|
طلوع دوباره فرش اردبیل
|
با اين حال آثار ماندگار فرش دستباف در استان اردبيل از حدود 400 سال قبل و با طرحهاي قفقازي، قيچي، شيخ محمد، اوچ گل و انواع طرحهاي شکسته و هندي با رنگهاي سير و زنده توليد شده است که برخي از اين آثار به جاي مانده هنوز هم زيبايي خاصي دارند.
نقشه شکسته و اسلیمی ، زمینه فرشهای تولیدی فرشبافان اردبیلی را تشکیل میدهد. از مهمترین طرحهای این نقشهها میتوان به طرح قیچی، تک گل ، ستاره ، ریز ماهی ، وان ، هریس، زیرخاکی ، کله قوچ ، زرین قلم، طرح قره باغ ، لچک ترنج و مانند اینها اشارهکرد.
بافت فرش در اردبیل سابقه طولانی دارد. در دوران صفویه بمانند بسیاری از
مراکز بافندگی، قالیبافی در اردبیل نیز در اوج کمال بوده، نام اردبیل
همواره به همراه نام قالی ذی قیمت اردبیل متعلق به قرن شانزدهم که فعلاً
در موزه ویکتوریا- آلبرت نگهداری می شود ذکر گردیده است.
در دوران
قاجاریه قالیبافی اردبیل دچار رکود فاحشی گردیده است. بافندگان اردبیلی در
هنگام جنگ جهانی دوم که فرشبافی در شیروان و سایر مناطق بافندگی قفقاز در
حال توقف بود با اقتباس از طرحهای بسیار موفق قفقازی و همچنین نقشهای
زیبای تبریز از جمله طرح هراتی مشایخی، گلدانی، ظل السلطانی و ترنجدار شیخ
صفی و نیز با متابعت از روشهای متداول بافت در آذربایجان از قبیل استفاده
از گره ترکی، تار و پود پنبه ای به فرشبافی خود سر و سامان دادند.
● قالی بافی
قالی
بافی در استان اردبیل دارای سابقه طولانی است. قالی هایی با گره ترکی و
طرحهائی چون هراتی، مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی در این
منطقه بافته می شود.
● فرش اردبیل
در مجموعه فرشهای نفیس آذربایجان قالیبافی مهمترین صنعتی است که تعداد بسیاری از هنرمندان استان اردبیل به آن میپردازند.
آمارهای
رسمی حاکی است بیش از ده هزار نفر از اهالی استان اردبیل در صنعت فرشبافی
اشتغال دارند. اما صدای دفی که از بیشتر خانههای روستایی و شهری به گوش
میرسد، درستی این رقم را مورد تردید قرارمیدهد.
کارشناسان
معتقدند،تعداد فرشبافان در استان اردبیل چندین برابر این است و در بیشتر
خانهها، به ویژه در روستاها در هر خانهای دار فرشی برپاست.
صنعت
فرشباقی در استان اردبیل از آن رو پر رونق است که یکی از مهمترین منابع
درآمد خانوارها است و مردان و زنان این استان را برای رهایی از بیکاری یا
به عنوان منبع درآمد به این صنعت روی آوردهاند.
بیشتر فرشبافان
اردبیلی ، فرشهایی ارزان قیمت تولید میکنند و این باعث شده است فرش
اردبیلی مشتریان مناسبی در کشور و جهان داشته باشد.
به گفته
کارشناسان ، ۸۰ درصد فرش تولیدی در استان اردبیل ، به خارج از کشور و
بیشتر به کشورهای آلمان ، ایتالیا ، فرانسه و ژاپن صادر میشود.
● ساختار
از نخ پنبه برای تار و پود استفاده میشود.
ـ گره: گره درشت تا نسبتاً ظریف ترکی.
ـ پرز: پشم مرغوب و براق اما کمی ضخیم بیشتر بکار می رود و بلند چیده می شود
ـ کیفیت: نمونه های قدیمی قالیچه های عشایری کم نظیر و با دوام و با ارزش که کیفیتی بیش از متوسط دارند. بندرت یافت می شوند.
نوع
بافت قالی در حوزه شهری اردبیل بصورت تمام لول و نیم لول می باشد با این
حال تعدادی از عشایر که به اردبیل کوچ کرده اند بصورت تخت فرشبافی می
کنند. چرا که نوع بافت حوزه عشایری اردبیل، بصورت تخت می باشد. این در
حالیست که قالیهای روستایی اردبیل در گذشته بیشتر بصورت نیم لول بافته می
شدند ولی امروزه با توجه به تقاضای بازار بصورت تمام لول هم تولید می شوند.
طرحهای رایج فرش اردبیل
طرحها و نقشه هایی که در اردبیل مورد استفاده قرار می گیرند به دو گروه عمده تقسیم می شود.
الف) طرحهای قدیمی که خود نیز شامل طرحهای زیر می شود.
۱) طرحهای اقتباسی قفقاز
۲) طرحهای اقتباسی هریس
۳) طرحهای هندسی
۴) طرحهای شکسته
ب) طرحهای جدید: که شامل طرحهای ذیل می باشد.
۱) انواع ماهی هراتی
۲) طرحهای گردان اسلیمی و ختائی
۳) طرحهای شکسته لچک و ترنج دار
که به موارد فوق می توان کارهای تابلوئی با رجشمار پائین ۲۵ الی ۳۵ را نیز اضافه کرد.
از
آنجائیکه طرحهای اقتباس شده از قفقاز بیشترین حجم طرح قالی اردبیل را
تشکیل می دهد لذا در ادامه به معرفی تعدادی از این طرحها اشاره خواهیم
کرد. با وجود این اقتباس، قالیهای اردبیل بخاطر داشتن حواشی پر کارتر و
نیز پرزهای بلند تر و کم ظرافت تر، از قالی های قفقاز براحتی قابل تشخیص
اند.
▪ قیچی
یکی از مهم ترین طرحهایی که در اردبیل بافته
می شود طرح قیچی قوبا می باشد این طرح که اقتباسی از طرحهای قفقاز و
شیروان است و در آنجا به نام نقشه پیربدیل معروف است تقریباً در ایران بغیر از اردبیل جایی دیگر بافته نمی شود. به
همین دلیل این طرح را با نام اردبیل می شناسند.
طرح قیچی از اجزای
مشخص تشکیل شده است که این اجزاء در همه قالیهای قیچی، بکار گرفته می
شوند. اصلی ترین جزء این طرح، همان طرح قیچی است که اساساً بخاطر شباهت
ظاهریش به شکل قیچی به این عنوان موسوم شده است.
جزء دوم این طرح، گل می باشد.
مکمل
طرح گل، طرح آئینه می باشد که بصورت یک در میان در کل متن می آید تعداد
آئینه طرح سه تا می باشد که مابین این دو جزء، طرح پرنده قرار دارد.
از
اجزای دیگری که در کل طرح برای پرکردن فضا استفاده می کنند جزء اردک می
باشد که اکثراً دارای ۶ پا و یا بیشتر می باشد. قاب قیچی نیز که بصورت عدد
هشت می باشد از اجزای دیگر تشکیل دهنده این طرح می باشد.
طرح
"توسباغا" نیز از طرحهای اقتباسی قفقاز می باشد و چنانکه معلوم است از شکل
لاک پشت اقتباس شده است این طرح بصورت تکی و بجای ترنج در داخل فرش اجرا
می شود. طرح تشکیل شده از سر و نصف بدن لاک پشت است، که در قسمت وسط این
طرحها قرینه می شوند.
▪ شمشیر
طرح شمشیر که اقتباسی از
دسته و قسمت کوچکی از بدنه شمشیر است بصورت قرینه بافته می شود. این طرح
بجای لچک فرش اجرا می شود و جزو طرحهایی است که لچک نیز دارد لچک این طرح،
همان شمشیر است که بصورت نصف از وسط بافته می شود در اکثر این فرشها رنگ
لچک و ترنج نیز بحالت معکوس بافته می شود. یعنی رنگی که در قسمت داخلی
شمشیر در ترنج بافته شده در قسمت بیرونی لچک بکار گرفته می شود.
▪ قولتوق
طرح
قولتوق نیز از طرحهای قدیمی منطقه است که ریشه در طرحهای قفقاز دارد. این
طرح که از تداخل دو طرح ضربدر و جمع تشکیل شده است نماد بازو و شمشیر می
باشد که علامت جمع بصورت چهار دسته شمشیر می باشد و ضربدرها نماد بازوی
انسان می باشد. داخل طرح ضربدر با گلهای ریز تزئین شده، قسمت متن فرش نیز
از اشکال و تصاویر انسانی و اشیاء پر شده است.
تعداد این قولتوقها در داخل متن با توجه به کوچکی و بزرگی بین ۱ الی ۴ عدد می باشد که در یک یا دو ردیف بافته می شود.
▪ اولدوز
طرح
اولدوز از طرحهای مشترک بین گلیم و فرش است. و تقریباً در همه مناطق از آن
استفاده می شود درمنطقه اردبیل از این طرح در متن نیز استفاده می کنند که
بصورت سه تایی در طول و یا دو ردیف سه تائی می باشد. نوع دیگر این طرح در
فرشهای اردبیل بیشتر در جاهایی که خالی هستند بکار برده می شود.
▪ بوته
نگاره
ای کهن و بسیار آشنا و زیبا در طرحهای قالی و نقشهای تزئینی ایران که شکل
آن به آتش زرتشت، درخت سرو سرخمیده، بادام، گلابی، کیسه چرمی و مشت بسته
مانند شده است. ولی در معمولیترین شکل خود به برگ دندانه دار با سری کج
شده به یک سو شبیه می باشد.
نگاره های گوناگون بوته را کوچک یا بزرگ،
با خطهای شکسته یا دندانه دار، با کناره های آراسته به گل یا برگ و درون
پرگل ختائی و ساده یا در ترکیب با نگاره های دیگر به صورت گل و مرغ که سر
در سینه فرو کرده نقش می کنند.
