 ص‌62)

انسان‌ پس‌ از ساختن‌ سوزن‌ و سنجاق‌، به‌ كار بافندگي‌ پرداخت‌ و چون‌ به‌ اين‌ قانع‌ نبودكه‌ با پوست‌ حيوانات‌ خود را بپوشاند و يا با پشم‌ گوسفند و الياف‌ گياهان‌ لباسهايي‌ براي‌خود تهيه‌ نمايد... رفته‌ رفته‌، اليافي‌ كه‌ به‌ كار مي‌برده‌ نازكتر و ظريفتر شده‌ و حالت‌ رشته‌ نخ‌را پيدا كرده‌ و در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ بافندگي‌ از مهمترين‌ هنرهاي‌ مخصوص‌ زنان‌ گرديده‌است‌، دوكها و ماسوره‌هايي‌ كه‌ در ميان‌ آثار عصر حجر به‌ دست‌ آمده‌، به‌ خوبي‌ نشان‌ ميدهد كه‌ صنعت‌ عظيم‌ بافندگي‌ ريشه‌ بسيار دوري‌ دارد. همين نويسنده‌ در بخش‌ ديگر از تاريخ‌طبري‌ نقل‌ مي‌كند «... و چون‌ خدابرهنگي‌ آدم‌ و حوا را بديد، بفرمود تا يك‌ گوسفند از هشت‌جفتي‌ كه‌ از بهشت‌ فرود آورده‌ بود بكشند و او گوسفند بگرفت‌ و بكشت‌ و پشم‌ آن‌ را برداشت‌و با حوا ببافتند. آدم‌ براي‌ خود جوبه‌اي‌ و حوا براي‌ خود پيراهن‌ و روسري‌ كرد و آن‌ رابپوشيدند.

همچنين‌ در حفاريهاي‌ باستان‌ شناسی شهر سوخته‌ در شرق‌ ايران‌ يك‌ تكه‌ پارچه‌ بافته‌بي‌نظير كشف‌ شده‌ است‌ كه‌ از لحاظ فنون‌ بافت‌ نشان‌ دهنده‌ اوج‌ پيشرفت‌ بافندگي‌ ايرانيان‌ درروزگار كهن‌ مي‌باشد كه‌ در رنگ‌آميزي‌ آن‌ دو رنگ‌ بكار رفته‌ و ساختمان‌ آن‌ داراي‌ بافتي‌يكنواخت‌ و مواد بافت‌ آن‌ از پشم‌ حيوان‌ است‌، اين‌ نمونه‌ منحصر به‌ فرد متعلق‌ به‌ 2400 سال‌قبل‌ از ميلاد است‌، با كشف‌ اين‌ بافته‌ مي‌توان‌ به‌ ساخت‌ و استفاده‌ از ابزارهاي‌ بافندگي‌ از قبيل‌ميلهاي‌ بافتني‌ چوبي‌ و قلابهاي‌ بافتني‌ و همچنين‌ كاربرد ساير ملزومات‌ فني‌ اطمينان‌بيشتري‌ يافت‌

از بافت اولین زیراندازهای پشمی و اینکه چه قومهای اقدام به تولید آنها کرده اند اطلاع دقیقی در دسترس نیست زيرااین بافته ها به‌ لحاظ ساختار طبيعت‌ شان‌ در اثر نفوذ رطوبت‌و حشرات‌ آسيب‌ مي‌بينند و نابود مي‌شوند.اما با توجه به مصالح مورد نیاز این اتفاق باید در مناطق سردسیر و در میان اقوام و قبایل چادرنشین افتاده باشد که بهترین نمونه ی این مناطق را می توان مناطق آسیای مرکزی دانست.

انسان به مرور زمان پشم گوسفند را بصورت های تکامل یافته تر استفاده کرده است. بدیهی است اولین نمونه های زیراندازهای پشمی نمد بوده و سپس پشم با مهارتهای خاصی ریسیده شده و تبدیل به رشته های پشمی گشته و بصورت انواع گلیم بافته شده است. بگونه ای که بافت گلیم تا سده پانزدهم قبل از میلاد به مرحله بالای تکامل رسیده است.

كهن‏ترين نمونه نقش قالي را دانشمندان آشورشناس در نقشهاي برجسته كاخ نينوا (پايتخت آشور، سرزمين قديمي در بخش وسطاي رود دجله) يافته‏اند كه گل و حاشيه آن تقليدي از گلدوزي‏هاي بابل به نظر مي‏رسد. تاريخ اين نقشها را قرن هفتم پيش از ميلاد مي‏دانند بهترين نمونه اين نقش متعلق به خورس‏آباد در موزه لوور نگهداري مي‌شود.

قطع‌ يقين‌ بايد فرشبافي‌ را فرآيند و سير تكامل‌ بافندگي‌ و هنر نساجي‌ دستي‌ ايرانيان‌ عهد قديم‌ دانست‌ چرا كه‌ با مطالعه‌ روي‌ نقوشی که برروي‌ سنگها حك‌ شده‌ است‌. مي‌توان‌ به‌پيشرفت‌ اين‌ فن‌ در ميان‌ انسانهاي‌ عصر حجر پي‌ برد..

اما ابزارهاي‌ ويژه‌ قالي‌ بافی‌ نيز در سالهاي‌ اخير توسط دكتر علي‌ حصوري‌ كشف‌ وشناسايي‌ گرديده‌ كه‌ بنابه‌ اظهار ايشان‌ اين‌ اشياء متعلق‌ به‌ دوره‌ مفرغ‌ يا عصر آهن‌ مي‌باشد،با مقايسه‌ اين‌ اشياء با شكل‌ و فرم‌ ابزارهاي‌ قالي‌بافي‌ امروز كه‌ در مراكز مختلف‌ كشور مورداستفـاده‌ قرار مي‌گيرند مي‌توان‌ قدمت‌ فرشبافي‌ كه‌ نزد ايرانيان‌ از هزاره‌ سوم‌ تا هزاره‌ دوم‌ق‌. م‌ تخمين‌ زد.

نيكولاس‌ فاكر در كتاب‌ قالي‌ ايران‌ و ديگر قاليهاي‌ مشرق‌ زمين‌ مي‌نويسد:

در سال‌ 850 ق‌. م‌ شلمنسر سوم‌ (858 ـ 824 ب‌. م‌) پادشاه‌ آشور دستور داد ستوني‌ هرمي‌شكل‌ به‌ افتخارش‌ بسازند و شرح‌ پيروزيهايش‌ را به‌ خط كوفي‌ و با تصاوير گويا برآن‌ نقش‌كنند. در همين‌ نقوش‌ اين‌ هرم‌ فرستادگان‌ كشورهاي‌ همسايه‌ را در حال‌ تقدیم اشيايي‌ به‌ عنوان‌هديه‌ و خراج‌ نقش‌ كرده‌ بودند از آن‌ جمله‌ نقش‌ دو نماينده‌ از كشورهاي‌ همسايه‌ ايلام‌ (درايران‌ جنوبي‌) درحال‌ حمل‌ دو قالي‌ لوله‌ شده‌ ديده‌ مي‌شود.

در كتـاب‌ مقـدس‌ تـورات‌ از كتـاب‌ اگـزود (سرگذشت‌ مهاجرت‌ يهوديان‌ از مصر) در بند 38-8-28 از قالي‌ نام‌ برده‌ شده‌ و اندازه‌ آن‌ 28 آرنج‌ در 4 آرنج‌ ذكر شده‌ (هر آرنج‌ حدود 50سانتي‌متر است‌) يعني‌ اندازه‌ فرش‌ مورد اشاره‌ حدود 214 متر بوده‌ است‌.

