![]() |
![]() |
|
| طلوع دوباره فرش اردبیل |
|
قاليبافي در دوران خلفاي سه گانه
پس از سقوط ساسانيان در عهد خليفه دوم قالي بافي تا حدودي دچار ركود ميگردد. دليل اين امر را ميبايست در دو عامل مهم دانست. اول آنكه اعراب داراي زندگي بدوي بودند و حتي با ظهور اسلام نيز در اين نوع رندگي خود تغييري ايجاد نكردند آنان برعكسِ سفال و سفالگري كه جهت آشاميدن، خوردن و يا نگهداري لوازم غذايي خود به آن محتاج بودند، احتياجي به زير انداز و يا فرش نداشتند چه آنكه آنها ميبايست همواره در بيابان زيسته و كمتر اسكان مييافتند. از طريق ديگر در دين مبين اسلام ساده زيستن از توصيههاي پيغمبر اكرم (ص) بوده است و در اين امر به خصوص خليفه دوم تعصب ميورزيده است. لذا اين خود بزرگترين دليل بود تا اعراب نسبت به فرش متمايل نباشند. از سوي ديگر دين مبين اسلام به تصوير كشيدن حيوان و انسان را مكروه دانسته و آنرا نشانه شرك و بت پرستي ميداند لذا بسياري از بافندگان دست از كار كشيده و به اموري ديگر پرداختند.با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بی نمودی آشکار به بقای خود ادامه داد. دليل دوم، وضعيت نابسمان اقتصادي برجاي مانده از اواخر دوران ساسانيان بود، كه بسياري از مردم ايران را به سوي حرفه های ديگر رهنمود ساخت. به هر حال از اواخر دوران خليفه سوم و از عهد اموي كه در بين خلفا تجمل و تجمل گرايي رواج داشت، قاليبافي مجدداً توسعه يافت. قاليبافي در دوران امويه
با روي كار آمدن امويان مجدداً فرشبافي رونق يافت. در واقع شيوههاي توليدي زمان ساسانيان آرام آرام و بدون اينكه تغيير نمايد مجدداً راهاندازي گرديد. چرا كه اعراب از زير اندازها تنها با گليم بافها آشنا بودند و اصولاً آگاهي نسبت به علم و سبك و شيوه قاليبافي نداشتند كه بتوانند در آن تغييري ايجاد كنند. از سوي ديگر اعراب به اين تعالي فرهنگي ايرانيان و خلاقيت آنان اگر چه در ظاهر بيان نميداشتند، ليكن يقين داشتند، لذا به هيچ وجه در اين دوران نميخواستند تا تمدن ايران را حذف كرده و تمدني ديگر جايگزين آن نمايند. از اين رو با بيم و هراس آن را محفوظ داشتند و همان سلطنت طلبي ساسانيان را به سبك عربي براي خود بازسازي نمودند. مورخان و جغرافيدانان عرب آن دوره از طرحهاي زيبا و بينظير قاليهاي ابريشمين بسيار سخن راندهاند از آن جمله ميتوان به روايتي اشاره كرد. به دستور هشام ابن عبدالملك (120 ه.ق) قالياي به درازاي 90 متر در 32 متر از جنس ابريشم و با استفاده از نخهاي ريز بافته شد تا در دربار خلافت پهن گردد. از ديگر اين روايات توصيف هوان تسانگ سياح معروف چيني، كه در دوران خلافت امويه به ايران آمد و در خاطرات خود قاليبافي ايران را صنعتي بينظير خواند، ميتوان نام برد. با ظهور اسلام و با صرف نظر از تجمل گرایی تا دوره خلفای عباسی اطلاعات دقیق یا نمونه ای در دست نیست امّا در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشته اند این هنر جان دوباره ای گرفت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمده است (به نقل از کتاب آموزش هنر قالیبافی-خانم پوراندخت نیرومند)
"المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبه های پارسی داشته است و در کتاب حدود العالم از بافته های سیستان و بخارا و قالیچه های فارسی یاد شده است." مؤلف كتاب «حدودالعالم» در تاريخ 812 ميلادي به هنر قاليبافي در فارس اشاره نموده و يك قرن بعد «مقدسي» به قاليچههاي سجادهاي در اراضي مرتفع قائنات اشاره كرده و ياقوت حموي در سال 1179 ميلادي از وجود قاليبافي در منطقة آذربايجان ايران خبر داده است. ابن بطوطه جهانگرد عرب در سالهاي 1304 – 1378 ميلادي از فرش سبز رنگي كه هنگام بازديد از ايذة بختياري جلو او پهن كردهاند، سخن گفته است.لیکن این روند دیری نپایید و خلفای بنی امیه و بنی عباس بر خلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی بن عیسی برای هارون الرشید، خود آگاهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این آن در کتب خود درج کرده اند خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.یاقوت حموی در قرن ششم هجری از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می دهد، و ابن بطوطه جهانگرد عرب در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان،هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی که در جلوی وی گسترانیدند یاد می کند. ادبیات فارسی نیز از این نشانه ها خالی نیست. خاقانی شیروانی به شهرت قالیهای مرندی در اشعار خود اشاره می کند. قاليبافي در عهد تيموريان
تهاجم قوم مغول آنچه را که دست آورد سلاطین گذشته بود،
منهدم ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را بر پشت اسبانشان فتح کرده
بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نمی بردند، و قالی که زاده
دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد،
بلکه باعث شد تا کارگاههای کوچک بافت قالی نیز به کلی مضمحل شود و طراحان
و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهای دور افتاده بگریزند. این امر که
ناخودآگاهانه صورت می گرفت، صرف نظر از ایجاد هسته های مرکزی فرشبافی در
روستاها، سبب شد تا روستائیان نیز با تحولات و پدیده های شهری آشنا شده و
طرحها از ویژگی و غنای بیشتری برخوردار شوند. لیکن روستائیان به لحاظ
مهاجرتهای اجباری و به واسطه سهولت در حمل و نقل، و از همه مهمتر به خاطر
دستیابی هرچه سریعتر به درآمدی ناچیز، از بافت فرشهایی در اندازه بزرگ
خودداری می کردند، و تنها به بافت قالیچه هایی در اندازه های بسیار کوچک
اهتمام می ورزیدند.
مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، لیکن به زودی مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و در آن مستحیل شدند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته رفته، به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته و موجبات پیشرفت زمینه های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلام گروید و قالیهایی برای مقبره خالدبن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت وی برای تزیین صحن قصور خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد و این خود می تواند دلیلی روشن بر برتری و پیشرفت هنر فرشبافی فارس نسبت به سایر شهرستانهای ایران در زمان این ایلخان مغول باشد. جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنردوست و هنرپرور بودند و بعضی شان در برخی از رشته های هنر دست داشتند. بایسنقر میرزا خود خطاطی قابل بود. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد کانونهای هنری در اعتلای این هنر گامهای مؤثری برداشتند. نقاشیهایی که از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه سلاطین تیموری به هنر فرشبافی است. حلقه مفقوده روند تکاملی هنر فرشبافی ایران تا ظهور سلسله صفوی ادامه می یابد و متأسفانه هیچ گونه نمونه قابل استنادی که بتوان با تکیه برآن پیشرفت این هنر را در طی این دوران مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم در اختیار نداریم. در اواخر قرن هفتم هلاكوخان مغول كه در عين بيرحمي و خونريزيهاي فراوان حامي عالماني همچون خواجه نصرالدين طوسي بود در گذشت. قيام سربداران نيز در سال 730 و در قرن هشتم به وقوع پيوست. در اواسط همين قرن بود كه تيمور از نوادگان گوركان بر ايلخانان پراكنده و اتابكان ايران چيره شد و آرام آرام بر تمامي سرزمين ايران تسلط يافت. تيمور لنگ اگر چه در روايات بسيار ذكر شده است كه اهل علم و ادب بوده است ليكن تمامي وقت خود را صرف جنگ و مبارزه كرد و كمتر فرصت يافت تا به هنر و قاليبافي توجه داشته باشد. با اين حال شايد يكي از بزرگترين خدمات او به ابناء بشر تربيت فرزندان هنر دوست و هنر پرور بود كه تا ساليان سال فرهنگ شرق از آنها در تاريخ به نيكي ياد خواهد كرد. پس از تيمور فرزند او شاهرخ به سلطنت رسيد. شاهرخ به قاليبافي توجه بسيار نشان داد و دستور داد تا قاليهاي فاخر و گرانبهاي تهيه نمايند. طرح اكثر اين قاليها شكسته بوده و چنين برميآيد كه بافندگان آنان هنوز به استادي نرسيده بودند. با اين حال تصاوير اين قاليها اكثراً در مينياتورهاي باقي مانده از آن عهد نقاشي شده است كه از مهمترين مستندات جهت اثبات قاليبافي در آن دوره ميباشد. از اين قاليها بعدها در كاخ اوزون حسن يكي از نوادگان سلسله آققره قويونلو استفاده شده است اين قاليها ضخيم و بسيار سنگين بوده است. شاهرخ و همسر گرانقدرش (گوهر شاد خاتون) به تربيت فرزندان هنر پرور و ادب دوست همت گمارند، چرا كه بنا به فرهنگ مغولي تربيت و پرورش شاهزاده بر هر امري اولاتر است از ايشان دو فرزند با نامهاي باي سنقر والغ بيك به يادگار ماند الغ بيك خط بسيار نيكويي داشت و قرآن را خطاطي كرد. ضمن اينكه به ساخت رصدخانه مراغه نيز همت گمارد با يسنقر نيز در اعتلاي معماري، نقاشي، خطاطي و قاليبافي بسيار كوشيد. او استاد خط ثلث بود و كتيبه مسجد گوهرشاد را با كمال استادي شخصاً خطاطي كرد اين شاه خلاق و با ايمان به تشويق هنرمندان دوره خود علاقه و اشتياق خاصي نشان داد. آوردهاند كه ثروت افسانهاي تيمور گوركان توسط فرزندان نوادگانش در راه اعتلاي هنرهاي زيباي ايراني مصروف شد. در دوره تيموريان شهرهاي سمرقند، بخارا، شيراز و هرات از مراكز مهم قالي بافي ايران شدند. در اين دوره نفوذ فرهنگ چيني در قاليبافي ايران سبب شد تا طرحهاي هندسي به صورت طرحهايي با خطوط دوار و منحني گرايش يافته و نقشمايههايي مانند پيچك و گلها، سيمرغ،آهو و... در طرحهاي نقش قالي ايران بوجود آمد. اين تغييرات در نقشه اثر شگرفي نيز بر تكنيكهاي بافت گذاشت. دو پود بافي كه لزوم بافت نقشههاي گردان است جايگزين تك پودبافي شد ضخامت دو پودها نيز تغيير كرده و به صورت يك پود ضخيم و يك پود نازك درآمد. با اين حال اطلاعات در اين زمينه بسيار اندك است چرا كه هيچ گونه قطعه بافتي از قرن نهم باقي نمانده است تا بتوان به بررسي ساختار آن پرداخت معدود قالي بافي مانده نيز متعلق به اواخر دوره تيموريان است كه نقشههاي گردان پيشرفت كرده و الزاماً فنون بافت نيز بايستي تغييرات خود راپيدا كرده باشد. پس از دو فرزند شاهرخ ميرزا، سلطان حسين بايقرا به حكومت رسيد. او نيز به مانند ساير اجداد خود سرمايه تيمور را صرف اعتلاي هنرهاي ايراني ساخت. در زمان بايقرا بزرگاني همچون بهزاد نقاش پا به عرصه هنر نهادند. مينياتورهاي بهزاد نقاشي در بوستان سعدي و ظفرنامه نيز از دگرگونيهاي طرحهاي قالي ايران حكايت دارد. در اين دوران نسخه خطي ديوان خواجوي كرماني، كه در موزه بريتانيا است با نقشهاي قالي آنقدر دقيق تزئين شده است كه در حقيقت وجودي آن ترديد نيست. قاليبافي در دوران هجوم ازبكها و سلسلههاي قوه قويونلو و آق قويونلو