طرح بوته یکی از طرحهای قدیمی است که
در اردبیل بصورت گسترده بافته می شده و در حال حاضر نیز بافته می شود این
طرح بنام طرح درویش بورکی نیز (کلاه درویشی) معروف است. این طرح اکثراً
بصورت نیم لول بافته می شود که اخیراً بصورت تمام لول نیز بافته شده است.
طرح
بوته بصورت شکسته اجرا می شود که مابین دو بوته در ردیف بالا یک بوته دیگر
قرار می دهند که بوته ردیف بالائی بصورت عکس جهت حرکت بوته پائینی می
باشد. رنگ بندی این بوته یا بصورت یک رنگ یکنواحت در همه بوته هاست و یا
بصورت هر ردیف در یک رنگ خاص بافته می شود و یا اینکه هر بوته برای خود
رنگ جداگانه ای دارد. این بوته ها گر چه تفاوتهایی با همدیگر دارند ولی در
کل همه آنها شکسته می باشد. که بعضی از آنها پر کار و بعضی دیگر ساده می
باشند.
▪ گول
طرح گول یکی دیگر از طرحهایی است که در
منطقه اردبیل به فراوانی بافته می شود گولی یا گول همان ترنج داخل متن فرش
را می گویند که بصورت یک ترنج یا بیر گول، یا دو ترنج، (ایکی گول) و یا
بصورت سه ترنج (اوچ گول) و بیشتر بافته می شود که درصد طرحهای اوچ گول
بیشتر از همه میباشد.
در مجموع می توان گولها را به صورت زیر تقسیم بندی کرد:
۱) طرحهای گول مربعی
۲) طرحهای گول لوزی
۳) طرحهای گول صلیبی
۴) طرحهای گول شش ضلعی
۵) طرحهای گول هشت ضلعی
۶) طرحهای گول شمسه
۷) طرحهای گول منتظم و غیر منتظم دیگر
در این نوع طرحها اکثراً رنگ گل وسط با رنگ دو تا گل دیگر تفاوت دارد.
▪ طرح ماهی
نقشه
ایلی و بومی و ذهنی بافت، از جمله ظریفترین طرحهای ریز نقش و مکرر،
ماهیهای ریز که یا در سراسر متن و یا به دور نگاره ها هندسی نقش شده است.
این نگاره ها یا ترنج هندسی هستند و یا گلی مانند الماسی و یا شکل لوزی
مانند که ماهیهایی به صورت برگ و گل تزئین شده در دو سوی آن نقش شده است
این ماهیها یا روبروی هم هستند و یا در کنار هم.
با توجه به اینکه
فرشهای اردبیل با رجشمار پائین بافته می شوند لذا ماهیهای بافته شده دارای
ظرافت و زیبائی نیستند بهمین خاطر بعضی از بافندگان، اقدام به خلاصه کردن
طرح کرده اند که در ابعاد کوچکتر دیده بشود.
▪ طرح هریس
یکی
از طرحهای که اخیراً در اردبیل مقبولیت و بازار فروش خوب پیدا کرده است
طرحهای هریس می باشد. که اکثراً این طرحها بصورت طرح لچک و ترنج می باشد.
متاسفانه در سالهای اخیر این اقتباس بدون شناخت از طرحهای هریس صورت می
گیرد و تعدادی از طراحان با ادغام طرحها، یک طرح جدیدی را که دارای خیلی
از اشکالات اساسی می باشد به بازار عرضه می کنند. تعداد بسیار کمی از این
فرشها با استفاده از رنگهای طبیعی و گیاهی بافته می شوند و درصد بسیار
بالایی از این فرشها با رنگهای شیمیائی رنگ می شوند.
یکی دیگر ازعمده
معرفهای فرش اردبیل علاوه بر بافت تعداد زیاد حاشیه ها می باشد تعداد این
حاشیه در فرشها از پنج، الی دوازده حاشیه کوچک و بزرگ می باشد. گاهی تعداد
این حاشیه ها بیشتر از دوازده مورد نیز می باشد.
نوع حاشیه های مورد استفاده در فرشهای اردبیل به سه گروه عمده تقسیم می شود.
الف) حاشیه بزرگ
ب) حاشیه کوچک
ج) زنجیره
الف)
حاشیه بزرگ یا حاشیه اصلی، پهن ترین حاشیه که بطور معمول دو یا چهار حاشیه
باریک در دو سوی آن نقش می شود. طرحهای حاشیه بزرگ به سه گروه عمده تقسیم
می شود.
۱) حاشیه هندسی (شکسته) طرحهای گردان
۲) طرحها و تزئینات خط کوفی که بصورت شکسته درآمده است.
۳) طرحهای هندسی و شکسته
▪ چایدان
معروفترین
و مهمترین طرح حاشیه ای که در حال حاضر در بسیاری از فرشهای اردبیل مورد
استفاده قرار می گیرد طرح حاشیه چایدان می باشد. این طرح تقریباً در همه
نواحی فرشبافی آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد. این طرح از دو قاب که
یکی بصورت وارونه قرار دارد تشکیل شده است که به وسیله دو خط بهم وصل شده
اند در قسمت میانی این طرح یک گل هشت پر قرار دارد که در اطراف آن دو برگ
قرار دارد. این طرح اکثراً برای طرحهای هریس و ماهی مورد استفاده قرار می
گیرد.
ب) حاشیه کوچک یا حاشیه فرعی که به تعداد دو یا چهار و یا شش
تایی در دو سوی حاشیه اصلی قرار دارد و دو نوع طرح و از آنها در فرش
اردبیل مورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از:
۱) طرحهای شکسته شده طرحهای گردان
۲) طرحهای هندسی
ج) زنجیره: بین حاشیه های کوچک و بزرگ قرار می گیرد و به طور عمده از طرحهای ساده و هندسی برای بافت آن استفاده می کنند.
● رنگ بندی
فرشهای
منطقه اردبیل در زمینه های مسی کرمی فیروزه ای، سفید، نخودی، کرم سرنجی، سرمه ای و
سبز روشن به بازار عرضه می شود. همچنین رنگها در قالیهای اردبیل روشن تر و
زنده ترند.
● توزیع جغرافیایی
قالیبافی یکی از صنایع
دستی مهم شهرستان اردبیل است که علاوه بر ارزش افزوده، از نظر اشتغال زایی
نیز دارای اهمیت خاصی می باشد. مناطق قالیبافی اردبیل را می توان به سه
گروه عمده تقسیم کرد.
۱) حوزه شهری باف: مانند اردبیل و بخشهای تابعه
۲) حوزه روستایی باف: مانند اکثر روستاهای تابعه اردبیل
۳) حوزه عشایری باف: (شاهسونها)
▪ حوزه شهری باف:
این
حوزه عمدتاً شهر اردبیل را شامل می شود و اکثر بافندگان آن از مناطق
دیگربدانجا کوچ کرده اند درصد بسیار بالای تولید فرش اردبیل متعلق به این
حوزه است. در نقاط بسیاری از این حوزه بعضی از ارگانها و یا سازمانها
فعالیت دارند. از مناطق مهم قالیبافی می توان به سلمان آباد، میر اشرف و
بهشت زهرا اشاره کرد که در آنها بیشتر طرحهای شکسته و هندسی بافته می شود.
▪ حوزه روستایی باف:
تولید فرش در اغلب روستاهای اردبیل رایج می
باشد. فعالیت عمده این حوزه مربوط به فصل های کم کار کشاورزی یعنی اول
پاییز تا آخر زمستان است. با گرم شدن هوا و اشتغال مردم به کار کشاورزی
میزان تولید فرش کاهش می یابد. اکثر بافندگان مناطق روستایی را زنان و
دختران تشکیل می دهند طرح قالیهای این حوزه بسیار ساده و هندسی می باشد.
▪ حوزه عشایری باف:
این
حوزه شامل عشایری می شود که در تابستان برای ییلاق به منطقه اردبیل می
آیند. بافندگان این حوزه را نیز زنان و دختران تشکیل می دهند. فرش در این
حوزه نه جهت کسب درآمد بلکه برای کاربرد خود خانوار صورت می گیرد. نه تنها
مرحله بافت بلکه کلیه مراحل تولیدی فرش اعم ازپشم ریسی و رنگرزی توسط زنان
انجام می پذیرد در این حوزه از دارهای کوچک افقی استفاده می شود و فرشهای
بافته شده رج شمار پایینی دارند. چله کشی با نخهای پشمی صورت می گیرد و
اصطلاحاً به آنها فرش تمام پشم می گویند.
فرشهای به اصطلاح بازاری
اردبیل که به سنه بافت مشهورند فرشهایی یک پوده و با کیفیت نازلی از نظر
بافت هستند. گره ها در روی شبکه تار و پود بسیار نرم کوبیده می شود. هر
چند این نرم کوبیدگی باعث زود بالا آمدن فرش در روی دستگاه می شود ولی در
عوض از تراکم و دوام آن تا حد قابل توجهی کاسته می شود.
▪ شاهسونها
با
بقدرت رسیدن ترکان قزلباش در دستگاه صفویان و دخالت بی جای آنها در امور
کشور، شاه عباس دستور داد تا ایل جدیدی با شرکت ایلات مختلف به نام شاهسِوَن به معنی دوست دار شاه به وجود آید.
متشکل ترین دسته
شاهسونها در غرب دریای مازندران زندگی می کنند. اقامتگاه تابستانی آنها
دامنه های پر آب و علف سبلان است، و با شروع سرما دراوایل پاییز به دشت
مغان که هوایی معتدل دارند باز می گردند. علاوه بر شاهسونهای دشت مغان
دسته های زیادی از شاهسونها در مناطق مختلفی که در فاصله تبریز و تهران
قرار گرفته به سر می برند. از مهم ترین آنها باید از دسته هایی که در
اطراف هشترود و میانه و بیجار، قزوین، ساوه، ورامین و همدان و قم بسر می
برند نام برد.