گزنفون‌ مورخ‌ و سردار يوناني‌ (آتني‌) (355-430 پ‌. م‌) هنگام‌ ثبت‌ جنگهاي‌ ايران‌ و يونان‌مي‌نويسد: ايرانيان‌ براي‌ اينكه‌ بسترشان‌ نرم‌ باشد قالي‌ زير آن‌ پهن‌ مي‌كردند.

همين‌ مورخ‌ در كتاب‌ ديگرش‌ به‌ نام‌ آناباسيس‌ اشاره‌ به‌ قالي‌ ديگري‌ كرده‌ كه‌ ارزش ‌اقتصادي‌ آن‌ 10 نيائوس‌ (واحد پول‌ يونان‌) بوده‌ است‌.

پرفسور گريشمن‌ باستان‌ شناس‌ فرانسوي‌ مي‌نويسد: ساكنان‌ پهنه‌ ايران‌ در قديم‌برحسب‌ نيازي‌ كه‌ به‌ پوشاك‌ و فرش‌ زير پا داشتند به‌ فنون‌ ريسندگي‌ پارچه‌ و فرشبافي‌ آشنابودند و از پشم‌ گوسفندو موي‌ بز فرش‌ و تن‌ پوش‌ درست‌ مي‌كردند كه‌ نشانه‌ و آثار آن‌ دراشياي‌ پيداي‌ شده‌ از دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ تمودار مي‌باشند و همچنين‌ است‌ آثاري‌ كه‌ در غاركمربند در نزديكي‌ بهشهر پيدا شده‌اند نشانگر اين‌ است‌ كه‌ در حدود 6 هزار سال‌ ق‌ از ميلاد ازپشم‌ گوسفند و موي‌ بز نخ‌ هايي‌ به‌ صورت‌ ساده‌ تهيه‌ مي‌شد و آثار پيدا شده‌ از پشم‌ در سيلك‌كاشان‌، تپه‌ حصار دامغان‌ نقش‌ رستم‌ سرپل‌ ذهاب‌،  شوش‌ و ماكو اين‌ نظريه‌ را تأئيد مي‌كند;

پرفسور آرتور ايهام‌ پوپ‌ از هنرشناسان‌ صاحب‌ نام‌ جهان‌ در كتاب‌ هنر ايران‌ اشاره‌ به‌فرشهاي‌ ايران‌ نموده‌ مي‌نويسد «برخي‌ از فرشهاي‌ ايراني‌ بطور قطع‌ پرزدار بوده‌اند وسپاهيان‌ هراكليوس‌، امپراطور روم‌ شرقي‌ (بيزانس‌) (575-641 م‌) هنگام‌ تصرف‌ دستجرد دراطراف‌ اصفهان‌ در ميان‌ غنائم‌ جنگي‌ تعداد زيادي‌ فرش‌ دستباف‌ با خود از ايران‌ خارج‌كــرده‌اند»

استفاده از پنبه‌ نيز در بافته‌ها در حدود 5000 سال قبل مطابق با مستنداتي كه در هندوستان بدست آمده آغاز گرديده بود، ليكن داستان ابريشم به گونه‌اي ديگر است. در حدود 3000 سال قبل چينيان تنها توليدكنندگان ابريشم و پارچه‌هاي ابريشمي بودند. آنها اين صنعت را حداقل 5000 سال به صورت يك راز در خاندان سلطنتي خود حفظ كردند. تا اينكه به واسطه يك ماجراي عشقي پرده از روي اين راز برداشته شد.
در قرن دوم بعد از ميلاد شاهزاده خاندان سلطنتي براي ازدواج با معشوقش نوغان ابریشم را مخفي كرد و به ايران آورد و به اين ترتيب نوغانداري از ايران به سراسر جهان راه پيدا كرد.

قالي‌بافي در عهد هخامنشي 


در عهد درخشان هخامنشي، ذوق سرشار و سليقه متين هنروران ايراني براي بافت و طراحي قاليها و ظرافت و زيبايي و رنگ آميزي آنها شهره آفاق گرديد و به اطراف و اكناف دنياي آن روز به ويژه مصر كه در آن زمان خود بخشي از ايران را تشكيل مي‌داد و نيز به يونان صادر مي‌شد.
تاريخ نويسان يوناني نوشته‌اند كه بطلميوس مجلس جشني در اسكندريه برپا ساخته بود كه تالارهاي آن با فرشهاي خوش نقش و زيباي ايراني زينت داده شده بود. همچنين نوشته‌اند كه اسكندر مقدوني هنگامي كه به پاسارگاد رفت، تابوت زرين آرامگاه كوروش بزرگ را با پوششي از يك فرش ظريف و نفيس يافت، گزنفون نوشته است كه در شهر سارد يك كارگاه قاليبافي سلطنتي وجود داشت كه فرشهاي مخصوص و منحصر براي دربار كوروش بزرگ مي‌بافتند.
كنت كورث تاريخ نويس عهد باستان، درباره فرشهايي كه در آتش سوزي تخت جمشيد طعمه آتش گرديده مي‌نويسد: «ايرانيان خزاين تمام كشور را در اين شهر (تخت جمشيد) گرد آورده بودند. از آن جمله قالي‌هاي گرانبهايي كه فقط براي تجمل و شكوه و بساط عمارات سلطنتي در آنجا گسترده بودند، خارج از حساب بود».
در روايتي ديگر بلوتارك (سردار بزرگ يوناني) در زماني كه ثميسيتو كليس  به دربار ايران پناهنده شد، شاهنشاه هخامنشي آن زمان يعني اردشير اول از او توضیح خواست و پس از چند روز چنين گفت «سخن در اين موضوع همچون فرشهاي زيباي ايراني مي‌ماند كه چون بازكني و بگستراني، پيكره‌هاي زيباي آن همگي نمايان است و چون تاكني با بييچاني همه پيكره‌ها ناپيدا گرديده، پديدار نمي‌باشد.
باز درجاي ديگر بلوتارك در باب ديدار سرداران ايراني و اسپارتي سخن از قالي‌هاي گرانبهاي ايراني به ميان آورده و مي‌نويسد:
«هنگامي كه آژيزيلاس و يارانش به جايي كه قرار گذاشته شده بود آمدند هنوز خشترپاون ايراني به آنجا نرسيده بودند. سردار اسپارتي تا رسيدن او لختي در زير سايه درختي برروي چمن‌ها نشست هنگامي كه فارناباز به آنجا   رسيد، زير دستانش براي او پوستهاي نرم  كه پشم‌هاي بلندي داشت و قالي‌هاي گرانبها كه بارنگهاي متنوع بافته شده بود پهن كردند كه برروي آن بيارامد، ليكن چون ديد سردار يوناني برروي زمين نشسته است از روي فروتني و ادب، از نشستن برروي فرشها خودداري كرد او نيز هر چند كه جامه‌هاي گرانبها برتن داشت، در نزد آژيزيلاس بر روي زمين نشست.
با اين حال و با وجود روايات و شواهد بسيار چيزي از فرشهاي كاخ‌هاي هخامنشي به دست نيامد زيرا هر چه بود يغماگران مقدوني برده بودند يغماگراني كه از سنگ جامد نمي‌گذشتند، به طور قطع نمي‌توانسته‌اند از بردن و تاراج فرشهاي خيره كننده چشم بپوشند و اگر هم ناغافل فرشي را نيز باقي گذاشتند، به دليل گسترش قالي برروي زمين و كثرت استعمال به تدريج فرسوده گرديده، از بين مي‌رفت. فقط در بعضي از كاخهاي تخت جمشيد سوخته‌هايي از فرش كه يغماگران فرصت گردآوري آن را نداشته و آنها را در آتش سوزانده  بودند، در خلال كاوشها ديده شده است

اما قدیمیترین فرش کشف شده جهان قالیچه ای است به نام پازیریک که در سال 1328 شمسی (1949) در دره ای به نام پازیریک کشف شد.