سلطان حسين بايقرا در هجوم ازبكهاي خونخوار كشته شد و مجدداً مملكت ايران در بسياري از مناطق دستخوش هرج مرج و بيثباتي گرديد كه اين مساله برروي كيفيت و كميت توليد فرش دستباف بياثر نبود. در اين ميان دو طايفه قره قويونلو(صاحبان گوسفندهاي سياه) و آق قويونلو (صاحبان گوسفندان سفيد) بر عليه ازبكها شوريدند و قره قويونلوها شكستي سنگين بر لشگريان ازبك وارد آورند ليكن پس از مدتي خود نيز توسط آق قويونلوها و به واسطه حيله و نيرنگ شكت خورده و تار و مار گرديدند. قرهقويونلوها و آققويونلوها غرب ايران را تصرف كرده و مركزيت پايتخت خود را تبريز قرار دادند. در دوره اول يعني قرهقويونلوها اوضاع بيشتر به جنگ گذشت و آنان كمتر فرصت يافتند به فرهنگ و ادب بپردازند. ليكن در دوره دوم يعني آققويونلوها وضعيت به گونه ديگري شد. در اين دوره در تبريز فرشهاي بسيار زيبايي بافتهشد. به گونهاي كه بسياري از محققين براين عقيدهاند كه فرشهاي بسيار زيباي اوايل دوره صفويه احتمالاً در زمان آققويونلوها در تبريز بافته شده است. از اين خاندان حكايت كردهاند كه در زمان اوزون حسن كه گفته ميشود مردي روشنفكر از سلسله آققويونلوها بوده و پس از ديدار ژوزف باربارو، سفير جمهوري ونيز، در سفرنامه خود از زيبايي و كمال قاليهاي موجود در كاخ حكومتي بسيار سخن ميگويد و يا آمده است كه در تالار داوينچي شهر فلورانس ايتاليا صدها پرده نقاشي مربوط به اين خاندانها ديده ميشود كه در آنها قاليها و قاليچههاي ايراني نمايش داده شده است. بيشتر اين آثار پردههاي مذهبي هستند كه مقدسين را در اطاقها و كليساهايي كه با قالي ايران مفروش است نشان ميدهد. در بسياري از پردههاي كه از شاهكارهاي نقاشي «روبنس» ميباشد تصاوير مقدسين همچون «آرال آروندل» و همسرش و يا «هلن فورمالت» نقش قاليهاي ايراني به نحو زيبا و پسنديدهاي كشيده شده است. با اين حال امروزه هيچ گونه اثري از اين گونه فرشها وجود ندارد. دوران سلجوقیان مدارك و دلايل آشكاري براي وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقيان است. سلجوق ها در تركستان غربي ساكن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب ، درسال 417 شمسی (1038 ميلادي) بر ايران حاكم شدند. دراين دوره بود كه قبايل ترك مهاجرت خود را به سمت ايران آغاز كردند و در نواحي آذربايجان و همدان سكني گزيدند وبه همراه خود نقش و نگار فرش هاي خود را آوردند. اما اينكه گفته شود، نوع گره هاي فرش را هم درهمين زمان با خود به همراه آورده اند، مي توان گفت كه اين سخن خلاف واقع است. زيرا گره Ghiord ( تركيه) دراين منطقه از سيصد سال پيش ازميلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقيان فرش بافي يا توليد فرش در تمامي آسياي صغير گسترش يافت. در فرش هاي سلجوقيان موتيف هاي تركمني با شرق دور يكي مي شوند. درقرن دوازدهم ميلادي نخستين فرش سلجوق از تركيه به شهر ونيز ايتاليا وارد مي شود. اين فرش در اصل داراي طرح و نقش گوً ل Göl تركمني بود. بعدا به اين طرح و نقش موتيف حيوانات نيز وارد مي شوند. مي توان گفت كه درموزه هاي كنوني اروپا تاريخ فرش نخست از قرن سيزده است، مانندفرش هاي سلجوق قرن سيزده از قونيه يا بیگ شهر Beyshehr تركيه يا فرش هايي كه ازقرن چهارده شناخته شده اند. باتشكيل امپراطوري عثماني درسال 832 هجری (1453 ميلادي) تصرف كنستانتينپول بيزانس (استانبول)و فتح مملوك قاهره،در896 هجری (1517 ميلادي) فرش تركي با توليد در اندازه هاي بزرگ ظاهر مي شود.