قالیچه های شاهسون همچون قالیچه های بلوچ های خراسان
که از همسایگان خود تأثیرپذیری داشته اند، رنگ و لعابی کردی دارند بنحوی
که تولیدات دو پودی آنها با بافتی بسیار سفت و فشرده و نه چندان ظریف،
بافته های کولیایی را در ذهن تداعی می کند.
نقشه های رایج درقالی های شاهسون در اصطلاح محلی عبارتند از لاکی نیمه، شبیری ناری و دوقوز بورونی.
▪ مشکین شهر:
فرشهای
مشکین شهر شباهت زیادی به فرشهای سراب دارند در مراکز بافندگی آن، فرشها
وکناره های بادوام و ضخیم بافت با طرحهای هندسی بافته می شوند. در متن
سرمه ای فرشهای آن اغلب یک ردیف ترنج شش ضلعی با محیط اره مانند در رنگ
قرمز لاکی بافته می شوند. حاشیه فرش مشتمل بر چهار ردیف نوار هم عرض باریک
و مملو از موتیفها و اشکال کوچک هندسی است.
در اطراف مشکین شهر
قالیچه ها و کناره های مخصوص با الیاف بلند و قطعهای غیر متعارف تولید می
شوند اینگونه تولیدات بیشتر دستبافهای قفقاز را در ذهن تداعی می کنند. سه
ترنج زاویه دار بر روی زمینه ای سرمه ای بسیار ساده ولی دلچسب. حاشیه آن
از سه بخش مساوی و ساده تشکیل شده و معمولاً مورد پسند اروپائیان
میباشد..
بافندگان اردبیلی تقریباً در تمام اندازه ها فرش می بافند. ولی بیشترین تمایل را به ذرع و نیم و پرده ای و کناره های معمولی نشان می دهند. .فرشهای قالیچه ای اردبیل که اکثراً در ابعاد کوچک بافته می شود در محل اصطلاحاً به کلگی معروفند. در اطراف اردبیل قطع کناره بیشتر متداول و رایج است.
منابع و مآخذ
آشنبرنر، اریک، ترجمه جمشید تولایی، محمد رضا نصیری، قالیها و قالیچه های شهری و روستایی، انتشارات یساولی، چاپ اول، ۱۳۷۴
هنر قالی بافی ایران، مؤسسه اتکا، شرکت افست، تهران، ۱۳۵۷
شناختی بر قالی ". دوره۱۲، ش۱۴۲و۱۴۳ (مرداد و شهریور۵۳).
فرهنگ جامع فرش یادواره ( دانشنامه ایران)احمد دانشگر،سازمان چاپ گلشهر،تهران چاپ اول ۱۳۷۶
مجتبی وحیددوست
مقالات ارسالی به آفتاب
شاید معروف ترین فرش جهان، فرش اردبیل، باشد که در موزه ویکتوریا و آلبرت در شهر لندن نگاهداری می شود.
قالی اردبیل یک جفت قالی ایرانی معروف است که در زمان شاه تهماسب صفوی یافته شده است.
این قالی از نظر طرح و بافت یکی از نفیسترین و مشهورترین قالیهای جهان است. این قالی هسته مرکزی گروه قالیهای ترنجدان است.
این فرش ازاین جهت بسیار مشهوراست که
از روی آن نسخه برداری های بسیار متعددی انجام شده است، به طوری که امروزه
در بسیاری از منازل، فرش هایی با طرح فرش اردبیل دیده می شود. به طور مثال
نمونه ی نسخه برداری شده از این فرش در منزل نخست وزیر انگلیس (10 Downing
street ) وجود دارد و آدولف هیتلر نیز نمونه ای از آن را در دفتر کار خود
در برلین داشت.فرش
اردبيل دو قطعه است كه يك قطعه آن در موزه "پلگتي" شهر لس آنجلس واقع در كاليفرنياي
آمريكا و يك قطعه آن در موزه "ويكتوريا آلبرت" لندن نگهداري ميشود. این فرش و جفت آن که در موزه ای در لس آنجلس نگهداری می
شود، در دوران شاه طهماسب صفوی، 919هجری(حدود سال 1540 میلادی).یعنی در سیزدهمین سال سلطنت پنجاه و دوساله شاه طهماسب بافته شده است.این فرش را هنرمندی بنام مقصود کاشانی، برای پوشش رواق قندیل خانه آرامگاه شیخ صفی الدین در
شهر اردبیل بافته استمقصود کاشانی این فرش را با 33 میلیون گره بافت که بعد از گستردن بر زمین ، نقش آن را بر سقف گهواره ای قندیل خانه به صورت مطلاّ تصویر کردند.
بيت " جز آستان توام در جهان پناهي نيست - سر مرا جز اين حواله گاهي نيست
"از دیوان حافظ شیرازی و عبارت " عمل بنده درگاه مقصود کاشاني 946 ه ق " که بر روي فرش نقش
بسته مشخص مي کند که بافنده آن استاد مقصود کاشاني بوده است.
البته بررسی هه نشان می دهد قالی اردبیل دقیقا هم اندازه تالار قندیل خانه نیست بگونه ای که اگر فرش را در تالار پهن کنیم اول آن روی دیوار می رود و حدود نیم متر بزرگتر از مساحت تالار است.و چون می دانیم یک جفت از آن بافته شده است احتمال می رود از اول برای گستردن در تالار سفارش داده نشده باشد. بلکه بعد از بافت به بقعه شیخ هدیه شده است.
.قالی اردبیل یک سند تاریخی نیز محسوب میشود زیرا دارای تاریخ و امضا است و در سال ۹۱۸ خورشیدی (۹۴۶ ه.ق / ۱۵۳۹ میلادی) در سیزدهمین سال پادشاهی شاه تهماسب بافته شدهاست. تار و پود آن ابریشمی است و گرههای فارسی دارد. برخلاف دیگر قالیهای مشهور آن زمان، این قالی طرحی آرام دارد و نگارههای جانوران و انسان بر آن نقش نشدهاست زیرا برای استفاده در مکانی مقدس بافته شده بود[۱]. از قطعات یکی از این فرش ها برای مرمت دیگری استفاده شده است و بیشتر از حاشیه فرش موجود در لس آنجلس برای جفت کردن به فرش موجود در لندن استفاده شده است. به همین جهت، نسخه موجود در شهر لندن نمونه کامل تری می باشد. این فرش دارای تقارن مرکزی بوده و دقّت به کار رفته در بافت، آن را در زمره ی یکی از بی نظیرترین آثار هنری در آورده است. این اثر منحصر به فرد دارای حدود 50رج (50 گره در هر سانتی متر مربع) است و در زمره فرش هایی است که به نام ترنجی خوانده می شوند. در هر طرف قسمت میانی این فرش یک چراغ(قندیل) بافته شده، که یک چراغ کوچک تر از دیگری است. بافنده این فرش در نظر داشته، که فرش اردبیل در صحن یک آرامگاه استفاده می شود، به همین جهت چراغی را که در طرفی که عموم مردم در آن می نشسته اند کوچکتر بافته است و کسی که بر روی این فرش نشسته است، ابعاد دو چراغ را هماهنگ می بیند این فرش تا سال 1312 در کف رواق دارالحُفاظ (قندیل خانه) قرار داشته است.
این فرش ها از آرامگاه شیخ صفی الدّین اردبیلی و شاه اسماعیل صفوی به موزه ویکتوریا آلبرت لندن انتقال داده شده اند. فرش اردبیل دارای ابعاد 11.52x5.34 متر مربع بوده و از ریز بافت ترین فرشهای به جا مانده از دوره ی صفوی به شمار می روند. (مجله آفتاب)
کارشناسان آثار
هنري، اين فرش را با نقش و نگارههاي زيباي آن، يک اثر هنري انتزاعي
منحصربهفرد ميدانند که از نظر سطح هنري با نقاشيهاي انتزاعي قرن حاضر
برابري ميکند.
به گفته اين کارشناسان، سند مشخصي دردست نيست که اصل اين فرش به دستور چه
شخصي بافته شده اما گفته ها از آن حکايت دارد که شاه طهماسب اول فرش بقعه
شيخ صفي الدين اردبيلي را براي تالار قنديل خانه سفارش داده است.
نوشته هاي برخي منابع اين احتمال را تقويت مي کند که شاه طهماسب اول به
محض به دست گرفتن سلطنت درسال 930 ه ق دستور بافت فرش را صادر کرده و اين
فرش به تنهايي توسط استاد مقصود کاشاني درمدت 16 سال بافته شده است.
نقشه اين فرش براساس تصوير سقف قنديل خانه طراحي شده و افرادي که وارد اين
مکان مي شده اند، کف و سقف تالار را به يک نقش مي ديدند که تداعي کننده
ذهنيت عارفان دوران صفويه مبني بر وحدت وجود يعني از فرش تا عرش به يک نقش
مي باشد.
در طراحي نقشه فرش اصلي، دريايي از حرکتهاي لطيف ساق و برگ گياهي که در آن از گل هاي شاه عباسي استفاده شده نگاه ها را خيره مي کند.
در رنگها و نقش های فرش ازجمله رنگ سرمه اي متن آن يک سري حالات روحي و رواني احساس مي شود که حالت تقدس به مجموعه بقعه مي داده است.
ترنج فرش شامل 16 کلاله بيضي شکل نشانه اي از آفتاب محسوب مي شود.
در حاشيه فرش يک سري قاب هايي که در کاشي کاري سقف بقعه شيخ صفي نيز اکنون وجود دارد، نقش بسته است.
قالي اردبيل که حتي امروز به عنوان يکي از ذخاير ارزي کشور انگلستان محسوب مي شود در سال 1312 ه . ق بنابر برخی نظرات به دليل کمبود بودجه شاهان قاجار و براي ساخت راه آهن در ازاي آهن فروخته شد. بعضي هم بر اين عقيده اند که براي تعمير بقعه فرش فروخته شده این فرش که کی . ابوت انگلیسی در دوره قاجار آن را ازاردبیل خارج کرده بنابه توصیه "ویلیام موریس" از شرکت "ونیست رابینسون" خریداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت "زیگلر" واقع در تبریز خریده بود.