دره پازیریک در هشتاد کیلومتری مغولستان در قسمت جنوبی سیبری مرکزی و در کوههای آلتایی واقع است و محل سکونت قوم سکاها بوده است این قوم دسته ای از مردمان کوچ نشین آریایی و ایرانی تبار بوده اند که گستره محل زندگی آنها از شمال به دشت های جنوب سیبری از جنوب به دریای خزر و دریاچه اورال از شرق به ترکستان چین و از غرب تا رود دانوب می رسید.

در دومین مرحله کاوشهای باستانشناسی گروه باستانشناسی روسیه پروفسور سرگئی رودنکو فارغ التحصیل دانشگاه لنینگراد و عضو علمی ارشد انستیتو باستان شناسی آکادمی علوم روسیه و دستیارش گریازنوف در سال 1328 شمسی فرشی بسیار زیبا و با تکنیک بافت عالی در مقبره یخ زده رییس قبیله سکاها  در نزدیکی مغولستان را کشف کردند که به نام محل کشف آن فرش پازیریک نام نهادند.در پازيريك پنج مقبره بزرگ و نه مقبره كوچك كشف شد. كه بزرگترين آنها هفده متر مربع وسعت داشت . در اين گورها چهار جسد موميايي شده و 123 اسكلت ديگر انسان، 34 اسكلت اسب و مقداري پوشاك و ساير وسايل مذهبي و زين و ابزار آلات و چند قطعه قالي، نمد و گبه روي اسب(فرش غاشيه) و پارچه موجود بود.
در اثر نفوذ آب به درون گورها در همان سالهاي نخست و به دنبال آن دفن و يخ بستن آنان اين اشياء حدود 2400 سال در زير يخها مدفون شده و در نتيجه از ضايع شدن و پوسيدن در آمان ماندند. باستان شناسان روسي براي دسترسي به اين اشيا به وسيله آب گرم، يخ‌ها را آب كردند.
اين قبرها بوسيله اتصال چوبهاي قطوري با سرو ته يكسان محصور شده‌اند و اين گورها حدود 4 متر درازا و 5/2 متر پهنا و حدود 2 متر بلندي دارند كه عيناً به موزه آرميتاژ منتقل شده است.در مقبره پنجم آثاري از صنعت بافندگي زمان هخامنشيان پيدا شد 

این فرش که نتایج آزمایش رادیواکتیو قدمت آن را تا قرنهای پنجم و چهارم قبل از میلاد نشان می دهد یک قالی پشمی با رنگهای زنده است که در هر دو ردیف یک بار پود گذاری شده است. اندازه آن نزدیک به مربع 2*2 و دقیقا 1.89*1.98 سانتی متر است.تراکم بافت آن در هر سانتی متر مربع 36 گره است که تقریبا برابر با 42 رج امروزی می باشد.

 رنگهای فرش پازیریک که با توجه به ماندن در محیط یخ زده نسبتا سالم است شامل قرمز اخرایی،ز رد، سبز کمرنگ و نارنجی بوده که دچار تغییر رنگ شده و به سایه ای از سبز و صورتی تبدیل شده است.

پروفسو رودنکو به محض دیدن این فرش گفت: "این فرش مرا به یاد تخت جمشید می اندازد" ا و در کتابی به نام " گورهای منجمد سیبری" که در سال 1331 شمسی منتشر شد در خصوص اکتشافات خود نوشت که این فرش کاری ایرانی است بدون آن که بدانیم کار کدام گروه از اقوام آریایی ماد، پارت یا پارس است.که توجه به نقشهای مشابه و همزمان این فرش با آثار و ستونهای تخت جمشید این نظریه را تایید می نماید.