تركيه داراي يك سنت فرش به ارث رسيده از دوران سلجوق ها ، ازقرن يازده تا سيزده میلادی است كه تا امروز نيز محسوس است. از سوي ديگر در تركيه درفرش منطقه برگاماBergama كه در موزه لندن قراردارد، مي توان تاثير موتيف هاي فرش تركمن را به ويژه در فرش Kiz- Bergama از سده هيجده میلادی مشاهده كرد. فرش ديگري از اين منطقه از قرن نوزده میلادی در موزه شهر مونيخ وجود دارد، كه مي توان آن را نوعي اثر ترك- تركمني ناميد. فرش مشهور ابريشمي مملوك هاي قاهره ،كه مربوط به نيمه اول قرن شانزده میلادی با گره ايراني و به رنگ قرمز، سبز و آبي است ، در موزه وين قراردارد. در اين فرش طرح اشكال هندسي فرش تركمن را مي توان ديد. در خصوص قاليهاي دوره سلجوقيان بويژه سلاجقه ايران كمتر مطلبي تاكنون به رشته تحرير درآمده كه با قطعيت فرش بافي ايران در زمان تسلط سلاجقه را به اثبات رساند اما از آنجايي كه تعداد هشت قطعه قالي از دوران حكومت سلاجقه در آسياي صغير به دست آمده استنباط جهان غرب بويژه دانشمندان ترك بر آن است كه در اين دوره قاليبافي ايران در اضمحلال كامل به سر مي برده است. در اين ارتباط دكتر علي حصوري دلايلي در خصوص وجود سنت قاليبافي در اين دوره و حتي ايراني بودن تكه هاي پيدا شده در تركيه ارائه داده كه در اين جا به نقل آن مي پردازيم. علي حصوري معتقد است: «در تاريخ قالي خاورميانه مسئله اي وجود دارد كه چندان مورد بحث قرار نگرفته و همين امر باعث شده است كه مطالب مطرح شده واقعي تلقي و پذيرفته شود. در آسياي صغير فرشهاي متعلق به قرن هشتم هجري از مساجد و بقاع معروف (بويژه مسجد علاء الدين در قونيه) به دست آمده است. از آنجايي كه بخشي از اين دوره مقارن با پادشاهي سلاجقه روم مي شود، فرش هاي اين دوره با نام سلجوقي شهرت يافته است. ضمناً گرايش هاي قوي پژوهشگران تركية امروز و محدوديت دانش بي توجهي محققان غربي باعث شده كه قالي هاي آن عهد كه بافندگانشان ترك نبوده اند و ربطي با تركان نداشته اند (جز داشتن حكومتي سلجوقي) قالي ترك قلمداد شود و به سابقه و تاريخ قالي ترك فصل مهمي بيفزايد خوشبختانه مينياتورها و آثار ديگري كه از آن قرن ها باقي مانده به ما اين امكان را مي دهد كه به بررسي اين قالي ها بپردازيم.» از طرفي همگي اين قالي هاي به اصطلاح سلجوقي داراي طرحهايي بوده است كه در قاليهايي كه در اطراف ايران بافته مي شود، مثلا در قاليهاي تركمن، سيستان، قفقاز و اران بيشتر باقي مانده است تا در قاليهاي مركز اين حوزة فرهنگي و شايد يكي از دلايل آن تحولات و بلوغ هنري است كه به علت غناي فرهنگي و شكل گيري مكاتب بزرگ باعث گرديده كه حتي در دورافتاده ترين مناطق روستايي ايران نيز نقوشي همچون اسليمي و لچك و ترنج بافته شود. از اين مسايل كه بگذريم علي حصوري به قدمت نقش هاي قاليهاي سلجوقي اشاره مي كند كه نمونه هاي فراوان و مشابه آن ها را مي توان در ادوار قبل از سلجوقيان مشاهده كرد اگر چه تاكنون قالي دوره سلجوقي در ايران به دست نيامده است اما نقش قالي آنها را مي توان در ديگر آثار ايراني رديابي كرد. در بررسي آثار تاريخي ايران متوجه مي شويم كه اشتراك طرح در بسياري از هنرهاي ايراني وجود داشته مثلا در صد سال گذشته طراحان فرش طراحي كاشي هم مي كرده اند و تعداد زيادي از آنها استادان مينياتوريست يا مذهب و حتي استادان تشعير هم بوده اند مانند بهزاد، سلطان محمد و ... بعلاوه حتي پيش از دوره مغول نقشه هاي مشترك پارچه و فرش هم داشته ايم كه نمونه هايي از آنها همچون محرمات وجود دارد كه در نقاشيهاي پيش از مغول روي لباسها و پارچه ها فراوان ديده مي شود. به همين منظور اگر نقش هايي روي پارچه ها يا بناها و ديگر آثار و و سايل زندگي ديده شود كه بر روي قاليهاي معروف به سلجوقي هم وجود داشته مي توان به سر منشأ مشترك اين نقشها در ميان قومي كه آنها را داشته پي برد. خوشبختانه از اين قسم، آثار باستانشناسي زيادي در دست است تا حدي كه از دوره آل بويه (قرن چهارم هجري) به بعد مي توانيم آثار اين نقشه ها را پيگيري كنيم . در آن زمان هنوز عنصر تركي در ايران مخصوصاً در حيطه حكومت آل بويه وجود نداشته است كه بتواند بر قالي، پارچه و ديگر وسايل كاربردي اثر بگذارد. در مطالب بعدي خواهيم ديد كه همين نقشه ها تا دوره تيموري هم بر روي قالي فراوان به كار مي رفته و از آن دوره به بعد رايج شده است. منبع : ژوله ، تورج _ پژوهشي در فرش ايران _ انتشارات يساولي نمونه های نفیس فرش