معاون صنايع دستي سازمان ميرات فرهنگي و گردشگري استان اردبيل در خصوص چگونگي خروج و انتقال اين فرش به خارج ازکشور به خبرنگار ايرنا گفت: گفته مي شود درسال 1893 ميلادي 1272شمسی بقعه شيخ صفي به تعميراتي نيازپيدا مي کند و به همين بهانه فرش مزبور به مبلغ 80 تومان توسط افرادي فروخته شده و ازطريق شهر تبريز به لندن انتقال مي يابد.
جليل جباري افزود: در لندن برادران رابينسن فرش بقعه شيخ صفي الدين
اردبيلي را خريداري و بعدبه گنجينه ويکتوريا آلبرت هال اين شهر مي
فروشندکه تا زمان حاضر در آن مکان نگهداري مي شود.
به گفته او مبلغ 80 تومان حاصل از فروش قالي صرف تعمير بقعه و سقف قنديل خانه شده و بر اثر آن نقش سقف اين تالار نيز از بين مي رود.
وقتی دو انگلیسی در سال ۱۸۴۳ از زیارتگاه شیخ صفی الدین اردبیلی دیدار کردند دو قالی در آن محل قرار داشت. سه سال و اندی بعد از آن در اثر زلزله این مکان آسیب دید و احتمالا برای تهیه وجه لازم برای تعمیر، فرشها فروخته شدند.
قالیهای آسیب دیده در ایران توسط کمپانی «زیگلر» (Ziegler & Co) که در کار خرید فروش فرش بود خریداری شد. تکههای آن که هنوز قابل استفاده بود به هم متصل و نتیجه آن شد که یک قالی کامل و سالم به دست آمد و یک قالی بدون حاشیه با ابعاد کوچکتر در لس آنجلس باقی ماند.
در سال ۱۸۹۲ قالی بزرگتر توسط کمپانی «رابینسون» (Vincent Robinson & Co) در معرض فروش گذاشته شد. «ویلیام موریس» (William Morris) که از جانب موزه در مورد آثار هنری تحقیق میکرد طی گزارشی این فرش را فوق العاده و منحصر به فرد و بسیار زیبا توصیف و اصرار به خرید آن کرد. در ماه مارس ۱۸۹۳ با پرداخت ۲۰۰۰ پوند٬ «موزهٔ ویکتوریا و آلبرت» صاحب این قالی شد.
موزه ویکتوریاآلبرت
استفاده از گره هاي ترکي و پشم آذربايجان در بافت فرش و نيز لزوم نظارت بر
آن توسط پادشاه وقت که در تبريز حکومت مي کرد، امکان بافت فرش در اين شهر
را به يقين نزديک مي کند.البته باید در نظر داشت شاه تهماسب در آن ایام قزوین را پایتخت سلسله صفویه قرار داده بود.
البته برخی نیز با توجه به نام بافنده فرش مقصود کاشانی محل بافت آن را کاشان می دانند.
رنگ متن آن سرمه ای است که ترنج زرد طلایی زیبایی را در بر گرفته است اطراف ترنج 16 کلاله قرار دارد.
بدليل اين که اين فرش مخصوص مجموعه بافته شده و نيز در طراحي آن نوعي نوآوري به کار رفته است، نقطه عطفي در تاريخ صنعت قاليبافي ايران محسوب مي شود.
هر وجهي از وجوه فرش اردبيل
شاهكاري از هنر قالي بافي است.اين فرش از آن دسته فرش هاي سنتي است كه
ترنجي در وسط دارند و در ترنج سه رشته طرح دنبال هم و سه گونه ي متفاوت
حركت و رنگ با قوام و تناسب كامل بافته شده اند. در وسط فرش حوض سبز كوچكي
قرار دارد كه با گل احاطه شده و روي آن شكوفه هاي نيلوفر شناورند. نقوش
متقارن اسليمي به شكل لچكي هاي بزرگ،اين نگاره ي مركزي را توسعه داده و به
چيزي كه در واقع حاشيه ي لچك ترنج است،بدل مي كنند و آن را به سر ترنج هاي
خارجي پيوند مي دهند. در همان فضا و با حركتي در جهت مخالف،نوارهاي ابري
شكل تجريد يافته قرار دارند كه با همان ترتيب و با طول همان محور بافته
شده اند. رنگ اين نوارهاي ابري كه آبي و سفيد روشن تر مي باشد،به قدري به
رنگ زمينه نزديك است كه وضوحشان از نقوش اسليمي بسيار كمتر است و با تناسب
كامل جاي خود را در حاشيه ي مركز پر مي كنند.
نقش سوم مشتمل است بر
شاخه ي پيچك و شكوفه هاي كوچك. نماي طرح فراسوي تمجيد و ستايش است. زمينه
به رنگ لاجوردي براق پرمايه اي است كه تموج آن درخشش فريبنده اي برروي كل
طرح مي افكند. تعدادي شاخه پيچك كه هر كدام مسير خويش را دنبال مي كند،به
دفعات يكديگر را قطع مي كنند و داخل هم مي شوند. به واسطه ي پيچيدگي و
وابستگي متقابل شبكه ي شاخه ها به نظر مي آيد كه شكوفه ها با گشاده دستي
به اطراف پراكنده شده و همه جا را پر كرده اند؛اما در واقع تعداد شكوفه
ها به نحو حيرت آوري محدود است و وابستگي مكان آنها به ترتيب منطقي شاخه
ها از هر گونه بي نظمي جلوگيري مي كند.
نقشه فرش به دليل استفاده نکردن از شکلهاي هندسي که در آن
زمان در اکثر قالي ها و زيراندازهاي ايران مرسوم بود، بطور کامل ابتکاري
است بطوري که پس از گذشت سالها اکنون نيز هر فرش که به اين نقش بافته
شودبه نام نقشه شيخ صفي خوانده مي شود.
جلیل جباری معاون سابق صنايع دستي سازمان ميرات فرهنگي و گردشگري می گوید: در سال 1375
کارشناسان اين سازمان تصميم به بازبافت قالي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي
گرفتند که کار مطالعه فرش اصلي در لندن توسط متخصصان ايراني و خارجي
شروع و شناسنامه علمي آن شامل مشخصات فني، تعداد و نوع گره ها، نوع چله،
ابعاد و رنگها به دقت بررسي و تهيه شد.
وي اظهارداشت: طراحي اين فرش توسط استاد قره باغي انجام گرفت و بازبافت آن
توسط بافنده هاي معتبر ايران و تحت نظارت شوراي عالي نظارت شروع و در سال
82 به اتمام رسيد.
به گفته وي، بافت اين قالي همراه با بهسازي و بهبافي انجام و ايرادات و
نقص هاي احتمالي که درآن زمان در بافت فرش اصلي وجود داشته است، اصلاح و
اين فرش در52 رج و به ابعاد 11.52 در 5.34 متر با استفاده از 18 رنگ که
اغلب گياهي هستند، بازبافت شد .
جباري تاکيد کرد: فرش بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي که در بعضي از کتابهاي
معتبر ايراني و خارجي به نام قالي مسجد اردبيل از آن ياد شده همان اثر
روحاني فرش اصلي را به ديدار کنندگان و گردشگران مي بخشد.
این فرش زيبای بافتهشده در اردبيل از سوی روزنامه ساندی تایمز در فهرست ۵۰ شاهكار هنری برگزيده جهان، در مكان بيستونهم است.
مجموعه تاريخي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي عمارت حکومتي شاهان صفويه
درمرکز شهر اردبيل در ميدان عالي قاپوي اين شهر که بخشهاي مختلفي از جمله
چيني خانه، شربت خانه، گنبد الله الله، جنت سرا و مقابر خاندان صفويه را
شامل است يکي از ده اثر ارزشمند تاريخي ايران محسوب مي شود.
هم اکنون مقدمات ثبت اين مجموعه ارزشمند تاريخي در فهرست آثار جهاني در يونسکو درحال انجام است.
با ظهور اسلام و با صرف نظر از تجمل گرایی تا دوره خلفای عباسی اطلاعات دقیق یا نمونه ای در دست نیست امّا در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشته اند این هنر جان دوباره ای گرفت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمده است (به نقل از کتاب آموزش هنر قالیبافی-خانم پوراندخت نیرومند)
"المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبه های پارسی داشته است و در کتاب حدود العالم از بافته های سیستان و بخارا و قالیچه های فارسی یاد شده است."
مؤلف كتاب «حدودالعالم» در تاريخ 812 ميلادي به هنر قاليبافي در فارس اشاره نموده و يك قرن بعد «مقدسي» به قاليچههاي سجادهاي در اراضي مرتفع قائنات اشاره كرده و ياقوت حموي در سال 1179 ميلادي از وجود قاليبافي در منطقة آذربايجان ايران خبر داده است.
ابن بطوطه جهانگرد عرب در سالهاي 1304 – 1378 ميلادي از فرش سبز رنگي كه هنگام بازديد از ايذة بختياري جلو او پهن كردهاند، سخن گفته است.لیکن این روند دیری نپایید و خلفای بنی امیه و بنی عباس بر خلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی بن عیسی برای هارون الرشید، خود آگاهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این آن در کتب خود درج کرده اند خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.مدارك و دلايل آشكاري براي وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقيان است. سلجوق ها در تركستان غربي ساكن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب ، درسال 417 شمسی (1038 ميلادي) بر ايران حاكم شدند. دراين دوره بود كه قبايل ترك مهاجرت خود را به سمت ايران آغاز كردند و در نواحي آذربايجان و همدان سكني گزيدند وبه همراه خود نقش و نگار فرش هاي خود را آوردند. اما اينكه گفته شود، نوع گره هاي فرش را هم درهمين زمان با خود به همراه آورده اند، مي توان گفت كه اين سخن خلاف واقع است. زيرا گره Ghiord ( تركيه) دراين منطقه از سيصد سال پيش ازميلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقيان فرش بافي يا توليد فرش در تمامي آسياي صغير گسترش يافت. در فرش هاي سلجوقيان موتيف هاي تركمني با شرق دور يكي مي شوند. درقرن دوازدهم ميلادي نخستين فرش سلجوق از تركيه به شهر ونيز ايتاليا وارد مي شود. اين فرش در اصل داراي طرح و نقش گوً ل Göl تركمني بود. بعدا به اين طرح و نقش موتيف حيوانات نيز وارد مي شوند. مي توان گفت كه درموزه هاي كنوني اروپا تاريخ فرش نخست از قرن سيزده است، مانندفرش هاي سلجوق قرن سيزده از قونيه يا بیگ شهر Beyshehr تركيه يا فرش هايي كه ازقرن چهارده شناخته شده اند.