او می نویسد: "فرش پاریزیک هم مانند همه فرشهای مشابه خود فرشی است روگیری و پرداخت شده که به شکل مربع می‌باشد. در یک جهت اندکی درازتر از جهت دیگر و اندازه‌های آن 2×1.98متر می‌باشد. این فرش حاشیه‌های تودرتوی متعددی دارد که در زمینه مرکزی این فرش نقشهای تکراری وجود دارد که هر یک شامل ترکیبی از ستاره چهارپر به شکل صلیب همراه با چهارگل می‌باشد و در مرکز آن مربع کوچکی نقش بسته است و همه این نقش مایه‌ها در مربعی قاب شده‌اند. شش مورد از این نقشها در یک ردیف طولی و چهار مورد در ردیف عرضی آن قرار گرفته است. اطراف زمینه مرکزی را یک ردیف شکلهای تکراری شیر بالدار (شیر دال یا شیرعقاب) با بالهای برافراشته و سری به عقب برگشته پر کرده است. در حاشیه بعدی، تعدادی گوزن خالدار در حال چریدن تصویر شده است که سمت حرکت این گوزنها از چپ به راست یعنی در جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌باشد. حاشیه بعد از این گوزنها، شامل یک ردیف ستاره‌هایی است با نقش صلیب مانند و گل که مشابه آنهایی است که زمینه مرکزی را انباشته‌اند، لیکن در اینجا نقش آنها اندکی دگرگون شده و بدون قاب می‌باشند. نقش حاشیه اصلی را سوارانی تشکیل می‌دهند که با حرکتی شتاب‌آلوده در پی هم روانند و جهت حرکت آنها، جهت حرکت گوزنهاست. حاشیة بیرونی فرش شامل همان شیرهای بالدار قبلی است که ناحیه مرکزی را احاطه کرده‌اند ولی تا حدی بزرگتر از آنها و در جهت مخالف آنها نقش شده‌اند. همه پنج حاشیه آذینی را، چهارچوبهایی که شبیه پیرامون زمینه مرکزی می‌باشند، احاطه کرده‌اند، یعنی قطعات مستطیل‌شکلی که دو خط (سو) آنها را محصور می‌نمایند.
این فرش دارای چند رنگ می‌باشد که رنگهای ملایم در آن غالب می‌باشند و این رنگها عبارتند از: قرمز سیر، آبی روشن، سبزفام، زرد کم‌رنگ، نارنجی و طیفهای دیگری از همین رنگها.
در تابیدن نخهای این فرش به نخ تار، تاب بیشتری داده شده و نخ پود هم تا اندازه‌ای تابدار است. به نخ پشمینی که برای گره زدن به کار رفته( خامه)، فقط اندک تابی داده شده است. برخلاف معمول از روش بافت تافته‌ای که در بیشتر فرشهای مورد اخیر معمول بوده، استفاده نشده است. دور دو نخ بیرونی تار، نخهای پشمینی پیچیده شده که برآمدگی گره مانندی را ایجاد می‌نماید. تعداد نخهای تار در هر دسی‌متر حدود ۱۲۰ نخ تار می‌باشد و پس از هر ردیف گره زدن سه یا گاهی چهار ردیف نخ پود نگهدارنده گره از آن گذرانده شده است. تعداد گره‌ها در یک دسی‌متر مربع ۳۶۰۰ گره می‌باشد که مجموعاً به حدود1.250.000 گره در کل فرش بالغ می‌گردد. با این حساب اگر یک بافندة زن باتجربه و حرفه‌ای در آسای مرکزی و یا در آسیای صغیر که به بافت فرش مشغول باشد و رجشمار فرش او معادل رجشمار پازیریک در نظر گرفته شود و در روز بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ گره بزند و اگر تنها کار کند، هیجده ماه مشغول خواهد بود. در پایین آوردن این فرش از دستگاه فرش‌بافی، نخهای تار فرش را چنان بریده‌اند که به اندازة ۱ الی 1.5 سانتی‌متر ریشه باقی بماند و پرز فرش (که پرداخت شده باشد) به زحمت ۲ میلی‌متر بلندی دارد.
در باش‌ادار (Bashadar) پشته شماره ۲ از این گونه فرشها، قطعه فرش پشمینه پرزدار دیگری به دست آمد که فقط قطعات کوچکی از آن به صورت ژنده و پاره باقی مانده است. این فرش نیز به عنوان پوشش زین اسب به کار می‌رفت. این فرش که متعلق به قرن ششم پیش از میلاد می‌باشد، به تخمین بافته‌ای استثنایی و ظریف بوده است، بگونه‌ای که در یک دسی‌متر مربع آن، به طور متوسط ۷۰۰۰ گره (58 رج) شمارش شده که از این تعداد گره تقریباً دو برابر تعداد گره در واحد سطح مساوی فرش پازیریک از پشته شماره ۵ می‌باشد.
برای گره زدن در آن از روش دیگری استفاده شده است. در این فرش پس از هر ردیف گره‌زنی، دو ردیف پود نگهدارنده گره از جنس نخ پنبه گذرانده شده است. این نخ پود را به صورت ساده تابیده و استفاده نموده‌اند و بافت آن به گونه‌ای است که در مقابل ۱۰ تا ۱۲ نخ تار به ۱۴ نخ پود در واحد مساوی نیاز بوده و  انتهای نخ پرز همانند فرش پازیریک محکم کشیده نشده، اما سخت درهم پیچیده شده است. به عبارت دیگر ما در اینجا با موردی مواجه‌ایم که اصطلاحاً به نام ۲/۱ گره(نیم لول) معروف می‌باشد. نخ تار و پود هر دو را دو لایه (دو لا) تابیده‌اند. بدون شک محل بافت این فرش آسیای مرکزی یا آسیای نزدیک می‌باشد.
برای آنکه بتوانیم محل بافت فرش پازیریک را تخمین بزنیم اجازه بدهید طرحهای آن را مورد بررسی قرار دهیم.
اولین نقشی که توجه ما را جلب می‌کند نقش گوزن می‌باشد. در نگاه اول به نظر می‌رسد این گوزن با شاخهای پنجه مانندش، نوعاً یک گوزن شمالی باشد، اما نشانه‌های خال‌دار آن، شکل پوزه و ساختمان بدن حیوان نشان‌دهندة نوع گوزن زرد می‌باشد و نه گوزن شمالی. اگر از این بابت گوزن زرد را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم، پی می‌بریم، این نوع حیوان مربوط به آسیای نزدیک است و در آن صورت طبیعتاً متوجه خواهیم شد، چرا این نوع گوزنها در فرش پازیریک ترسیم شده‌اند. یعنی با همان شاخهای پنجه مانند و لکه‌های خال‌خالی که روی بدن این حیوانات است. البته ترکیب شکلی این جانور تاکنون به تأیید قطعی نرسیده است، چه کلیات شکل ظاهری، از جمله دم نسبتاً دراز آن ـ گواه بر آن دارد که گوزن زرد نر آسیای نزدیک است که در آن ویژگیهای جنس دوم مورد نظر قرار گرفته است. سایر جزئیات قابل ذکر این نقش عبارتند از: علامت کاما (،) و دایره‌ای در قسمت پای جلو و دایره‌ای در قسمت پای عقب، به علاوه قطعه پهنی که در بدن حیوان ملاحظه می‌شود که نوک آن به سوی بالا جهت یافته و از قسمت شکم در ناحیة دایرة جلویی شروع می‌شود.
با این جزئیاتی که ما مورد بررسی قرار دادیم، این علائم نشان‌دهندة ویژگیهای مخصوص، نمونه حیوان آسیای نزدیک در دوران هخامنشیان می‌باشد.
در مورد نقش شیر بالدار، به این صورتی که نشان‌ داده شده، مشکل می‌توان تصمیم گرفت اینکه، آیا اینها اندام شیر دارند یا شبیه به ببر می‌باشند. سر هر یک از این حیوانها به عقب برگشته و گوشهای بزرگی دارد. زبان از دهان نیم‌باز حیوان بیرون آمده، یالهای حیوان افراشته و دم رو به سوی بالا پیچیده شده است که درست در حکم ویژگیهای آن حیوان بخصوص می‌باشد و از علائم مشخصة علامت نیم‌نعل‌مانندی می‌باشد که در پاردم حیوان دیده می‌شود.
همراه با گوزن و شیر بالدار، نقشهای سواران همراه با اسبان خود می‌باشند، اسبهای نرینه ای که به صورت چهار نعل در حرکت‌اند و زینی بر آنها نیست، بجای آن با جل سفید پوشانده شده‌اند. دم اسبها بافته شده و یال‌شان تزئین گردیده است.
روش هنری به کار گرفته شده، در مورد تمام پوششها به یک شکل می‌باشد. آرایه زمینه مرکزی سه گونه متفاوت را شامل می‌شود. اولین آن نشانه قراردادی یک درخت می‌باشد که به صورت دوتایی در سمت راست و چپ جل قرار گرفته و در ردیف افقی، به حالت مجرد می‌باشد. از این لحاظ می‌توان چنین نتیجه گرفت که پوششها همه یکپارچه بوده‌اند. گونه دوم آن شامل یک ردیف مربعهای کوچک و نهایتاً نقشهای S مانند است، همراه با گل سرخ و پس از آن پوششهایی از زمینه‌ای ساده و بدون آذین. زمینه مرکزی پوشش با قطعات مربع شکل قاب شده و سپس با مربعهای کوچک و نهایتاً با دسته‌های گل و گیاه محصور گردیده‌اند، حتی در همان نوع پوشش زین نیز رنگ‌آمیزی متن اصلی و همین طور جزئیات آذینها و دسته‌گلها، انواع گوناگونی وجود دارد که در آن نقش شده‌اند.
اگر بخواهیم از این دیدگاه، فرش پازیریک را تاریخ‌یابی نماییم، شاخص‌ترین مشخصه سواران می‌باشند. در این نقشها گردن اسبها بیش از حد خم شده و یالها تزئین گردیده، کاکلها به صورت پرتزئینی درآمده و دم به شکل کمان گره خورده است. به جای زین از پوست بز ریشه‌داری شبیه به فرش همراه با جل سفید عریضی استفاده گردیده است و این امر نشان‌دهندة جنگی بودن اسبان می‌باشد، بخصوص پوششهای پوست بز مانند فرش و با جل سفید‌ آن، نمونه آشوری است. با وجود این یک رشته مشخصات به ویژه بستن دم حیوان، به صورت گره آشوری نیست بلکه پارسی متأخر می‌باشد. ما همچنین می‌توانیم، نحوة گره زدن کاکل و به شکل پر درآوردن آنها را در نقوش سنگی برجسته تخت جمشید و یا دسته شمشیرهای ساخت پارس از پشته چرتم‌لیک (Chertomlyk) و در تعدادی از سکه‌ها و جواهرات دوره هخامنشی، نهایتاً در صحنه شکارگاه بشقاب نقره‌ای درگنجینه جیحون هم مشاهده نماییم. در این مورد درست همان اشیاء از جمله جل فرش مانند و جل سفید عریض بر روی فرش پازیریک هم دیده می‌شود. در مقایسه این اشکال بخصوص پیاده‌ای که کنار اسب راه می‌رود، یا شکل مشابه آن در نقش برجسته تخت جمشید به نکته آموزنده‌ای برمی‌خوریم، بدین مفهوم که در هر دو مورد مشخص در سمت چپ اسب راه می‌رود و دست راست او بر روی پشت اسب در ناحیه گردن قرار دارد. سوار نیم‌تنه‌ای کوتاه دارد و شلوار پوش است. این لباس در پایین آن چسبان می‌باشد و سوار سربند جالبی هم دارد که مشابه سربندی است که سواران در بشقاب گنجینه جیحون به سر بسته‌اند.
با این توضیحات و بدون در نظر گرفتن نحوه بافت این فرش، باید کار ماد یا پارس و یا پارت باشد و تاریخ فرش به احتمال زیاد قرن پنجم قبل از میلاد است."
قالي دوم از چهار مربع تشكيل شده كه در هر مربع تصوير دو ملكه چادر برسر روبروي هم با آتشداني در وسط و دو نفر از بانوان حرمسرا حوله به دست در پشت سر آنها ديده مي‌شود نكته پر اهميت و قابل توجه طرز تاج و كلاه ملكه‌هاست كه به شكل كنگره و نظير تاج پيكره لاجوردي است كه در تخت جمشيد به دست آمده و از اين خشايار شاه دانشته شده است. در اين قالي‌ها لباس بانوان زرد و قهوه‌اي و موهاي ايشان به رنگ آبي است. رنگ آتشدانها نيز آبي يا قهوه‌اي است.
قالي سوم  داراي تصوير دو شير دونده همانند شيرهاي موجود بر روي حاشيه حجاريهاي تخت جمشيد و شيرهاي حجاري شده در حاشيه لباس شاهان هخامنشي، نقش گرديده است كه حاشيه‌هاي مثلث شكلي در بالا و پايين آن را مزين مي‌سازد.