کارشناسان عقیده دارند که تعداد شش یا هفت فرش دست بافت موجود در جهان، از دید هنری و تکنیکی دارای ارزش بسیار زیادی هستند. از جمله ی این فرش ها می توان به فرشی که زینت بخش کاخ پادشاهی دانمارک است اشاره کرد، که مراسم تاج گذاری پادشاهان دانمارک، بر روی آن انجام می شود. تمام نقش های این فرش بر روی تار و پودی از طلا بافته شده اند. فرش بسیار نفیس دیگری که در موزه ی وین نگاهداری می شود، فرش شکار نامیده می شود. این فرش ریز بافت ترین قالی موجود است که دارای 80رج حدود 125 گره در هر سانتی متر مربع است. در حمله افغان و بعد در دوران نادر، قالی بافی دوباره مورد آسیب قرار گرفت و تا دوران قاجار بهبودی در وضع آن پدید نیامد. دوره شكفتگي و عظمت (قاليبافي در عهد صفويان)پس از هفت قرن حكومت بيگانگان برايران زمين صفويان به پشتوانه تشيع و با همدلي مردم بر ايران تسلط يافتند و دست اجنبي را از اين مملكت كوتاه كردند. صفويه بعد از حمله اعراب به ايران اولين خاندان ايراني بودند كه حكومت را در اختيار گرفتند. از اين رو توانستند با توجه به همياري مردم در اعتلا و رشد هر چه بيشتر فرهنگ ايرانيان بكوشند. سرسلسله اين خاندان شاه اسماعيل بود و پس از او فرزندانش طهماسب و عباس برايران حكم راندند. از آنجاييكه در زمان هر يك از اين پادشاهان پيشرفتهاي گراني براي هنر قاليبافي ايران بوجود آمده لذا هر يك به طور جداگانهمورد بررسي قرار ميگيرد. قاليبافي در عهد شاه اسماعيل صفوي
شاه اسماعيل موسس سلسله صفويه بود. او به ظاهر شيعهاي متعصب بود و اين مذهب را به عنوان مذهب ملي ايران معرفي كرد. مردم ايران در آن زمان او را پادشاهي احيا كننده، آزادي بخش و با ايمان ميشناختند. سه پادشاه اول اين سلسله شاهاني بودند لايق و كاردان كه ديد وسيع وسعه صدر داشتند. در واقع در طول تاريخ به ندرت مشاهده شده كه سه پادشاه يكي پس از ديگري از لحاظ داشتن خصوصيات و صفات نيك پادشاهي چنين هم سطح باشند. اولين اين پادشاهان شاه اسماعيل صفوي بود. مدارك و مستنداتي وجود دارد كه شاه اسماعيل صفوي در پايتخت خود، «تبريز» كارگاههاي قاليبافي تاسيس كرد. اگر چه سیسیل ادواردز اين مساله را كاملاً رد ميكند و معتقد است شاه اسماعيل وقت خود را صرف تحكيم و يكپارچه ساختن رژيم حكومت خود و مبارزه با تركها و ازبكها كرد. با اين حال تبريز از دوران غازان خان يكي از ايلخانان مغول به عنوان يكي از پايگاههاي بافت قالي ايران شناخته شد. ليكن با اين وصف «اردمن» تحليگر هنر مشرق زمين در برخورد با جايگاه تبريز در بافت كمي محتاط عمل ميكند. او معتقد است حمله عثمانيها به اين شهر، اشغال آن براي 12 بار و عدم ثبات در اين شهر امكان رشد و توسعه قاليبافي را در اين شهر محدود ميسازد. همچنين زماني كه 14 سال پس از به قدرت رسيدن شاه اسماعيل براي اولين بار اين شهر توسط سلطان سليم اول فتح شد و كليه صنعتگران آن به استانبول منتقل گشتند نام هيچ بافندهاي ذكر نشده است(به نقل از Tashinoz) از اين رو به نظر ميرسد تبريز يك مركز داد و ستد قالي به جاي توليد فرش بوده است. ليكن در اين ميان هستند معدود افرادي همچون نيكلامانوچي، طبيب حاذق ايتاليايي كه مدعي است فرشهاي بيشماري در اين دوره در تبريز توليد ميگشته است. قاليبافي در عهد شاه طهماسب اول
شاه طهماسب پسر شاه اسماعيل صفوي بود. اكثر محققين و تحليل گران فرش ايران معتقد هستند در زمان حكومت شاه طهماسب هنر قاليبافي به عاليترين مدارج ترقي و پيشرفت نايل شد و شاه عباس پسر او بود كه توانست برپايههاي مستحكم و قوي اين جنبش نسبت به رساندن نام فرش ايران به حد اعلاي جهاني كوشش نمايد. شاه طهماسب سياستمداري محافظه كار و صلح جو بوداو با ازبكها و تركهاي عثماني پيمان صلح بست و از اين رو توانست بيش از 50 سال حكومت كند. او پايتخت را از تبريز به قزوين انتقال داد تا از گزند حمله تركها عثماني در امان باشد و از آنجاييكه خود فردي هنرمند وعلاقمند به قاليبافي بود اين شهر نيز در آن زمان به عنوان يكي از پايگاههاي عمده بافت ايران درآمد. شاه طهماسب خود دستي را طراحي داشت و گفته شده است كه چندين طرح براي قالي تهيه كرده است و هنرـ صنعت فرشبافي را كه در پادشاهيهاي پيشين يك حرفه و روستايي و حتي در پارهاي از مواد يك هنر عشايري ـ ايلياتي بود را به شهرها كشاند و به نوعي سبك شهري باف را پايهنهاد. در زمان او علاوه بر تبريز كه در كار بافت شهره خاص و عام گشته بود كارگاههايي در قزوين، كاشان، همدان، شوشترو هرات تاسيس كرد. همچنين سه تن از بزرگترين نقشان و طراحان ايراني را به امر طراحي قالي وا داشت. كمال الدين بهزاد، سلطان محمد و مير سيد علي طرحها و نقاشيهاي بينظيري را به ياد كار گذارند كه در ادوار بعدي پيوسته مورد استفاده قرار ميگرفت. همچنين او در بسياري از اين شهرها كارگاههاي درباري و سلطنتي را برپا ساخت و در آنها به بافت فرشهاي ظريف و بينظير درباري پرداخت كليه اين امور سبب گرديد تا امروزه از براي او سبكي بنام «مكتب شاه طهماسب» در نظر گرفته شود. از دوره50 ساله حكومت او نامه اي برجاي مانده كه از براي سلطان سليمان عثماني نگاشته است و طي آن پيشنهاد كرده است كه براي مسجد جامع سليمانيه قالی بافته شود و مصراً