باتشكيل امپراطوري عثماني درسال 832 هجری (1453 ميلادي) تصرف كنستانتينپول بيزانس (استانبول)و فتح مملوك قاهره،در896 هجری (1517 ميلادي) فرش تركي با توليد در اندازه هاي بزرگ ظاهر مي شود.تركيه داراي يك سنت فرش به ارث رسيده از دوران سلجوق ها ، ازقرن يازده تا سيزده میلادی است كه تا امروز نيز محسوس است.
از سوي ديگر در تركيه درفرش منطقه برگاماBergama كه در موزه لندن قراردارد، مي توان تاثير موتيف هاي فرش تركمن را به ويژه در فرش Kiz- Bergama از سده هيجده میلادی مشاهده كرد. فرش ديگري از اين منطقه از قرن نوزده میلادی در موزه شهر مونيخ وجود دارد، كه مي توان آن را نوعي اثر ترك- تركمني ناميد. فرش مشهور ابريشمي مملوك هاي قاهره ،كه مربوط به نيمه اول قرن شانزده میلادی با گره ايراني و به رنگ قرمز، سبز و آبي است ، در موزه وين قراردارد. در اين فرش طرح اشكال هندسي فرش تركمن را مي توان ديد.
در خصوص قاليهاي دوره سلجوقيان بويژه سلاجقه ايران كمتر مطلبي تاكنون به رشته تحرير درآمده كه با قطعيت فرش بافي ايران در زمان تسلط سلاجقه را به اثبات رساند اما از آنجايي كه تعداد هشت قطعه قالي از دوران حكومت سلاجقه در آسياي صغير به دست آمده استنباط جهان غرب بويژه دانشمندان ترك بر آن است كه در اين دوره قاليبافي ايران در اضمحلال كامل به سر مي برده است. در اين ارتباط دكتر علي حصوري دلايلي در خصوص وجود سنت قاليبافي در اين دوره و حتي ايراني بودن تكه هاي پيدا شده در تركيه ارائه داده كه در اين جا به نقل آن مي پردازيم. علي حصوري معتقد است:
«در تاريخ قالي خاورميانه مسئله اي وجود دارد كه چندان مورد بحث قرار نگرفته و همين امر باعث شده است كه مطالب مطرح شده واقعي تلقي و پذيرفته شود. در آسياي صغير فرشهاي متعلق به قرن هشتم هجري از مساجد و بقاع معروف (بويژه مسجد علاء الدين در قونيه) به دست آمده است.
از آنجايي كه بخشي از اين دوره مقارن با پادشاهي سلاجقه روم مي شود، فرش هاي اين دوره با نام سلجوقي شهرت يافته است. ضمناً گرايش هاي قوي پژوهشگران تركية امروز و محدوديت دانش بي توجهي محققان غربي باعث شده كه قالي هاي آن عهد كه بافندگانشان ترك نبوده اند و ربطي با تركان نداشته اند (جز داشتن حكومتي سلجوقي) قالي ترك قلمداد شود و به سابقه و تاريخ قالي ترك فصل مهمي بيفزايد خوشبختانه مينياتورها و آثار ديگري كه از آن قرن ها باقي مانده به ما اين امكان را مي دهد كه به بررسي اين قالي ها بپردازيم.»
از طرفي همگي اين قالي هاي به اصطلاح سلجوقي داراي طرحهايي بوده است كه در قاليهايي كه در اطراف ايران بافته مي شود، مثلا در قاليهاي تركمن، سيستان، قفقاز و اران بيشتر باقي مانده است تا در قاليهاي مركز اين حوزة فرهنگي و شايد يكي از دلايل آن تحولات و بلوغ هنري است كه به علت غناي فرهنگي و شكل گيري مكاتب بزرگ باعث گرديده كه حتي در دورافتاده ترين مناطق روستايي ايران نيز نقوشي همچون اسليمي و لچك و ترنج بافته شود. از اين مسايل كه بگذريم علي حصوري به قدمت نقش هاي قاليهاي سلجوقي اشاره مي كند كه نمونه هاي فراوان و مشابه آن ها را مي توان در ادوار قبل از سلجوقيان مشاهده كرد اگر چه تاكنون قالي دوره سلجوقي در ايران به دست نيامده است اما نقش قالي آنها را مي توان در ديگر آثار ايراني رديابي كرد. در بررسي آثار تاريخي ايران متوجه مي شويم كه اشتراك طرح در بسياري از هنرهاي ايراني وجود داشته مثلا در صد سال گذشته طراحان فرش طراحي كاشي هم مي كرده اند و تعداد زيادي از آنها استادان مينياتوريست يا مذهب و حتي استادان تشعير هم بوده اند مانند بهزاد، سلطان محمد و ... بعلاوه حتي پيش از دوره مغول نقشه هاي مشترك پارچه و فرش هم داشته ايم كه نمونه هايي از آنها همچون محرمات وجود دارد كه در نقاشيهاي پيش از مغول روي لباسها و پارچه ها فراوان ديده مي شود. به همين منظور اگر نقش هايي روي پارچه ها يا بناها و ديگر آثار و و سايل زندگي ديده شود كه بر روي قاليهاي معروف به سلجوقي هم وجود داشته مي توان به سر منشأ مشترك اين نقشها در ميان قومي كه آنها را داشته پي برد. خوشبختانه از اين قسم، آثار باستانشناسي زيادي در دست است تا حدي كه از دوره آل بويه (قرن چهارم هجري) به بعد مي توانيم آثار اين نقشه ها را پيگيري كنيم . در آن زمان هنوز عنصر تركي در ايران مخصوصاً در حيطه حكومت آل بويه وجود نداشته است كه بتواند بر قالي، پارچه و ديگر وسايل كاربردي اثر بگذارد. در مطالب بعدي خواهيم ديد كه همين نقشه ها تا دوره تيموري هم بر روي قالي فراوان به كار مي رفته و از آن دوره به بعد رايج شده است.
منبع : ژوله ، تورج _ پژوهشي در فرش ايران _ انتشارات يساولي
نمونه های نفیس فرش
![]()
فرش عجایب، بزرگ ترین فرش جهان
|
کارشناسان عقیده دارند که تعداد شش یا هفت فرش دست بافت موجود در جهان، از دید هنری و تکنیکی دارای ارزش بسیار زیادی هستند. از جمله ی این فرش ها می توان به فرشی که زینت بخش کاخ پادشاهی دانمارک است اشاره کرد، که مراسم تاج گذاری پادشاهان دانمارک، بر روی آن انجام می شود. تمام نقش های این فرش بر روی تار و پودی از طلا بافته شده اند. فرش بسیار نفیس دیگری که در موزه ی وین نگاهداری می شود، فرش شکار نامیده می شود. این فرش ریز بافت ترین قالی موجود است که دارای 80رج حدود 125 گره در هر سانتی متر مربع است.
در حمله افغان و بعد در دوران نادر، قالی بافی دوباره مورد آسیب قرار گرفت و تا دوران قاجار بهبودی در وضع آن پدید نیامد.
دوره شكفتگي و عظمت (قاليبافي در عهد صفويان)ليكن در اين ميان هستند معدود افرادي همچون نيكلامانوچي، طبيب حاذق ايتاليايي كه مدعي است فرشهاي بيشماري در اين دوره در تبريز توليد ميگشته است.
لکن با توجه به نمونه های عالی باقی مانده از دوران صفویه باید گفت که اوج هنر در ایران خصوصا هنرهایی مثل کاشیکاری، قالیبافی ، منبت کاری، منقش کاری در این دوران بوده و در این دوران به اوج شکوفایی خود رسیده است بطور مثال شاه طهماسب که خود علاقه به هنر داشته و از طراحان فرش در زمان خود بوده هنرمندان بزرگ را در تبریز گرد آورد و کمک قابل ملاحظه ای به آنها کرد و در زمان شاه عباس این هنر به اعلا درجه ی خود رسید.
شاه عباس در اصفهان یک کارگاه دایر کرد و در این کارگاه فرشهای نفیسی برای دربار تولید نمود و پیشرفت قالی به آنجا رسید که یکی از منابع اقتصادی آن دوران گردید به دستور وی کارگاههایی در مشهد ،کاشان،شیروان،قره باغ،استر آباد، و گیلان دایر گردید و فرشهای نفیسی همچون فرش اردبیل،چلسی و فرشهای زیبای دیگری زینت بخش موزه های دنیا گردید .
در زمان صفویان مرکز قالی بافی در تبریز ،قزوین ،اصفهان و سایر شهرهای ایران به وجود آمده و کارگاه های مخصوص قالی بافی با تجهیزات لازم وبا تمرکز تولید در این زمان شکل گرفت .
کارگاه های منتسب به دربار نه تنها فرشهای مخصوص دربار را می بافتند بلکه به جهت تجارت و صادرات نیز همواره مشغول به فرشبافی بودند و مامورین سلطنتی نیز موظف به بازرسی فرشها دراین کارگاهها بودن تا اصالت آنها حفظ شود.
کم کم تجارت قالی به صورت امر عادی و رایج درآمد و باصدور قالی از اصفهان و تبریز به کشورهای همجوار نظیر ترکیه در اروپا به فرش ترکی موسوم شدند.صدور فرش بوسیله پرتغالیها از طریق خلیج فارس و یا از هند به اروپا نیز رایج بود.