این فرش هم اکنون در موزه ارمیتاژ شهر سن پترزبورگ نگهداری می شود.

گزنفون سردار و مورخ يوناني در كتاب خود موسوم به «سيرت كورش» مي‌گويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، زير آن قاليچه مي‌گسترانيدند.» سالنامة چيني «سويي مو» از فرش پشمي دوران ساسانيان به عنوان كالاي وارداتي به چنين نام برده است. در ادبيات فارسي قديم ايران نيز به كرات از تخت معروف «طاقديس» متعلق به خسروپرويز پادشاه ساساني ياد شده كه بر روي آن چهار تخته فرش نفيس گسترده شده بود و هر كدام يكي از فصول چهارگانه سال را نشان مي‌داده است.


قالي بافي در عهد اشكاني

از بافت و هنر قالي بافي در عهد اشكاني، اطلاعات چنداني دردست نيست. ليك آنچه كه مشخص است اقلام صادراتي ايران به روم است كه در ميان آنها قالي و قاليچه‌هاي ابريشمي نيز ذكر شده است. قالي‌هاي ابريشمي ايران مورد استفاده خواص و محترمين روم بوده است. در آن زمان ايرانيان با ابريشم از طريق چيني‌ها آشنا گشتند  
پلين، تاريخ نويس رومي مي‌نويسد «قاليچه‌هاي ايراني با رنگهاي مختلف در عهد اشكاني به بهاي گزاف فروخته مي‌شد و زينت بخش كاخهاي رومي‌ها بوده است». از روايات تاريخ نويسان عهد اشكاني چنين برمي‌آيد كه در دوره اشكاني ايران واسطه تجارت بين مشرق و غرب بوده است.
به هر حال مشخص است كه در عهد اشكاني چيني‌ها و قبايل آسياي ميانه از روش بافتن پارچه‌هاي ابريشمي و استفاده از ابريشم اطلاع داشتند. در اين دوران ايرانيان نيز با ابريشم آشنا گشتند و چون منسوجات ابريشمي خريداران فراواني در نواحي آسياي غربي و روم داشته ايرانيان با خلاقيت بالاي خود ابريشم را در بافت فرش به كار بردند و از اين رو با دستيابي به اين فناوري نوين سعي كردند تا تمام ابريشم چين و نواحي آسياي ميانه را خريداري نموده و آنها را در انواع منسوجات و فرش دستباف خود به كاربرده و به غرب صادر مي‌كردند.
اين رويه در قرن چهارم ميلادي و در زمان ساساني به بالاترين حد خود رسيد، به طوري كه ايرانيان حتي مصنوعات چيني‌ها را خريده و به كشورها و تمدنهاي غربي صادر مي‌كردند و از اين رو در عهد اشكانيان جاده‌اي تجاري بين چين و ايران و تمدنهاي غربي احداث گرديد كه به جاده ابريشم معروف شد.
از ديگر قالي‌هاي ايراني برجاي مانده از اين دوران تكه‌قالي‌هاي مقبره لوـ لان است كه به نظر مي‌رسد به عنوان تحفه به چين رفته است.

تنها سندي كه با ترديد مي‌توان به دوران حكومت اشكانيان نسبت داد، بافته‌هايي است كه در كاوش‌هاي سال 1345 شمسی در شهر قومس پیدا شد. اين كاوش‌ها، توسط دو تن از باستان شناسان غير ايراني به نام‌هاي ديويد استروناخ و جان هانسمان، بين سال‌هاي 1345 تا 1348انجام شد. تا قبل از اين كشفيات، عمده نظرات در مورد فرشبافي در زمان اشكانيان و ساسانيان منحصر به نوشت‌هاي مورخان عرب زبان بود.

شهر قومس در صحراي خشك شمال شرقي ايران، نزديك دامغان كنوني قرار داشت. باستان شناسان اعتقاد دارند. شهر قومس در كنار شهر صد دروازه، كه يونانيان فاتح بعد از اسكندر آن را ساختند. بنا شده بود. اين شهر در سال‌هاي بين قرن سوم قبل از ميلاد و قرن سوم بعد از ميلاد در دوران پارتي‌ها (اشكانيان)، كه يوناني‌ها و رومي‌ها تلاش زيادي براي تصرف ايران به عمل آوردند. رو به آباداني گذاشت. منطقه اطراف شهر قومس توسط جاده ابريشم قطع مي‌شد و تجارت پرمنفعتي كه از اين طريق انجام مي‌شد، ابريشم و ادويه‌جات شرق را به غرب و شيشه‌هاي رومي و اسب را به مشرق زمين مي‌رساند و اين امر منطقه  را تبديل به ناحيه‌اي ثروتمند كرده بود.