خواسته است تا اندازههاي لازم قاليها را در جواب فراموش نكند اين قاليها در موعد مقرر بافته و فرستاده شدند. سفير مجارستان در ايران آورده است كه در بين اين قاليها چند تخته قالي ابريشمي نيز وجود داشته است. از جمله طرحهاي مكتب شاه طهماسب ميتوان به جايگزيني قاليها ترنج دار به جاي طرحهاي تيموري و مغولي اشاره كرد. علاوه بر اين طرحها، نقش شكارگاه كه در آن عدهاي اسب سواري در حالي مسابقه و شكار را نشان ميدهد نيز مرسوم گرديد. در اين دوره اقتباس از طرحهاي تذهيبكاران در نقشهاي قالي قوت گرفت. از جمله شاهكارهايي كه در عهد شاه طهماسب بافته شده است شاهكاري به نام قالي شيخ صفي الدين يا قالي اردبيل است اين شاهكار با تا و پود ابريشمين و پرز پشمين و در سال 946 هجري قمري بافته شده است گره آن فارسي و در ابعاد 1152×534 سانتيمتر تهيه شده است بافنده آن نيز مقصود كاشاني بوده و در همين شهر نيز تهيه گرديده است اين فرش امروزه در موزه ويكتوريا و آلبرت انگلستان مورد بازديد هزاران بازديد كننده قرار ميگيرد. تحت حكومت صفويان بود كه كارگاه هاي سلطنتي توليد فرش در شهرهاي تبريز، كاشان، كرمان، اصفهان، شيراز و هرات به وجود آمدند.كمي ديرتر نخستين فرش مناطق چند خلقي قفقاز ظاهرمي شود،كه درآن تاثير فرهنگ فرش جنوب ايران، شرق دور وترك آشكار و اين سبك شناسي قالب است. لکن با توجه به نمونه های عالی باقی مانده از دوران صفویه باید گفت که اوج هنر در ایران خصوصا هنرهایی مثل کاشیکاری، قالیبافی ، منبت کاری، منقش کاری در این دوران بوده و در این دوران به اوج شکوفایی خود رسیده است بطور مثال شاه طهماسب که خود علاقه به هنر داشته و از طراحان فرش در زمان خود بوده هنرمندان بزرگ را در تبریز گرد آورد و کمک قابل ملاحظه ای به آنها کرد و در زمان شاه عباس این هنر به اعلا درجه ی خود رسید. شاه عباس در اصفهان یک کارگاه دایر کرد و در این کارگاه فرشهای نفیسی برای دربار تولید نمود و پیشرفت قالی به آنجا رسید که یکی از منابع اقتصادی آن دوران گردید به دستور وی کارگاههایی در مشهد ،کاشان،شیروان،قره باغ،استر آباد، و گیلان دایر گردید و فرشهای نفیسی همچون فرش اردبیل،چلسی و فرشهای زیبای دیگری زینت بخش موزه های دنیا گردید . در زمان صفویان مرکز قالی بافی در تبریز ،قزوین ،اصفهان و سایر شهرهای ایران به وجود آمده و کارگاه های مخصوص قالی بافی با تجهیزات لازم وبا تمرکز تولید در این زمان شکل گرفت .
کارگاه های منتسب به دربار نه تنها فرشهای مخصوص دربار را می بافتند بلکه به جهت تجارت و صادرات نیز همواره مشغول به فرشبافی بودند و مامورین سلطنتی نیز موظف به بازرسی فرشها دراین کارگاهها بودن تا اصالت آنها حفظ شود. کم کم تجارت قالی به صورت امر عادی و رایج درآمد و باصدور قالی از اصفهان و تبریز به کشورهای همجوار نظیر ترکیه در اروپا به فرش ترکی موسوم شدند.صدور فرش بوسیله پرتغالیها از طریق خلیج فارس و یا از هند به اروپا نیز رایج بود. در قرن شانزدهم میلادی قالی ایران در اروپا کالایی پر شکوه و اعجاب انگیز به نظر می رسد از همین دوران دربارهای اروپایی و به دنبال آنها خانواده های اشرافی اروپا شروع به سفارش قالی ایرانی کردند . شاهزادگان هندی نیز از سفارش دهندگان فرش ایرانی بودند. از قرن هفدهم فرش های کاشان به دلیل مرغوبیت و ظرافت مشهور شد. در این قرن با انباشته شدن ثروت در کشورهای اروپایی تقاضا برای فرشهای بافته شده با نخهای طلا و نقره افزایش یافت . از آنجمله می توان سفارشات دربار لهستان به کارگاههای کاشان و بعضاً اصفهان را برای اینگونه فرشها نام برد. بعد ها اینگونه فرشهای زرین ابریشمی از آنجایکه به عنوان فرشهای ایرانی در اروپا شناخته شده نبوده به عنوان فرش لهستانی معروف شد. قاليبافي در دوره زمامداري شاه عباس كبير
پس از شاه طهماسب پسر ارشد او شاه عباس براريكه سلطنت تكيه ميزند. او برخلاف پدر كليه صلح نامه را يك به يك لغو كرده و تمامي معترضين و همسايگان مزاحم را خلع يد ساخت او پس از سالها فتنه ازبكها را سركوب كرده و به طور كلي آنها را از بين برد و تار ومار كرد. سپس در چند جنگ متوالي بر عثمانيها غلبه كرد و دست آنها را براي هميشه جهت تعرض به ايران كوتاه ساخت. شاه عباس پايتخت خود را به اصفهان انتقال داده و در آنجا بزرگترين كارگاه سلطنتي و درباري بافت قالي را پايه نهاد. چه آنكه بسياري از نويسندگان در زمانهاي مكرر به اين كارگاه اشاره داشتهاند كه از جمله آنها ميتوان به دو سياح فرانسوي يعني تاورنيه و شاردن، سررابرت شرلي انگليس، كشيش و مبلغ مذهب مسيحيت از لهستان و همچنين منشي شاه عباس را كه تاريخ مفصل ايران در زمان حكومت او را به رشته تحرير درآورده است، اشاره كرد. در كليه يادداشتهاي اين سياحان و مورخين آمده است كه اين كارگاه در نزديكي چهلستون و ميدان نقش جهان احداث گرديده بود. «تاورنيه» در اين باره ميگويد.