در قرن شانزدهم میلادی قالی ایران در اروپا کالایی پر شکوه و اعجاب انگیز به نظر می رسد از همین دوران دربارهای اروپایی و به دنبال آنها خانواده های اشرافی اروپا شروع به سفارش قالی ایرانی کردند . شاهزادگان هندی نیز از سفارش دهندگان فرش ایرانی بودند.
از قرن هفدهم فرش های کاشان به دلیل مرغوبیت و ظرافت مشهور شد. در این قرن با انباشته شدن ثروت در کشورهای اروپایی تقاضا برای فرشهای بافته شده با نخهای طلا و نقره افزایش یافت . از آنجمله می توان سفارشات دربار لهستان به کارگاههای کاشان و بعضاً اصفهان را برای اینگونه فرشها نام برد. بعد ها اینگونه فرشهای زرین ابریشمی از آنجایکه به عنوان فرشهای ایرانی در اروپا شناخته شده نبوده به عنوان فرش لهستانی معروف شد.
در اين دوران در كنار قصر هاي پادشاهان كارگاههاي قالي بافي بنا شدو مراكز گوناگون كه قبلاً در تبريز، اصفهان، كاشان، مشهد، كرمان، جوشقان، يزد، استرآباد، هرات و ايالات شمالي نظير شيروان، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتري گرفتند.
فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شكارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .منبع:سایت تبیان
دوران
صفوی
عصر مشعشع احیای هنر در تمام زمینه هاست. نمونه های ارزنده موجود در
موزه های مشهور جهان نظیر قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین
اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت مضبوط
است، اکثراًَ حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت
سلاطین با کفایت صفوی، و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت
قالیبافی از حد یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقاء
یابد. شاه عباس از این مهم سهم بسزائی داشت، زیرا وی با تأسیس کارگاه
قالیبافی در جوار قصور سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را
مستقیماً زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود.
یادداشتهای سیاحانی چون تاورنیه، شاردن، رابرت شرلی تأییدی براین گفتار
است.
ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود چهانگردان و سیاحان
و سفرا به ایران زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر کشورها فراهم
ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافی و رونق
سفارشات افزود.
از این زمان کاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای
تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با
نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود.
این فرشها که بعداً به فرشهای لهستانی یا پولونز Polonaisa معروف شدند
یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه های مالک آنند.
شاه
عباس
با گردآوری بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصی نقاط کشور و
تجمع آنها در کارگاههای سلطنتی شاهکارهای بی نظری را در هنر فرشبافی سبب
شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش مینیاتور تذهیب توسط هنرمندان دگرگون
شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز گردید. تاخت و تاز افاغنه
همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان
عموم زنده کرد.
از اين دوران
حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده
که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه
های شخصی نگهداری می شوند.
در اين دوران در کنار قصرهای پادشاهان
کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز
گوناگون که قبلا در تبريز ، اصفهان
، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ،
يزد ، استرآباد ، هرات و ايالات شمالی
نظير شيروان ، قره باغ و گيلان وجود
داشتند توسعه و رونق بيشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران
بلندپايه طرحهای خلاصه شده و ترکيبی
ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن
وارد کردند. يعنی همان طرحی که قبلا
به زيباترين وضعی در قرن پانزدهم
روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می
رفت.
با اشغال كشور بوسيله افغانها(1722-1721 ميلادي) اين صنعت
رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قاليهاي ايراني، به ويژه فرشهاي نفيس ناحيه
تبريز به اروپا راه يافتند.
از سوي كشورهاي اروپايي نمايندگاني به تمام كشورهاي مشرق
زمين گسيل شدند و با رقابت
بسيار فشرده كليه فرشهاي كهنه و عتيقه را گردآوري كرده به
قسطنطنيه(استانبول) كه هنوز هم مهمترين
بازار قالي مشرق زمين بود فرستادند.
با به پايان رسيدن منابع فرشهاي كهنه، شركتهاي
انگليسي(زيگلر 1883م) آمريكايي
و آلماني به طور نامحدود اقدام به تأسيس كارگاههايي در
تبريز، سلطان آباد(اراك)، كرمان
كردند. اين روال تا جنگ جهاني اول كه توليد قالي به طور
قابل توجهي افزايش يافته بود
ادامه داشت.
در دوره قاجاریه با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده
بود و در طی قرون متمادی اوج و حضیض فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر
عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاههای فراوان
قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای
ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می
یافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ایران تجار خارجی خود به فکر سرمایه
گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی نظیر
کاشان، اراک، کرمان، هدایت این فن را به عهده گرفتند و با اعمال سلیقه و
دگرگونی طرحها اصالت آنها را نادیده انگاشتند.
طرحهای امریکایی که
خواسته های امریکاییان را دربرداشت و تحت عنوان باب امریکا مورد استفاده
قرار می گرفت و کپی از طرحهای فرانسوی ابوسون و ساونری حاصل این دوران
در دگرگونی طرحهای اصیل فرشبافی است. وجود جنگهای بین المللی اول و دوم
بازار پر رونق فرش ایران را با رکود ناگهانی روبروساخت و کارگاههای بسیاری
را كه از این طریق ارتزاق می کردند به تعطیل کشاند.
استفاده از رنگهای
مصنوعی که با پیشرفت صنایع رنگ کشورهای اروپایی به ایران راه یافته بود و
کاربرد گره جفتی از ارزش فرش ایران به نحوه محسوسی کاست و رکود اقتصادی در
کشورهای اروپایی برای چند دهه روند عادی تولید فرش سبب شد. در حال حاضر
بازگشت به اصالتهای گذشته و خلاقیت در طرحها با همت هنرمندان متعهد می
تواند جایگاه اولیه فرش ایران را در بازارهای جهانی تداوم بخشد و هنر
جاویدان فرش را چون همیشه اعتلا بخشد.
مهمترین کارگاهها در این دوره درتبریز،مشهد،کرمان،سلطان آباد(اراک) و کاشان بوجود آمده ودر تاسیس اکثر کارگاهها تجار آذربایجانی دست داشتند،زیرا عمده صادرات فرش نیز از طریق ترکیه توسط آنها انجام می گرفت. در این زمان استامبول پایتخت آنروز ترکیه به صورت مرکزی جهانی برای فرش ایران درآمده بود و اکثر تجار آمریکایی و اروپایی قالیهای ایرانی را از آنجا می خریدند.
تجار خارجی کم کم شروع به سرمایه گذاری در تجارت و تولید این کالا کردند وبا عرضه نقشه به تولید کنندگان نوعی تحمیل سلیقه غربی کردند که باعث تخریب برخی از طرحهای محلی شد.تکیه بر تولید بیشتر نیز باعث کاهش جنبه های هنری و افزایش جنبه های تجارتی فرش ایران گردید.
دولت موقت ایران در ابتدای قرن اخیر برای حفظ اصالت فرشهای ایرانی و جلوگیری از صرفاً تجاری شدن آن اقدماتی انجام داد که از آن جمله می توان ایجاد شرکت های سهامی فرش ایران ،به عنوان حافظ وناظر براصالت فرشهای ایرانی ،در سال 1314 نام برد.ازآنجا که در عمل ضابطه دقیقی بر نظارت وجود نداشت و اقدامی برای بهبود شرایط کار قالیبافی صورت نپذیرفت با حاکم بودن قوانین زور، تغییر و تحولی اساسی در بهبود این صنعت پدید نیامد وحتی با باز بودن دست عده ای که در تجارت فرش به دنبال سود زیاد و آنی بودند،تقلب در بافت و رنگ این هنر ایرانی رواج یافت که در بعضی موارد لطمات جبران نا پذیری به شهرت و اعتبار فرش ایرانی در بازارهای خارجی وارد آورد.همینطور با عدم وجود ضوابطی برای حفظ حقوق قالیبافان و حاکم بودن ضوابط ارباب رعیتی وضع اسف باری به قالیبافان محروم وبه خصوص کودکانی که در کارهای زراعی شرکت نداشتند تحمیل شد.
نکته ایی که در بررسی تاریخچه فرش در ایران باید اضافه کرد این است که اگرچه اکثر فرشهای مرغوب برای دربار تولید می شد ولی فرش حداقل در ایران و در کشورهای خاور نزدیک بر خلاف بسیاری از کشور های تولید کننده دیگر از زمانهای دور مصرفی عمومی پیدا کرده بود. این عمومیت مصرف در میان مردم به احتمال زیاد عامل اصلی اعتلای صنعت فرش در ایران است وفرشهایی که برای مصارف عمومی بافته می شد، معمولاً محکمتر بود (نظیر فرشهای مساجد با تار چند لا) و نقش هایی مایه گرفته از فرهنگ عامه داشت.بسیاری از این نقوش تجسم عوامل طبیعی چون خورشید و ستارگان ویا علائمی برای حفظ جان از گزند حوادث بود.(بازرگانی تهران)
برای داشتن مکان مناسب و گرم و نرم با توجه به منابع موجود و در دسترس انسان از زندگی پرندگان الهام گرفته و روش او را در ساختن لانه برای حصیربافی استفاده کرده است. و از پوست حیوانات شکار شده بعنوان زیر انداز استفاده کرده است.حفاریهای باستان شناسی نشان می دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی در منطقه بین النهرین از هزاره چهارم و پنجم قبل از میلاد متداول بوده است.
مرتضي راوندي در كتابتاریخ اجتماعي ایران به نقل از تاريخ تمدن ويل دورانت مينويسد(ج 7 ص62)
انسان پس از ساختن سوزن و سنجاق، به كار بافندگي پرداخت و چون به اين قانع نبودكه با پوست حيوانات خود را بپوشاند و يا با پشم گوسفند و الياف گياهان لباسهايي برايخود تهيه نمايد... رفته رفته، اليافي كه به كار ميبرده نازكتر و ظريفتر شده و حالت رشته نخرا پيدا كرده و در اين هنگام است كه بافندگي از مهمترين هنرهاي مخصوص زنان گرديدهاست، دوكها و ماسورههايي كه در ميان آثار عصر حجر به دست آمده، به خوبي نشان ميدهد كه صنعت عظيم بافندگي ريشه بسيار دوري دارد. همين نويسنده در بخش ديگر از تاريخطبري نقل ميكند «... و چون خدابرهنگي آدم و حوا را بديد، بفرمود تا يك گوسفند از هشتجفتي كه از بهشت فرود آورده بود بكشند و او گوسفند بگرفت و بكشت و پشم آن را برداشتو با حوا ببافتند. آدم براي خود جوبهاي و حوا براي خود پيراهن و روسري كرد و آن رابپوشيدند.