منسوجات شهر قومس در مكان‌هاي سه طبقه‌اي كه از خشت ساخته شده بودند، كشف شد در اواخر دوران پارتي‌ها اين گونه بناها به عنوان گورستان استفاده مي‌شد. دفن مردگان در اين گونه بناها به جاي دفن آنها در گورستان‌هاي زيرزميني به يك سنت زرتشتي بازمي‌گردد كه باعث آلودگي كمتر زمين مي‌شد. باستان‌شناسان از میان اين كشفيات، قديمي‌ترين نمونه را به نيمه اول قرن يكم قبل از ميلاد نسبت مي‌دهند اين قطعه نمدي پشمي و قهوه‌اي رنگ و قسمتي از يك جليقه داراي آستين است. اندازه اين جليقه نمدي كه با بندي ابريشمي به اندازه دور گردن همراه است. آن را متعلق به يك بچه معرفي مي‌كند و اين قديمي‌ترين لباسي است كه تا به حال در ايران پيدا شده است. همچنين بند ابريشمي به اندازه دور گردن همراه است،  بند اين جليقه قديمي‌ترين تكه ابريشم ايراني است. رنگ اين بند ابريشمي آبي مايل به سبز است تكه‌هاي ديگر منسوجات از گورستان دومي به دست آمده است كه متعلق به قرن ششم ميلادي است و اين تاريخ  براساس سكه‌هاي دوره ساساني مربوط به هرمز چهارم، پادشاه ساساني(8-587 ميلادي) تخمين زده مي‌شود. اين قطعه‌ها به واسطه تنوع گوناگوني كه دارند شگفت آور هستند. يكي از اين تكه‌هاي پشمي داراي رنگ قهوه اي سير همراه با نوار سفيد است.

اما برجسته ترين و ناب ترين قطعه‌اي كه از حفاري‌هاي شهر قومس به دست آمده قطعه منسوجي است پرزدار به صورت پرزهاي فرفري شكل كه اگرچه  به عقيده عده‌اي خيلي بد شكل به نظر مي‌رسد، شايد قديمي ترين قرش پرزدار ايراني باشد كه پيدا شده ‌است؛ البته تكه پرزدار و فردار ديگري كه از حفاري‌هاي منطقه حسنلوي ايران به دست آمده است و در موزه دانشگاه پنسيلوانيا نگهداري مي‌شود، خيلي قديمي‌تر و متعلق به 800 سال قبل از ميلاد مسيح است، ولي شايد نتوان آن را نوعي فرش قلمداد كرد از لحاظ ساختار و اسلوب بافندگي تكه فرش شهر قومس داراي پرزهايي است كه به طور ساده تارها را در ميان گرفته‌اند، پرز اين تكه فرش از پشم رنگ نشده اي ( خودرنگ) است كه به رنگ كرم است. قطعه فرش مذكور پس از كشف بلافاصله‌ از گل و لاي زدوده شد و نگهداري و آزمايش‌هاي مذكور در موزه متروپوليتن نيويورك بر آن آغاز شد. اين تكه براي نمايش در كنفرانس بين المللي فرش‌هاي شرقي (ICOC) به موزه انسان شناسي لووي دانشگاه كاليفرنيا در بركلي قرض داده شد.
در منابع تاریخی به فرش مهم دیگری به نام فرش بهارستان اشاره شده است. این فرش که  ابوجعفر محمد جریر طبری در کتاب تاریخ خود شرح مفصلی راجع به آن نوشته است در حمله اعراب به ایران به دست آنها افتاد.
یکی از علل اصلی فروپاشی نظام ساسانیان پس از پادشاهان قدرتمندی همچون انوشیروان،  هرمزد و خسروپرویز که دوره جلال و شکوه ایرانیان را رقم زده بودند، تزلزل سلطنت در ایران بوده است. به گونه ای که در عرض 6 سال 6 پادشاه بر تخت نشستند که آخرین آنها یزدگرد سوم بود. او پادشاهی جوان ، میهن پرست ولی بی تجربه بود. که با حمایت سردار رستم فرخزاد در سال 12 هجری بر تخت نشست.