«اين كارگاه به طور مداوم مشغول تهيه قالي براي دربار بود» بسياري از اين قاليها علاوه بر مفروش ساختن كاخهاي سلطنتي جهت هديه به سلاطين و امراي خارجي به كار ميرفت و سبب ميشد تا علاوه بر اشتهار نام ايران در اين صنعت، اثري نيز از آنها در موزههاي سلطنتي خارجي باقي مانده تا امروزه بتوان نسبت به بررسي وضعيت قاليبافي در آن عهد نظر دارد. در هر حال شاه عباس نيز به مانند پدر در راه اعتلاي اين هنر بسيار كوشيد و او نيز مكتبي تحت عنوان «مكتب شاه عباس» براي خود در قاليبافي برجاي گذاشت در مكتب او قاليهايي با طرح، گلداني، اسليمي، درخت و باغ (بوته) و سجادهاي طراحي و توليد گشت. در مورد طرح گلداني «سرريچارد ارتور پورپ» عقيده دارد كه از جوشقان ميآيد و بينانگذار آن نعمت ا.... جوشقاني است از اين نوع طرح امروزه فرشي وجود دارد كه بر مزار شاه عباس كبير در قم گسترانده شده است. از مشهورترين فرشهاي با طرحهاي گلداني فرشي است كه امروزه در موزه متروپولتين نيويورك قرار دارد. از قاليهاي با طرح اسليمي امروزه به تعداد انگشتان دست باقي مانده است برخي آن را طرح شاه عباسي نيز ميخوانند از اين قاليها در قفقاز و تركيه عثماني سالها تقليد گشته و نمونههاي بسياري بافته شده است. در مكتب شاه عباس با استفاده از نقش ترنج و تصاوير حيوانات و اشكال درختان و بوته طرح جديدي پايهريزي شد كه به آن درخت و بوته اطلاق گرديد بهترين نمونه از اين نوع قالي در موزه هنر فيلادلفيا نگهداري ميشود كه در كردستان بافته شده است نمونه ديگري از آن نيز در متروپوليتن نيويورك وجود دارد. جمله كارشناسان منشاء اين طرح را غرب ايران و بلاخص كردستان دانسته و رنگ غالب آنها آبي و سرمهاي است. ديگر طرح مكتب شاه عباسي طرح باغي است كه ابداع آن را به اواخر سلطنت صفويه در كرمان نسبت ميدهند اين طرح از ابداعاتي است كه در طراحي قالي و در اوايل صفويه و در مكتب شاه عباسي مرسوم گرديد. معروفترين اين فرشها قطعه فرشي است كه امروزه در موزه متروپوليتن قرار دارد. از جمله فرشهايي كه امروزه از آن به عنوان يكي از شاهكارهاي قالي ايران در عهد شاه عباس ذكر ميشود قاليهاي موسوم به قاليهاي لهستاني است. در بهار سال 1601 ميلادي زيگموند سوم فرمانرواي لهستان به يك بازرگان ارمني به نام موراتوتيس ماموريت داد تا به ايران سفر كرده و چند تخته فرش براي كاخهاي سلطنتي لهستان خريداري نمايد. بازرگان نامبرده نيز بافت اين فرشها را به بافندگان كاشاني سفارش داد كه در آن زمان حدود 300 تخته بافته شده است كه از آنها 8 قطعه در موزه رزيدنتش مونيخ 4قطعه در مرقد آقا اميرالمومنين علي(ع) در نجف و تعدادي ديگر در قلعه روزنبرگ گپنهاك دانمارك وجود دارد. رنگ غالب اين فرشها صورتي، سبز و زرد كمرنگ است و يادآور آثار بزرگاني همچون كمال الدين بهزاد، عليرضا عباسي، سلطان محمد نقاش ميباشد.(مرکز تحقیقات فرش) از اين دوران حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده كه در موزه هاي بزرگ دنيا و يا در مجموعه هاي شخصي نگهداري مي شوند. در اين دوران در كنار قصر هاي پادشاهان كارگاههاي قالي بافي بنا شدو مراكز گوناگون كه قبلاً در تبريز، اصفهان، كاشان، مشهد، كرمان، جوشقان، يزد، استرآباد، هرات و ايالات شمالي نظير شيروان، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتري گرفتند. فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شكارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .منبع:سایت تبیان دوران
صفوی
عصر مشعشع احیای هنر در تمام زمینه هاست. نمونه های ارزنده موجود در
موزه های مشهور جهان نظیر قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین
اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت مضبوط
است، اکثراًَ حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت
سلاطین با کفایت صفوی، و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت
قالیبافی از حد یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقاء
یابد. شاه عباس از این مهم سهم بسزائی داشت، زیرا وی با تأسیس کارگاه
قالیبافی در جوار قصور سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه بافندگان را
مستقیماً زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود.