همچنين در حفاريهاي باستان شناسی شهر سوخته در شرق ايران يك تكه پارچه بافتهبينظير كشف شده است كه از لحاظ فنون بافت نشان دهنده اوج پيشرفت بافندگي ايرانيان درروزگار كهن ميباشد كه در رنگآميزي آن دو رنگ بكار رفته و ساختمان آن داراي بافتييكنواخت و مواد بافت آن از پشم حيوان است، اين نمونه منحصر به فرد متعلق به 2400 سالقبل از ميلاد است، با كشف اين بافته ميتوان به ساخت و استفاده از ابزارهاي بافندگي از قبيلميلهاي بافتني چوبي و قلابهاي بافتني و همچنين كاربرد ساير ملزومات فني اطمينانبيشتري يافت
از بافت اولین زیراندازهای پشمی و اینکه چه قومهای اقدام به تولید آنها کرده اند اطلاع دقیقی در دسترس نیست زيرااین بافته ها به لحاظ ساختار طبيعت شان در اثر نفوذ رطوبتو حشرات آسيب ميبينند و نابود ميشوند.اما با توجه به مصالح مورد نیاز این اتفاق باید در مناطق سردسیر و در میان اقوام و قبایل چادرنشین افتاده باشد که بهترین نمونه ی این مناطق را می توان مناطق آسیای مرکزی دانست.
انسان به مرور زمان پشم گوسفند را بصورت های تکامل یافته تر استفاده کرده است. بدیهی است اولین نمونه های زیراندازهای پشمی نمد بوده و سپس پشم با مهارتهای خاصی ریسیده شده و تبدیل به رشته های پشمی گشته و بصورت انواع گلیم بافته شده است. بگونه ای که بافت گلیم تا سده پانزدهم قبل از میلاد به مرحله بالای تکامل رسیده است.
كهنترين نمونه نقش قالي را دانشمندان آشورشناس در نقشهاي برجسته كاخ نينوا (پايتخت آشور، سرزمين قديمي در بخش وسطاي رود دجله) يافتهاند كه گل و حاشيه آن تقليدي از گلدوزيهاي بابل به نظر ميرسد. تاريخ اين نقشها را قرن هفتم پيش از ميلاد ميدانند بهترين نمونه اين نقش متعلق به خورسآباد در موزه لوور نگهداري ميشود.
قطع يقين بايد فرشبافي را فرآيند و سير تكامل بافندگي و هنر نساجي دستي ايرانيان عهد قديم دانست چرا كه با مطالعه روي نقوشی که برروي سنگها حك شده است. ميتوان بهپيشرفت اين فن در ميان انسانهاي عصر حجر پي برد..
اما ابزارهاي ويژه قالي بافی نيز در سالهاي اخير توسط دكتر علي حصوري كشف وشناسايي گرديده كه بنابه اظهار ايشان اين اشياء متعلق به دوره مفرغ يا عصر آهن ميباشد،با مقايسه اين اشياء با شكل و فرم ابزارهاي قاليبافي امروز كه در مراكز مختلف كشور مورداستفـاده قرار ميگيرند ميتوان قدمت فرشبافي كه نزد ايرانيان از هزاره سوم تا هزاره دومق. م تخمين زد.
نيكولاس فاكر در كتاب قالي ايران و ديگر قاليهاي مشرق زمين مينويسد:
در سال 850 ق. م شلمنسر سوم (858 ـ 824 ب. م) پادشاه آشور دستور داد ستوني هرميشكل به افتخارش بسازند و شرح پيروزيهايش را به خط كوفي و با تصاوير گويا برآن نقشكنند. در همين نقوش اين هرم فرستادگان كشورهاي همسايه را در حال تقدیم اشيايي به عنوانهديه و خراج نقش كرده بودند از آن جمله نقش دو نماينده از كشورهاي همسايه ايلام (درايران جنوبي) درحال حمل دو قالي لوله شده ديده ميشود.
در كتـاب مقـدس تـورات از كتـاب اگـزود (سرگذشت مهاجرت يهوديان از مصر) در بند 38-8-28 از قالي نام برده شده و اندازه آن 28 آرنج در 4 آرنج ذكر شده (هر آرنج حدود 50سانتيمتر است) يعني اندازه فرش مورد اشاره حدود 2‚14 متر بوده است.
گزنفون مورخ و سردار يوناني (آتني) (355-430 پ. م) هنگام ثبت جنگهاي ايران و يونانمينويسد: ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد قالي زير آن پهن ميكردند.
همين مورخ در كتاب ديگرش به نام آناباسيس اشاره به قالي ديگري كرده كه ارزش اقتصادي آن 10 نيائوس (واحد پول يونان) بوده است.
پرفسور گريشمن باستان شناس فرانسوي مينويسد: ساكنان پهنه ايران در قديمبرحسب نيازي كه به پوشاك و فرش زير پا داشتند به فنون ريسندگي پارچه و فرشبافي آشنابودند و از پشم گوسفندو موي بز فرش و تن پوش درست ميكردند كه نشانه و آثار آن دراشياي پيداي شده از دوران پيش از تاريخ تمودار ميباشند و همچنين است آثاري كه در غاركمربند در نزديكي بهشهر پيدا شدهاند نشانگر اين است كه در حدود 6 هزار سال ق از ميلاد ازپشم گوسفند و موي بز نخ هايي به صورت ساده تهيه ميشد و آثار پيدا شده از پشم در سيلككاشان، تپه حصار دامغان نقش رستم سرپل ذهاب، شوش و ماكو اين نظريه را تأئيد ميكند;

پرفسور آرتور ايهام پوپ از هنرشناسان صاحب نام جهان در كتاب هنر ايران اشاره بهفرشهاي ايران نموده مينويسد «برخي از فرشهاي ايراني بطور قطع پرزدار بودهاند وسپاهيان هراكليوس، امپراطور روم شرقي (بيزانس) (575-641 م) هنگام تصرف دستجرد دراطراف اصفهان در ميان غنائم جنگي تعداد زيادي فرش دستباف با خود از ايران خارجكــردهاند»
استفاده از پنبه نيز در بافتهها در حدود 5000 سال قبل مطابق با مستنداتي
كه در هندوستان بدست آمده آغاز گرديده بود، ليكن داستان ابريشم به گونهاي
ديگر است. در حدود 3000 سال قبل چينيان تنها توليدكنندگان ابريشم و
پارچههاي ابريشمي بودند. آنها اين صنعت را حداقل 5000 سال به صورت يك راز
در خاندان سلطنتي خود حفظ كردند. تا اينكه به واسطه يك ماجراي عشقي پرده از
روي اين راز برداشته شد.
در قرن دوم بعد از ميلاد شاهزاده خاندان
سلطنتي براي ازدواج با معشوقش نوغان ابریشم را مخفي كرد و به ايران آورد و به اين ترتيب
نوغانداري از ايران به سراسر جهان راه پيدا كرد.
قاليبافي در عهد هخامنشي
اما قدیمیترین فرش کشف شده جهان قالیچه ای است به نام پازیریک که در سال 1328 شمسی (1949) در دره ای به نام پازیریک کشف شد.

دره پازیریک در هشتاد کیلومتری مغولستان در قسمت جنوبی سیبری مرکزی و در کوههای آلتایی واقع است و محل سکونت قوم سکاها بوده است این قوم دسته ای از مردمان کوچ نشین آریایی و ایرانی تبار بوده اند که گستره محل زندگی آنها از شمال به دشت های جنوب سیبری از جنوب به دریای خزر و دریاچه اورال از شرق به ترکستان چین و از غرب تا رود دانوب می رسید.
در دومین مرحله کاوشهای باستانشناسی گروه باستانشناسی روسیه پروفسور سرگئی رودنکو فارغ التحصیل دانشگاه لنینگراد و عضو علمی ارشد انستیتو باستان شناسی آکادمی علوم روسیه و دستیارش گریازنوف در سال 1328 شمسی فرشی بسیار زیبا و با تکنیک بافت عالی در مقبره یخ زده رییس قبیله سکاها در نزدیکی مغولستان را کشف کردند که به نام محل کشف آن فرش پازیریک نام نهادند.در
پازيريك پنج مقبره بزرگ و نه مقبره كوچك كشف شد. كه بزرگترين آنها هفده متر مربع وسعت داشت . در اين گورها چهار
جسد موميايي شده و 123 اسكلت ديگر انسان، 34 اسكلت اسب و مقداري پوشاك و
ساير وسايل مذهبي و زين و ابزار آلات و چند قطعه قالي، نمد و گبه روي اسب(فرش
غاشيه) و
پارچه موجود بود.
در اثر نفوذ آب به درون گورها در همان سالهاي نخست و
به دنبال آن دفن و يخ بستن آنان اين اشياء حدود 2400 سال در زير يخها مدفون
شده و در نتيجه از ضايع شدن و پوسيدن در آمان ماندند. باستان شناسان روسي
براي دسترسي به اين اشيا به وسيله آب گرم، يخها را آب كردند.
اين قبرها
بوسيله اتصال چوبهاي قطوري با سرو ته يكسان محصور شدهاند و اين گورها حدود 4
متر درازا و 5/2 متر پهنا و حدود 2 متر بلندي دارند كه عيناً به موزه
آرميتاژ منتقل شده است.در مقبره پنجم آثاري از
صنعت بافندگي زمان هخامنشيان پيدا شد
این فرش که نتایج آزمایش رادیواکتیو قدمت آن را تا قرنهای پنجم و چهارم قبل از میلاد نشان می دهد یک قالی پشمی با رنگهای زنده است که در هر دو ردیف یک بار پود گذاری شده است. اندازه آن نزدیک به مربع 2*2 و دقیقا 1.89*1.98 سانتی متر است.تراکم بافت آن در هر سانتی متر مربع 36 گره است که تقریبا برابر با 42 رج امروزی می باشد.