 سپاه اعراب در سال 14 هجري پس از تسخير ساحل چپ فرات ، در محل قادسيه به سرداري سعد بن ابي وقاص ، ايرانيان را كه تحت فرمان رستم پسر فرخزاد بودند ، شكست دادند و درفش كاويان ، يعني پرچم ملي ايرانيان را به غنيمت بردند . دو سال بعد ، يعني در سال 16 هجري ، مداين ، پايتخت ساسانيان ، به تصرف اعراب درآمد . اعراب طبق معمول به غارت پرداختند . به هر يك از 60.000 عربي كه در اين نبرد شركت داشتند 12000 دينار رسيد و از جمله غنايم اين جنگ ، فرش بزرگ و بي نظيري بود كه آنرا بهارستان مي خواندند .
 فرش بهارستان یا فرش «بهارخسرو»  کتاب تاریخ طبری (۳۱۱ – ۲۲۵ هـ ق) نیز مطالبی به شرح زیر دربارهٔ آن  آمده است:« … که یک قالی بسیار عالی کار ایران موسوم به بهارخسرو در قصر تیسفون به طول ۴۵۰ قدم و عرض ۹۰ قدم موجود بوده است … » وجه تسمیه این قالی بدان جهت بوده است که نقش آن نمایانگر باغی آراسته با گلها و پرندگان و جویهای آب روان بوده است. در مورد این فرش زربفت و گرانبها دو نظر وجود دارد . یکی آنکه هنگامی که خسروپرویز پادشاه ساسانی مغلوب «هراکلیوس» امپراتور روم شد این فرش به دست سپاهیان غالب افتاد و نظر دیگر آن که این همان فرش معروف «بهارستان» است که در شکست یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی سپاهیان عرب آن را به غنیمت بردند در کتاب تاریخ بلعمی نیز در فصل گشایش مداین، در باره فرش بهارستان آمده است: « اندر خزینه فرشی بود یک بساط، سیصد رش بالا اندر شصت رش پهنا، و آن را فرش زمستانی خواندندی و ملکان عجم آنرا اندر زمستان باز کردندی و بر روی نشستندی، بدان وقت که اندر جهان سبزی و شکوفه نماندی … چنانکه چون بنگریستندی، پنداشتندی که مبقله (سبزه زار) است. یا کشتزاری و اندر آن همه گوهرها اندر نشانده، به رنگ (هرچه) اندر همهٔ جهان اسپرغم است و شکوفه »
مولف حبيب السير در اين مورد چنين مي نويسد : « چون سعد از فرار يزدجرد وقوف يافت ، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداين درآمده نظر بر آن قصور منقش و منيع و ايوانهاي دلكش رفيع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتحصي و اجناس بيحد و قياس ديد ، زبان به حمد مهيمن منان ، گردان ساخت و ضبط غنايم را به عهده عمر بن مقرن مزني كرده آن مقدار اشياء نفيسه و اقمشه ظريفه و اواني نقره و طلاو فرش و بساطهاي گرانبها به دست آمد كه وصف آن با مداد و قلم و دست ميسر نباشد و از آن جمله فرشي بود ابريشمي 60 گز(یک گز معادل 16 گره یا یک ذرع حدودا 114سانتیمتر) در 60 گز كه اطراف آن به زمرد آراسته بود . و 18 ارش (یک ارش معادل 545میلیمتر)  از آن فرش به جواهرات غير مكرر تزيين داشت ، چنانچه ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفيد و ده ارش از ياقوت سرخ و ده ارش از ياقوت كبود و ده ارش از ياقوت زرد . و در حواشي و جوانبش ، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهاي شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده . و ملوك عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانيده ، مجلس عشرت مي آراست و ميان زمستان را اولين ايام بهار مي پنداشتند . القصه سعد از آن غنايم خمس جدا كرد ، نهصد شتر جهت حمل آن ترتيب نموده و به مدينه فرستاد و مابقي را بر شصت هزار سپاه عرب تقسيم نمود . به دست هر سواري 12 هزار دينار رسيد و چون اموال خمس و خبر فتح مداين ، به مدينه رسيد ، عمر بسيار هيجان زده و خوشحال گشته و آن امول را بخش كرد ، و فرش بهارستان را كه به محض رويت موجب نشاط و انبساط خاطر ميگشت ، قطعه قطعه كرده و بين مسلمين تقسيم نمود ، به روايتي تكه اي از آن كه نصيب علي ابن ابيطالب گشته بود توسط آن جناب به بيست هزار دينار فروخته شد .»
اعراب در تيسفون غنايم فراواني به دست آوردند كه عبارت بود از مقادير زيادي ظروف طلا و نقره مزين به صورت انسان و حيوان و سنگهاي قيمتي ، پارچه هاي ابريشمي ، زربفت ، قاليهاي زيبا و بسيار گرانبها ، بردگان بسيار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان ديگر .در غارت تیسفون به قول طبری گنجینه ایران بالغ بر 865 میلیون درهم تخمین زده شده است که در تاریخ بشریت یکی از بیسابقه ترین اموال حکومتی بوده است  شهر تيسفون ويران ، غارت و سوزانده شد و ديگر در هيچ عهدي احياء نگشت ، بخشي از ساكنان شهر كه نتوانسته بودند فرار كنند ، كشته شدند و زنان و مردان زيبا روي ايراني اسير و به بردگي برده شدند . سطح فرهنگ و تربيت سپاهيان عرب و حتي سرداران بزرگ ايشان ، به قدري نازل بود كه از درك ارزش اشيائي كه با چنان هنرمندي و چيره دستي ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنايم را تقسيم كردند . بدين ترتيب كه ظروف زيباي طلا و نقره كه از لحاظ هنري بي بديل بودند ، ذوب كردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه هاي زربفت و زيبا را قطعه قطعه كردند . تصرف پايتخت ساسانيان و ويران شدن آن به دست تازيان تاثير شديد و بسيار بدي در مردم ايران كرد و اندك اندك ايرانيان فهميدند كه حمله اعراب نه فقط غارت اموال و نفوس آنان و بلكه غارت و فرهنگ و تمدن درخشان ايراني مي باشد . اطرافيان يزد گرد در مقام گردآوري قوا برآمدند ولي فكر تجزيه طلبي سران نظامي نمي گذاشت كه به نداي شاه پاسخ مساعد بدهند .
يكي از آثار شوم و بسيار زيان بخش حمله اعراب به ايران ، محو آثار علمي و ادبي اين مرز و بوم بود . اعراب كليه كتب علمي و ادبي را ، به عنوان آثار و يادگارهاي كفر و زندقه از بين بردند ، سعد وقاص پس از فتح پارس و تسخير مداين و دست يافتن به كتابخانه ها و منابع فرهنگي ايران ، از عمر خليفه وقت كسب تكليف نمود ، خليفه در جواب نوشت :« كتابها را در آب بريزيد زيرا اگر در آنها راهنمايي باشد با هدايت خدا و قران از آن بي نيازيم و اگر متضمن گمراهي است ، وجود آنها لازم نيست ، كتاب خدا براي ما كافيست .» پس از وصول اين دستور سعد وقاص و ديگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقيق ملل شرق نزديك را به دست آب و آتش سپردند . در اثر غنايم فراواني كه پس از تسخير مداين به مدينه فرستاده شد ، اعراب بيشتري به طمع غارت و چپاول بسيج و راهي ولايات ايران شدند ، اندكي بعد سراسر خوزستان به تسخير تازيان درآمد ، يزدگرد پادشاه ساساني براي نجات قسمت شرقي ايران به جمع قوا پرداخت و سرانجام در حدود نهاوند بين طرفين جنگ سختي درگرفت كه به پيروزي اعراب منجر گشت . اعراب فتح نهاوند را كه اهميت فراواني براي آنها داشت فتح الفتوح مي خوانند.
فرش بهارستان برای خسرو انوشیروان در مدت 25 سال بافته شده و تا زمان یزدگرد سوم در موارد خاص در قصر مداین گسترده می شد. طول آن 30 گز( تقریبا34.20 متر) و عرض آن نیز 30 گز بوده است. و در بافت آن از ابریشم و نخهای زرین طلایی و سیمین نقره ای استفاده شده بود. گلها و میوه جات آن که بنا بر برخی اقوال تصویری از یکی از باغهای بهشتی  را داشت از انواع جواهرات گرانبها بافته شده بود. زمینه آن نخ ابریشم بوده ، صنعت کاران سلطنتی برای نشان دادن نقش زمین از نخ های طلا و برای نشان دادن نقش آب از الماس استفاده کرده بودند . ترنج آن تصویر حوض آبی بود و در کنار جوی ها گل های رنگارنگ از لعل و یاقوت و مروارید و سایر سنگهای قیمتی نصب شده و مرصع شده بود. متن قالی نیز باغ و گلستان را نشان می داده که با درختان سرسبز و انواع غنچه و شکوفه تزیین یافته بود. این فرش که در منابع فارسی از آن به عنوان بهار کسری یا بهار خسرو نیز نام برده شده است فرش کاخ بیستون در تیسفون بود که تالار بارعام کاخ مداین خسرو انوشیروان را مفروش کرده بود.و تا زمان یزدگرد سوم ، آخرین پادشاه ساسانی ، در اوقاتی خاص در تالار بزرگ کاخ تیسفون می گستردند ( > بررسی هنر ایرانی < ، ج 6، ص 2274؛ خواندمیر، ج 1، ص 483؛ دانشگر، ص 394؛ سامی ، ص 15ـ 16؛ کاظم زاده ایرانشهر، ص 264). نخستین بار طبری (سلسلة اول ، ص 2453) به این فرش اشاره کرده است و به نظر می رسد برخی منابع در این که بهارکسری همان «بهارستان » باشد، تردید کرده اند (آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص 13).بر پایة منابع ، در زمستان که رفتن به باغ ممکن نبود و هوس نشاط و انبساط خاطر بر خسروپرویز استیلا می یافت ، مجلس شادی و جشنهای پادشاهی را بر روی این فرش برپا می کردند و با رؤیت آن ، خود را در فصل بهار می پنداشتند (سامی ، ص 15؛ خواندمیر؛ کاظم زاده ایرانشهر؛ میرخواند، ). در منابع عربی آن را به سبب آنکه در فصل زمستان گسترده می شد، «بساط الشتاء» می نامیدند (سامی ، ص 14،16؛ کاظم زاده ایرانشهر، ). هم ازینرو بلعمی آن را فرشِ زمستانی نامیده است (ج 1، ص 466). به گفتة کاظم زاده ایرانشهر ، ممکن است مراد از «خوان پرویز» همین بهار کسری بوده باشد. برخی منابع نیز بهارخسرو را نام چهارقالی که نشان دهندة چهارفصل سال بوده و بر تخت معروف طاقدیس گسترده می شده ، پنداشته اند (آذرپاد و حشمتی رضوی ، ). بهای این فرش را 000 ، 600 ، 3 درهم تخمین زده اند (سامی ، ص 16؛ کاظم زاده ایرانشهر، ص 265).پرفسور آرتورپوپ ايران‌شناس معروف بهاي آن را بالغ بر صد ميليون دلار تخمين زده است .
با توجه به بزرگی بهارکسری و مرصّع بودن آن ، برخی یک تخته بودن آن را غیرممکن دانسته و احتمال داده اند که از چند قطعة متصل به هم تشکیل می شده و به لحاظ بافت نیز گلیم گونه بوده است ، زیرا اگر آن را گره بافت بپنداریم ، بایست حدود دوتن وزن داشته باشد که در این صورت نه قابل گستردن برزمین و نه آویختن به دیوار بوده است . ازینرو، عده ای این فرش را بیشتر افسانه شمرده اند (آذرپاد و حشمتی رضوی ؛ > بررسی هنر ایرانی < ، همانجاها؛ صوراسرافیل ، ص 11، پانویس 5، نیز ص 12؛ رجوع کنید به ادواردز، ).
سیسیل ادواردز در کتاب خود قالی ایران با دیده شک و تردید به این فرش نگاه می کند. او می نویسد:" قالی بزرگ خسرو انوشیروان با طرح باغ که کف تالار عظیم کاخ تیسفون را می پوشانید به سبک پر زرق و برق آن دوران آراسته بود. احتمال می رود قالی مزبور از نوع قالیهای کنونی نبوده است چه چنین فرشهایی با آب و هوای گرم بین النهرین تناسبی ندارد و از طرف دیگر مناسب نیست که با جواهرات و سنگهای گران بها آراسته شود علاوه بر این وزن قالی به آن اندازه که گفته می شود اندازه آن 90پا در 90پا بوده است در حدود دو تن می شده است یک چنین قالیی را نمی توان یک تخته بافت چه در ایران درختی به آن ارتفاع و استحکام و آن قدر مستقیم که بتوان از تیر آن کارگاه و یا دار برای بافت چنینن قالی تهیه کرد موجود نیست"
در این خصوص بحثهای فراوانی شده است اما در خصوص  آن که این فرش با توجه به ابعاد آن نمی تواند بافته شود باید توجه داشت که ایرانیان از قدیم برخی فرشهای بزرگ پارچه را بافته اند حتی در تاریخ نقل است که هشام بن عبدالملک در سال120 هجری قالی ابریشمین و زرینی به طول 90 متر و عرض 32 متر داشته است که با قالی بهارستان رقابت می کرده است از آنجا که بافندگان فرشهای مرغوب ایرانیان بوده اند می توان یقین داشت که قالی مزبور در ایران بافته شده است از سوی دیگر امروزه ما شاهدیم که فرشهای بزرگتر از قالی معروف بهارستان با همان وسایل ابتدایی در ایران بافته می شود که نمونه آن فرش معروف مسجد سلطان قابوس است به اندازه 3434 مترمربع که در چند تکه و در جاهای مختلف بافته شد و سپس همگی به هم جفت شدند.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 17:27  توسط حسین وثوق  | 