یادداشتهای سیاحانی چون تاورنیه، شاردن، رابرت شرلی تأییدی براین گفتار
است. از اين دوران
حدود 3000 تخته فرش به يادگار مانده
که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه
های شخصی نگهداری می شوند.
با اشغال كشور بوسيله افغانها(1722-1721 ميلادي) اين صنعت
رو به انحطاط گذاشت.
در دوره قاجاریه با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده
بود و در طی قرون متمادی اوج و حضیض فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر
عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تأسیس کارگاههای فراوان
قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای
ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می
یافتند. با رونق روزافزون بازار فرش ایران تجار خارجی خود به فکر سرمایه
گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی نظیر
کاشان، اراک، کرمان، هدایت این فن را به عهده گرفتند و با اعمال سلیقه و
دگرگونی طرحها اصالت آنها را نادیده انگاشتند. گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ. از قرن هجدهم فرشهای ایلات و عشایر ایران نیز در خارج مورد توجه قرار گرفت . در قرن نوزدهم مهم ترین مراکز تولید تبریز،جوشقان، کرمان و مشهد بودند.فرشهای سنه ،ساروق و فراهان نیز به خاطر طرح های زیبا معروف شدند. در این قرن تجارت و صادرات بالا گرفت. مهمترین کارگاهها در این دوره درتبریز،مشهد،کرمان،سلطان آباد(اراک) و کاشان بوجود آمده ودر تاسیس اکثر کارگاهها تجار آذربایجانی دست داشتند،زیرا عمده صادرات فرش نیز از طریق ترکیه توسط آنها انجام می گرفت. در این زمان استامبول پایتخت آنروز ترکیه به صورت مرکزی جهانی برای فرش ایران درآمده بود و اکثر تجار آمریکایی و اروپایی قالیهای ایرانی را از آنجا می خریدند. تجار خارجی کم کم شروع به سرمایه گذاری در تجارت و تولید این کالا کردند وبا عرضه نقشه به تولید کنندگان نوعی تحمیل سلیقه غربی کردند که باعث تخریب برخی از طرحهای محلی شد.تکیه بر تولید بیشتر نیز باعث کاهش جنبه های هنری و افزایش جنبه های تجارتی فرش ایران گردید. دولت موقت ایران در ابتدای قرن اخیر برای حفظ اصالت فرشهای ایرانی و جلوگیری از صرفاً تجاری شدن آن اقدماتی انجام داد که از آن جمله می توان ایجاد شرکت های سهامی فرش ایران ،به عنوان حافظ وناظر براصالت فرشهای ایرانی ،در سال 1314 نام برد.ازآنجا که در عمل ضابطه دقیقی بر نظارت وجود نداشت و اقدامی برای بهبود شرایط کار قالیبافی صورت نپذیرفت با حاکم بودن قوانین زور، تغییر و تحولی اساسی در بهبود این صنعت پدید نیامد وحتی با باز بودن دست عده ای که در تجارت فرش به دنبال سود زیاد و آنی بودند،تقلب در بافت و رنگ این هنر ایرانی رواج یافت که در بعضی موارد لطمات جبران نا پذیری به شهرت و اعتبار فرش ایرانی در بازارهای خارجی وارد آورد.همینطور با عدم وجود ضوابطی برای حفظ حقوق قالیبافان و حاکم بودن ضوابط ارباب رعیتی وضع اسف باری به قالیبافان محروم وبه خصوص کودکانی که در کارهای زراعی شرکت نداشتند تحمیل شد. نکته ایی که در بررسی تاریخچه فرش در ایران باید اضافه کرد این است که اگرچه اکثر فرشهای مرغوب برای دربار تولید می شد ولی فرش حداقل در ایران و در کشورهای خاور نزدیک بر خلاف بسیاری از کشور های تولید کننده دیگر از زمانهای دور مصرفی عمومی پیدا کرده بود. این عمومیت مصرف در میان مردم به احتمال زیاد عامل اصلی اعتلای صنعت فرش در ایران است وفرشهایی که برای مصارف عمومی بافته می شد، معمولاً محکمتر بود (نظیر فرشهای مساجد با تار چند لا) و نقش هایی مایه گرفته از فرهنگ عامه داشت.بسیاری از این نقوش تجسم عوامل طبیعی چون خورشید و ستارگان ویا علائمی برای حفظ جان از گزند حوادث بود.(بازرگانی تهران)
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 8:46 توسط حسین وثوق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو سایت عناوین مطالب سایت |
| درباره سایت |
نمایشگاه اینترنتی شرکت فرش وثوق
نشانی: اردبیل کوچه ارمنستان بازار امام حسین طبقه دوم پلاک 39 و 40 تلفن:04513331724 فاکس: 04513364285 ایمیل:vosuq.carpets@gmail.com |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
مقالات ذرع و نیم پرده ای 6متری قالیچه دایره کناره تابلو ورنی( گلیم سوزنی) 12 متری |
| پیوندها |
|
نمایشگاه کفپوش هانوور آلمان(دوموتکس) سایت اطلاع رسانی فرش اتاق بازرگانی ایران موزه فرش ایران اتاق بازرگانی اردبیل |
|
RSS
|