رنگهای فرش پازیریک که با توجه به ماندن در محیط یخ زده نسبتا سالم است شامل قرمز اخرایی،ز رد، سبز کمرنگ و نارنجی بوده که دچار تغییر رنگ شده و به سایه ای از سبز و صورتی تبدیل شده است.
پروفسو رودنکو به محض دیدن این فرش گفت: "این فرش مرا به یاد تخت جمشید می اندازد" ا و در کتابی به نام " گورهای منجمد سیبری" که در سال 1331 شمسی منتشر شد در خصوص اکتشافات خود نوشت که این فرش کاری ایرانی است بدون آن که بدانیم کار کدام گروه از اقوام آریایی ماد، پارت یا پارس است.که توجه به نقشهای مشابه و همزمان این فرش با آثار و ستونهای تخت جمشید این نظریه را تایید می نماید.
این فرش هم اکنون در موزه ارمیتاژ شهر سن پترزبورگ نگهداری می شود.
گزنفون سردار و مورخ يوناني در كتاب خود موسوم به «سيرت كورش» ميگويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، زير آن قاليچه ميگسترانيدند.» سالنامة چيني «سويي مو» از فرش پشمي دوران ساسانيان به عنوان كالاي وارداتي به چنين نام برده است. در ادبيات فارسي قديم ايران نيز به كرات از تخت معروف «طاقديس» متعلق به خسروپرويز پادشاه ساساني ياد شده كه بر روي آن چهار تخته فرش نفيس گسترده شده بود و هر كدام يكي از فصول چهارگانه سال را نشان ميداده است.
تنها سندي كه با ترديد ميتوان به دوران حكومت اشكانيان نسبت داد، بافتههايي است كه در كاوشهاي سال 1345 شمسی در شهر قومس پیدا شد. اين كاوشها، توسط دو تن از باستان شناسان غير ايراني به نامهاي ديويد استروناخ و جان هانسمان، بين سالهاي 1345 تا 1348انجام شد. تا قبل از اين كشفيات، عمده نظرات در مورد فرشبافي در زمان اشكانيان و ساسانيان منحصر به نوشتهاي مورخان عرب زبان بود.
شهر قومس در صحراي خشك شمال شرقي ايران، نزديك دامغان كنوني قرار داشت. باستان شناسان اعتقاد دارند. شهر قومس در كنار شهر صد دروازه، كه يونانيان فاتح بعد از اسكندر آن را ساختند. بنا شده بود. اين شهر در سالهاي بين قرن سوم قبل از ميلاد و قرن سوم بعد از ميلاد در دوران پارتيها (اشكانيان)، كه يونانيها و روميها تلاش زيادي براي تصرف ايران به عمل آوردند. رو به آباداني گذاشت. منطقه اطراف شهر قومس توسط جاده ابريشم قطع ميشد و تجارت پرمنفعتي كه از اين طريق انجام ميشد، ابريشم و ادويهجات شرق را به غرب و شيشههاي رومي و اسب را به مشرق زمين ميرساند و اين امر منطقه را تبديل به ناحيهاي ثروتمند كرده بود.
منسوجات شهر قومس در مكانهاي سه طبقهاي كه از خشت ساخته شده بودند، كشف شد در اواخر دوران پارتيها اين گونه بناها به عنوان گورستان استفاده ميشد. دفن مردگان در اين گونه بناها به جاي دفن آنها در گورستانهاي زيرزميني به يك سنت زرتشتي بازميگردد كه باعث آلودگي كمتر زمين ميشد. باستانشناسان از میان اين كشفيات، قديميترين نمونه را به نيمه اول قرن يكم قبل از ميلاد نسبت ميدهند اين قطعه نمدي پشمي و قهوهاي رنگ و قسمتي از يك جليقه داراي آستين است. اندازه اين جليقه نمدي كه با بندي ابريشمي به اندازه دور گردن همراه است. آن را متعلق به يك بچه معرفي ميكند و اين قديميترين لباسي است كه تا به حال در ايران پيدا شده است. همچنين بند ابريشمي به اندازه دور گردن همراه است، بند اين جليقه قديميترين تكه ابريشم ايراني است. رنگ اين بند ابريشمي آبي مايل به سبز است تكههاي ديگر منسوجات از گورستان دومي به دست آمده است كه متعلق به قرن ششم ميلادي است و اين تاريخ براساس سكههاي دوره ساساني مربوط به هرمز چهارم، پادشاه ساساني(8-587 ميلادي) تخمين زده ميشود. اين قطعهها به واسطه تنوع گوناگوني كه دارند شگفت آور هستند. يكي از اين تكههاي پشمي داراي رنگ قهوه اي سير همراه با نوار سفيد است.
اما برجسته ترين و ناب ترين قطعهاي كه از حفاريهاي شهر قومس به دست آمده قطعه منسوجي است پرزدار به صورت پرزهاي فرفري شكل كه اگرچه به عقيده عدهاي خيلي بد شكل به نظر ميرسد، شايد قديمي ترين قرش پرزدار ايراني باشد كه پيدا شده است؛ البته تكه پرزدار و فردار ديگري كه از حفاريهاي منطقه حسنلوي ايران به دست آمده است و در موزه دانشگاه پنسيلوانيا نگهداري ميشود، خيلي قديميتر و متعلق به 800 سال قبل از ميلاد مسيح است، ولي شايد نتوان آن را نوعي فرش قلمداد كرد از لحاظ ساختار و اسلوب بافندگي تكه فرش شهر قومس داراي پرزهايي است كه به طور ساده تارها را در ميان گرفتهاند، پرز اين تكه فرش از پشم رنگ نشده اي ( خودرنگ) است كه به رنگ كرم است. قطعه فرش مذكور پس از كشف بلافاصله از گل و لاي زدوده شد و نگهداري و آزمايشهاي مذكور در موزه متروپوليتن نيويورك بر آن آغاز شد. اين تكه براي نمايش در كنفرانس بين المللي فرشهاي شرقي (ICOC) به موزه انسان شناسي لووي دانشگاه كاليفرنيا در بركلي قرض داده شد.



9متری شیرزاد چله نخ 25رج کرم مسی 2.50 3.50

قالیچه هریس چله نخ 25رج کرم مسی 1.50 2.20

6متری ماهی بیحاشیه چله نخ 25رج شویدی آسمانی 2.00 3.00


| 12متری | حاشیه گلفرنگ | چله نخ | 25 | سبز | الوان | 3.00 | 4.00 |

| 12متری | گلفرنگ | گل ابریشم | 25 | کرم | مسی | 3.05 | 4.20 |

| ذرع و نیم | مربع ماهی | چله نخ | 25 | کرم | طلایی-مشکی | 0.95 | 1.54 |

| دایره | شیخ صفی | ابریشم | 25رج کرم | پیازی | 2.00 | 2.07 |
" />
اندازه: پرده ای (۱.۸۰*۲.۵۰) طرح: باکو رجشمار: ۲۵ چله پشم حاشیه: کرم متن: کرم
" />
اندازه: پرده ای(۱.۸۰*۲.۵۰) طرح: یگانه جدید رجشمار: ۲۵ حاشیه: لاکی متن: کرم
" />
اندازه: پرده ای(۱.۸*۲.۵۰) طرح: کمالی رجشمار: ۲۵ حاشیه: کرم متن: مسی
" />
اندازه: ۶متری طرح: مناره رجشمار:۲۵ حاشیه: مینایی(سبز) متن: کرم
" />
اندازه: ۶متری طرح: هریس برگی رجشمار: ۲۵ حاشیه: کرم متن: پیازی
" />
اندازه: ۶متری طرح: هریس شکسته رجشمار:۲۵ حاشیه پیازی متن مینایی
" />

اندازه: ۶متری طرح: برگی رجشمار:۲۵ حاشیه: کرم متن: پیازی
" />

اندازه: ۶متری طرح: ماهی درشت رجشمار:۲۵ حاشیه:پیازی متن: کرم
" />
اندازه: ۱.۵۰*۱.۵ طرح: پنجه ای رجشمار: ۲۵ حاشیه: شویدی متن: پیازی
" />
اندازه: ۶متری طرح: ماهی بیحاشیه رجشمار:۲۵ حاشیه: پیازی متن: کرم
" />
اندازه: پرده ای(۱.۸۰*۲.۵۰) طرح: دورنگ رجشمار:2۵ زمینه: سرمه ای گرده: لیمویی
" />
اندازه: ذرع و نیم (۱.۰۰*۱.۵۰) طرح: هریس افشان رجشمار:۲۵ حاشیه: کرم متن: لاکی
target="_blank">
border="0" height="149" width"200" title="18042007041.jpg" alt="18042007041.jpg">
اندازه:۶متری(۲.۰۲*۳.۰۵) طرح: گلفرنگ چله: نخ گل ابریشم حاشیه: مسی متن: کرم
target="_blank">
border="0" height="150" width"200" title="11.234.16.14.9.jpg" alt="11.234.16.14.9.jpg">
اندازه:۶متری طرح:ماهی درشت رجشمار:۲۵ حاشیه: پیازی متن:کرم
target="_blank">
border="0" height="150" width"200" title="11.233.15.8.9.jpg" alt="11.233.15.8.9.jpg">
اندازه:۶متری طرح:هریس شکسته رجشمار:۲۵ حاشیه:پیازی متن:مینایی
target="_blank">
border="0" height="150" width"200" title="11.241.23.9.14.jpg" alt="11.241.23.9.14.jpg">
اندازه:۶متری طرح:هریس برگی رجشمار:۲۵ حاشیه: کرم متن:پیازی