9متری   شیرزاد   چله نخ   25رج   کرم   مسی   2.50   3.50

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:22  توسط حسین وثوق  | 

قالیچه   هریس   چله نخ   25رج   کرم   مسی   1.50   2.20

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 18:10  توسط حسین وثوق  | 

6متری   ماهی بیحاشیه   چله نخ   25رج   شویدی   آسمانی   2.00   3.00

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 17:59  توسط حسین وثوق  | 

6متری   دوبرگ   25رج   چله نخ   کرم   مسی   2.00   3.00
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 17:52  توسط حسین وثوق  | 

12متری حاشیه گلفرنگ چله نخ 25 سبز الوان 3.00 4.00
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 18:31  توسط حسین وثوق  | 

12متری گلفرنگ گل ابریشم 25 کرم مسی 3.05 4.20
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 18:20  توسط حسین وثوق  | 


ذرع و نیم مربع ماهی چله نخ 25 کرم طلایی-مشکی 0.95 1.54
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 18:16  توسط حسین وثوق  | 

دایره شیخ صفی ابریشم 25رج     کرم پیازی 2.00 2.07
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 15:33  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: پرده ای (۱.۸۰*۲.۵۰)   طرح: باکو   رجشمار: ۲۵ چله پشم   حاشیه: کرم   متن: کرم

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:27  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: پرده ای(۱.۸۰*۲.۵۰)   طرح: یگانه جدید   رجشمار: ۲۵   حاشیه: لاکی   متن: کرم

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:18  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: پرده ای(۱.۸*۲.۵۰)   طرح: کمالی   رجشمار: ۲۵   حاشیه: کرم   متن: مسی

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:8  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: مناره   رجشمار:۲۵   حاشیه: مینایی(سبز)   متن: کرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:19  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: هریس برگی   رجشمار: ۲۵   حاشیه: کرم   متن: پیازی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:57  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: هریس شکسته   رجشمار:۲۵   حاشیه پیازی   متن مینایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:55  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: برگی   رجشمار:۲۵   حاشیه: کرم   متن: پیازی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:52  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: ماهی درشت   رجشمار:۲۵   حاشیه:پیازی   متن: کرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:50  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۱.۵۰*۱.۵   طرح: پنجه ای   رجشمار: ۲۵   حاشیه: شویدی   متن: پیازی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:31  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ۶متری   طرح: ماهی بیحاشیه   رجشمار:۲۵   حاشیه: پیازی   متن: کرم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:32  توسط حسین وثوق  | 

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: پرده ای(۱.۸۰*۲.۵۰)   طرح: دورنگ  رجشمار:2۵  زمینه: سرمه ای  گرده: لیمویی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:18  توسط حسین وثوق  | 

                                                   

Image and video hosting by TinyPic" />

اندازه: ذرع و نیم (۱.۰۰*۱.۵۰)   طرح: هریس افشان   رجشمار:۲۵   حاشیه: کرم   متن: لاکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:13  توسط حسین وثوق  | 

 
اندازه: ۶متری   طرح: جعفری   رجشمار:۲۵   گل ابریشم  حاشیه مسی متن: کرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:27  توسط حسین وثوق  | 

target="_blank">

border="0" height="149" width"200" title="18042007041.jpg" alt="18042007041.jpg">

اندازه:۶متری(۲.۰۲*۳.۰۵)   طرح: گلفرنگ   چله: نخ گل ابریشم   حاشیه: مسی   متن: کرم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 16:26  توسط حسین وثوق  | 

target="_blank">

border="0" height="150" width"200" title="11.234.16.14.9.jpg" alt="11.234.16.14.9.jpg">

اندازه:۶متری   طرح:ماهی درشت   رجشمار:۲۵   حاشیه: پیازی   متن:کرم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 16:46  توسط حسین وثوق  | 

target="_blank">

border="0" height="150" width"200" title="11.233.15.8.9.jpg" alt="11.233.15.8.9.jpg">

اندازه:۶متری   طرح:هریس شکسته   رجشمار:۲۵   حاشیه:پیازی   متن:مینایی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 16:45  توسط حسین وثوق  | 

target="_blank">

border="0" height="150" width"200" title="11.241.23.9.14.jpg" alt="11.241.23.9.14.jpg">

اندازه:۶متری   طرح:هریس برگی   رجشمار:۲۵   حاشیه: کرم   متن:پیازی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 16:41  توسط حسین وثوق  | 

target="_blank">

border="0" height="150" width"200" title="11.630.109.2.11.JPG" alt="11.630.109.2.11.JPG">

اندازه:۶متری(۲.۰۰*۳.۱۸)   طرح:ماهی بیحاشیه   رجشمار:۲۵   حاشیه:شویدی   متن:آسمانی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 16:40  توسط حسین وثوق  |